محک
همبستگی ملی به بهانه زلزله
ابوالقاسم قاسم زاده
ایران در خط بروز زلزله قرار دارد. این پیام نتیجه سال‌ها بررسی علمی در داخل و خارج کشور است. اما هر بار که زلزله‌ای می‌آید دو پدیده سر بر می‌آورد، اول موج همبستگی ملی است که سراسر ایران برای کمک‌رسانی و التیام آلام هموطنان منطقه زلزله زده بسیج می‌شوند. زلزله بزرگی که در منطقه رودبار گیلان و بم در کرمان اتفاق افتاد را یاد آورید، اگر چه خسارت‌بار بود و موجب کشتار، ویرانی منازل و فروپاشی زندگی بسیاری از خانواده‌ها شد، اما مردم سراسر ایران در کنار دولت ایستادند و تا آنجا که امکان داشتند در سامان بخشیدن به خسارت‌ها و پی‌‌آمدهای فاجعه زلزله یاری رساندند و کمک کردند. این‌بار نیز در زلزله غرب کشور موج همبستگی ملی شکل گرفته است و همه استان‌ها از شمال تا جنوب، از شرق تا غرب کشور آماده کمک‌رسانی به هموطنان زلزله زده شده‌اند. دولت باید موج همبستگی ملی را سازماندهی کند و به آن سرعت و نظم لازم را ببخشد.
پدیده دوم که پس از وقوع هر زلزله موضوع روز در محاوره عمومی مردم می‌شود، پیش‌گیری و آینده‌نگری درباره مقاوم‌سازی ساختمان‌ها در برابر زلزله‌ها است. از سال‌ها قبل اگر چه در ساخت و سازها دگرگونی‌هایی صورت گرفته است و به لحاظ فنی ارزیابی مقاومت در برابر زلزله در ساخت و سازها در نظر گرفته می‌شود و از شروط کسب مجوز رسمی است، اما همچنان در مقایسه با بسیاری از کشورها، فاصله بسیار داریم. مردم در گفتگوهای خود، کشور ژاپن را مثال می‌زنند و الگو قرار می‌دهند که در فاصله کمتر از چهاردهه، اساس ساختمان‌سازی و مقاوم‌سازی در این کشور در برابر زلزله چنان تغییر و تحول پیدا کرد که اکنون سراسر کشور ژاپن از شهر و روستا تا وقوع ۸ ریشتر زلزله بیمه و مقاوم شده است. زلزله‌های بین ۶ تا ۵ر۷ ریشتر نه تنها خسارت‌های بالایی را به بار نمی‌آورد که در برخی از آنها تعداد انگشت شماری جان باخته بجا می‌گذارد.
در کشور ما هنوز در اغلب شهرها مشکلات «بافت فرسوده» همچنان موضوع روز است. علاوه بر آن با هر زلزله ساختمان‌های جدید چنان آسیب می‌بینند که موضوع روز محافل می‌شوند. نمونه در همین زلزله، خرابی آپارتمان‌های چند مجموعه از مسکن مهر است که چند سالی از ساخت آنها نگذشته است!
در سه دهه گذشته قانونگذاری برای مقاوم‌سازی ساخت و سازها با در نظرگرفتن فاجعه زلزله نه تنها کم نبوده، بلکه امروز از نظر تدوین قوانین و آیین‌نامه‌ها کمبود کمتری داریم. در اجرا نیز هرچند مدتی گزارش‌های خوبی ارائه می‌شود، اما از این زلزله تا زلزله دیگر، آنچه سر بر می‌آورد کشتار و ویرانی است که علاوه بر اختصاص هزینه‌های سنگین برای بازسازی، جبران از دست دادن جان هموطنان را هرگز نمی‌کند. از دیروز که زلزله در چند شهر در غرب کشور موجب ویرانی ساختمان‌ها و فوت و زخمی شدن شهروندان این مناطق شده است، بار دیگر این پرسش از سوی مردم در سراسر کشور به‌صورت جدی و در همه محافل سربرآورده است که چرا شورای شهرها، شهرداری‌ها، مجلس و مسئولان مستقیم در دولت، اجرای قوانین مقاوم‌سازی در ساخت و سازها و الگوی ساختمان‌سازی را در برابر حوادث گوناگون بخصوص زلزله آن‌گونه که باید جدی نمی‌گیرند و انجام نمی‌دهند و به سامان نمی‌رسانند!؟ مردم می‌پرسند مشکل کجاست؟ چرا هنوز ناامنی در برابر زلزله همچنان خسارت‌های مالی و جانی شدید در سراسر کشور به‌بار می‌آورد؟ بعد از وقوع هر زلزله‌ این گفتگوها و پرسش‌ها در رسانه‌ها و محافل مردمی شدت می‌یابد و موجی می‌سازد، اما بعد از مدتی فروکش می‌کند و به‌ قول معروف از این زلزله تا زلزله دیگر، همه در انتظار فاجعه می‌مانند.
همبستگی ملی در برابر حوادث، بخصوص زلزله، برآمده از فرهنگ مردم است. اما هنر دولت و مسئولان باید در این باشد تا از این همبستگی ملی برای تغییر و تحول محیط زندگی و سامان بخشیدن به شرایط زیست بهره‌گیری کنند و پیش‌گیری را مقدم بر ترمیم و جبران خسارت‌ها بعد از وقوع حادثه بدانند. تشکیل ستادهای بحران برای کمک رسانی بعد از وقوع حوادث امری مطلوب بوده است و تاکنون در زمان‌های سخت و بحرانی جواب داده است، اما همچنان در امر پیش‌گیری و پیش‌بینی یا بقول معروف علاج واقعه قبل از وقوع، لنگ می‌زنیم و آنگونه که باید و شاید، موفق نیستیم.

Email this page

نسخه مناسب چاپ