یادداشت/به مناسبت هفته کتاب و کتابخوانی (۲)
یک پیشنهاد و چند پرسش
سیدمسعود رضوی
دو واقعة مهم در حیطة کتاب و نشر در کشور ما، در دو زمان بسیار حساس، عبارتند از برگزاری نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران و برگزاری هفتة کتاب، که هر دو تنوع و گسترة وسیع‌تری دارند، امّا بین‌المللی نیستند و فقط معطوف به بازار و امکانات و محیط فرهنگی میهن می‌شوند. این دو واقعه، با مدیریت دولتی در طول سال‌ها و دهه‌های اخیر برگزار شده و همچنان تداوم یافته‌اند، اما باید امروز پرسید که دستاوردهای آن‌ها تا چه اندازه با هزینه‌ها تناسب دارند و اهدافی که معمولاً برای چنین پروژه‌های گزافی تعریف و بیان می‌شوند تا چه اندازه واقعی بوده و محقق شده‌اند.
دولتی‌بودن این دو واقعه، در کنار جشنواره‌ها و نمایشگاه‌ها و همایش‌ها و سایر کنش‌هایی که به نام کتاب و تبلیغ و ترویج فرهنگ کتابخوانی و حمایت از نشر و نویسنده و کتاب صورت می‌گیرند، پرسش‌های مهمی را هم برمی‌انگیزد. زیرا هزینه‌های زیادی به نام کتاب سال، نمایشگاه‌های مشترک باسایر کشورها، نمایشگاه‌های استانی، کتاب کودک، جشنواره‌های کتابخانه‌ای و… از جیب مردم یا همان بیت‌المال مصرف می‌شوند و لذا ما به عنوان رسانه‌هایی که واسطة مردم و نهادهای دولتی و سیستم مدیریت کشور در سطوح مختلف هستیم، لازم است دربارة این هزینه‌ها و تحقق آن هدف‌ها سؤالاتی بپرسیم و تفحّص کنیم و جواب بخواهیم. حوزة کتاب، از چنان ارزش و احترامی برخوردار است که معمولاً هرکس چنین اِن قُلت و اسئله و اجوبه‌ای را به میان می‌آورد، متهم می‌شود که چرا گریبان ضعیف فرهنگ و آستین کوتاه نشر، و دست و پای نحیف کتاب را گرفته و به سراغ دانه‌درشت‌ها و موضوعات مورد توجه عموم و عوام نمی‌رویم؟! البته این توجیهات همیشه بوده و هست،‌ لذا همچنان جای برای این پرسش‌ها باز است و خبرگان و خبرنگاران در حوزة مذکور باید پرسش‌های زیادی را مطرح کنند و مثلاً بپرسند که روند استکمالی نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، به غیر از تحول جغرافیایی از مرکز نمایشگاه‌ها در بزرگراه دکتر چمران به مصلّی و از آنجا به شهرآفتاب، از حیث کیفی و تأثیرگذاری و ساماندهی و بهبود وضع نشر و کتاب، چه دستاوردهایی داشته است؟ آیا به جز امکان افزایش فروش مقطعی برای برخی ناشران، مطرح شدن برخی دیگر، و ارائة تخفیف ویژه در طول ده روز برای بازدیدکنندگان و در کنار آن عرضه و توزیع بن‌های دانشجویی و استادی و دانش‌آموزی و طلاّب و… چه چیز و چیزهایی را به مثابه دستاورد ملّی برای آن می‌توان تعریف کرد!؟
باری، عجالتاً بحث دستاوردها را به کناری می‌گذاریم، زیرا پرسش بزرگی در کنار نمایشگاه‌های دولتی کتاب، به ویژه نمایشگاه بین‌المللی تهران وجود دارد که باید شاخصه‌ها و آمار بدان پاسخ دهد و برخی از کارشناسان خبره و جامعه‌شناسان نخبه در آن موضوع کار کنند و نهایتاً پاسخ دهند که آیا نمایشگاه بین‌المللی، سبب تضعیف نهادهای سنّتی و طبیعی در بازار کتاب بوده است یا خیر؟ منظور از این نهادهای طبیعی و متعارف، کتابفروشی‌ها و راسته‌های کتاب و حتی دکّه‌های فروش و بساطی‌های کتاب‌فروش است که در طول سه چهار دهة اخیر، بجز یکی دو مقطع کوتاه، آب رفته و آرام‌آرام ناپدید شده و حقیقتاً هر روز کمیاب‌تر می‌شوند.
پدیده‌هایی مثل کتابفروشی‌های پرزرق و برق دولتی، نظیر فروشگاه‌های شهرکتاب و امثال ذلک نیز از یک‌سو، در غیاب دکّان‌های بی‌رونق کتاب، ارزشمند و مفید هستند و از سوی دیگر همان پرسش مطرح می‌شود که آیا این سازه‌ها و فروشگاه‌های دولتی، برای بازار طبیعی عرضه و تقاضای کتاب، سمّ مهلک نیستند و آیا واسطه‌های توزیع و فروش کتاب که طی یکصد سال در سراسر شهرهای ایران پا گرفته و رشد کرده بودند، امروزه به دلیل وجود همین رقبای گردن‌کلفت و قدرتمند و صاحب سرمایه‌های بی‌حد و حصر، از میدان خارج نشده و ره به سوی نابودی نپیموده‌اند؟ منظورم کاهش چشمگیر کتابفروشی‌ها و دکّه‌های کتاب و رکود و ورشکستگی و تغییر کاربری فضاهای آن برای منظورهای تجاری غیرکتابفروشی است.
اما مسأله اصلی در این مقاله، حتی این هم نیست. مسأله‌ای که بسیار اهمیت دارد و پس از طرح آن، به اهل فن و ناشران کتاب و نویسندگان و دیگر دست‌اندرکاران صنعت و اقتصاد کتاب و نیز مدیران و کارشناسان محترم حوزة کتاب در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سرانجام خبرنگاران و گزارشگران کتاب در رسانه‌ها، در همین‌جا اعلام می‌کنیم که اعلام نظر کرده و با طرح دقیق پرسش‌ها و راهکارها و جزئیات و کلیات مربوط به این پیشنهاد یا مسئله، اعلام نظر کنند؛ تغییر زمان هفتة کتاب در آبانماه، با نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران در اردیبهشت ماه هر سال است. مهم‌ترین دلیل آن، غیر از آب و هوای گرم تهران در میانه و پایان اردیبهشت ماه، تعطیلات طولانی در اواخر اسفند تا نیمه و گاهی بیشتر فروردین ماه است. همچنین تراکم رفت و آمد در اسفند ماه هر سال و هجوم ناشران برای چاپ کتاب‌هایشان در زمستان تا پایان اسفند و همزمان شدن این ماه‌ها با چاپ سررسید و منطبعات مربوط به پایان سال برای مراکز دولتی و نهادهای خصوصی و حتی شخصی است که آمار آن بسیار وسیع و حیرت‌انگیز است. لذا ناشران با افزایش قیمت کاغذ و تنگنای وقت و نوبت برای چاپ و لیتوگرافی و صحافی و… روبه‌رو شده و حمل و نقل و رفت وآمد در مجموع کار یک کتاب نیز بر تراکم ترافیک و گرفتاری‌های عمومی می‌افزاید.
افزون بر این مسائل، دانشجویان و دانش‌آموزان و طلاب بسیاری از افراد حقیقی و حقوقی، در این ماه که به پایان سال تحصیلی نزدیک می‌شوند، کتاب‌ها و منابع اصلی درسی را تهیه کرده و منابع و کتب سال بعد هم نامشخص است. لذا چه اشکال دارد که همة این امکانات به اوایل پاییز،‌ که همان اوایل سال تحصیلی دانشگاه‌ها و مدارس و بسیاری از حوزه‌ها نیز هست منتقل شوند. سه ماهة تابستان که رفت و آمد در تهران به دلیل تعطیلی مدارس و مراکز آموزشی بسیار تسهیل می‌یابد و نیز قیمت فرآورده‌ها و مواد اولیه کتاب و خدمات مربوط به آن کمتر شده، فرصتی عالی است تا ناشران، کتاب‌های تازه را آماده و عرضه کنند. می‌توان همین کتاب‌ها را برای جشنواره‌ها و مسابقاتی نظیر کتاب سال در اواخر هر سال نیز قابل اجرا و استحصال دانست.
باری، اگر وضع مناسب آب و هوا و خنکای آبان را هم اضافه کنیم، به نظرم نمایشگاه بین‌المللی کتاب می‌تواند در فضا و زمان بهتری در اوایل آبان ماه یا اواخر مهر ماه برگزار شود و هفته کتاب به روزهای بهاری و گل‌گشت اردیبهشت در سراسر میهن عزیزمان منتقل شود. از تغییر و تحول و جابجایی‌های بزرگ نباید هراسید و شاید همین بتواند آغاز دستاوردهای بزرگ برای این دو واقعه و همایش عظیم کتاب و فرهنگ باشد.

Email this page

نسخه مناسب چاپ