یادداشت
هزینه بی‌مسئولیتی
فتح الله آملی
ظاهراً مثل همه چیز دیگر، حتی وقتی زلزله هم می‌آید باز مثل همیشه پای سیاست در میان است.
نگارنده شاید بیش از سی یادداشت در نقد مسکن مهر و روش اجرای آن، آنهم نه حال و در دوره دولت فعلی یا قبلی، بلکه حتی در همان دوران دولت‌های نهم و دهم نگاشته است و از جمله منتقدان این طرح بوده و هستم اما با نگاهی به نقدها و تحلیل‌های این روزها و آنهم پس از زلزله‌ای چنین دلخراش، محور قرار گرفتن مسکن مهر و تسویه‌حساب با این دسته‌گل دوران دولت احمدی‌نژاد در شرایط فعلی را یک بحث انحرافی می‌دانم زیرا توجه به آن و معطوف کردن ماجرا فقط به این گوشه حادثه، ما را از توجه به مواردی اساسی‌تر بازمی‌دارد؛ چرا که مشکل ما و اصولاً مشکلی که پس از زلزله اخیر خود را بروز داده مسکن مهر نیست و اگر هم هست همه ماجرا این نیست. آنقدر خانه خراب شده و آنقدر آوار بر سر مردم ریخته و آنقدر سقف پایین آمده که واحدهای مسکن مهر در آن گم است، هرچند بیش از همه دیده شده و می‌شود. لذا همین اول بحث تکلیف خود را روشن کنیم که پای سیاست را از زلزله بیرون بکشیم تا بتوانیم راحت‌تر به مشکلات ساختاری عدیده‌ای که وجود دارد برسیم.
بگذارید بحث را با یک خبر تکان‌دهنده ادامه دهیم. وزیر بهداشت می‌گوید در زلزله اخیر مراکز درمانی تازه‌ساز بیش از مراکز قدیمی سی چهل سال پیش صدمه دیده‌اند و باید این مسأله رابه دقت مورد ارزیابی و کنکاش قرار داد و با آن برخورد کرد. بیمارستان همانطور که می‌دانیم در همه جای دنیا باید سازه‌ای بسی مقاوم‌تر از استاندارد معمول داشته باشد چرا که وقتی همه جا آوار شد همه باید بتوانند در بیمارستان پناه بگیرند. آیا این خبر وزیر به تنهایی نباید شگفت‌زده‌مان کند؟
مدارس بسیاری هم تخریب شده‌اند نباید پرسید چرا؟ مگر در همه جای دنیا ساخت مدرسه مقررات سختگیرانه‌تری ندارد؟ اگر این مدارس تعطیل نبودند و بچه‌ها در حال درس خواندن بودند چند جوان و نوجوان محصل پرپر می‌شدند؟
همه می‌دانیم که وقتی می‌خواهیم مسکن مهر ارزان بسازیم تازه اگر دزدی و بخوربخور و فسادی هم نباشد پیمانکار مجبور است از کیفیت مصالح بزند، چون اصل، ارزان درآمدن کار است؛ پس دیگر گلایه برای چیست؟ اما در ساخت مدرسه و بیمارستان که با بودجه دولتی ساخته می‌شود و قاعدتاً باید بالاترین استانداردها را داشته باشد و هیچ ربطی هم به مسکن مهر ندارد چرا وضع چنین است؟ این‌همه استاندارد و این‌همه مهندس‌ناظر و این‌همه دستورالعمل نظام‌مهندسی و مصوبات جور واجور را به قول بچه‌ها کجای دلمان بگذاریم؟
در این مملکت تا دلتان بخواهد مهندس عمران داریم که خیلی‌هایشان هم بیکارند. مقررات و ضوابط و استاندارد هم الی ماشاءالله حتی بیشتر از کشورهای پیشرفته تصویب کرده و پای کار گذاشته‌ایم؛ پس مشکل جای دیگری است.
هزینه تخلف از مقررات و هزینه نادیده گرفتن مصوبات و بی‌تدبیری و بی‌قانونی با عرض معذرت آنقدر پایین است که به راحتی می‌توان همه چیز را نادیده گرفت. همچنان که هزینه سوء مدیریت بسیار اندک است.
کدام مسئول اجرایی و مدبر و وزیر و وکیل هزینه‌ای بابت بی‌تدبیری و تخلف و بی‌قانونی‌اش، حداقل به قدری که بازدارندگی ایجاد کند، پرداخته است؟
چند ساختمان شناسنامه و گارانتی دارند تا اگر بلایی بر سرش آمد بتوان یقه سازنده یا مهندس ناظرش را گرفت و بلایی سرش آورد که دیگر هوس تخلف نکند یا به مماشات و بی‌توجهی نگذراند؟
در کشور زلزله‌خیزی چون ایران که هر چند وقت یکبار شاهد حوادث عبرت انگیز تلخی به خصوص زلزله‌های مهیب بوده است چه درسی از زلزله طبس و رودبار و بم و بیرجند و ورزقان و… گرفته‌ایم که فکری برای ساخت و سازمان بکنیم و جلوی بروز حوادث را بگیریم؟
شما را به خدا بیایید و حداقل در این مصیبت بزرگ که جان صدها هموطن عزیز ما را گرفته و هزاران نفر را مجروح و مصدوم کرده و ده‌ها هزار نفر را در سرمای استخوان‌سوز غرب کشور آواره خیابان‌ها و چادرها؛ سیاست و نگاه سیاسی و تسویه‌حساب‌های جناحی را به کناری نهیم و به مشکلات ساختاری که مسبب پیدایی چنین اوضاع آشفته‌حالی در مدیریت کشور است، نگاهی عمیق و مسئولیت‌شناسانه و دردمند بپردازیم و هزینه سوء مدیریت، تخلف، فساد، بی‌توجهی،‌ بی‌قانونی و بی‌مسئولیتی را چنان بالا ببریم که هر فرد،‌ هر نهاد و هر سازمان بداند که اگر کارش را درست و دقیق انجام ندهد هرگز نمی‌تواند از زیر بار مجازات آن خلاصی یابد.

Email this page

نسخه مناسب چاپ