دورنمای مبهم صلح در یمن
بخش اول
 

اظهارات تازه ولیعهد عربستان مبنی بر تداوم جنگ در یمن به منظور جلوگیری از شکل گیری آنچه «حزب اللهی دیگر» خوانده شده، ضمن بازنمایی اهداف واقعی متجاوزان به یمن، چشم انداز صلح این کشور را بیش از پیش در‌هاله‌ای از ابهام فرو می برد. به گزارش گروه پژوهش و تحلیل خبری ایرنا، پس از سال‌ها جنگ ویرانگر و تجاوز نیروهای ائتلاف به رهبری عربستان به یمن و کشته و آواره شدن هزاران نفر از مردم بی پناه، در حالی که چشم اندازهایی مثبت از خروج عربستان از جنگ یمن ایجاد شده بود، اظهارات تازه «محمد بن سلمان» ولیعهد عربستان، آب پاکی را روی دست تحلیلگران ریخت. بن سلمان در گفت‌وگو با خبرگزاری «رویترز» گفت: جنگ را ادامه می‌دهیم تا مطمئن شویم که حزب‌الله دیگری تکرار نمی‌شود زیرا یمن برای ما خطرناک‌تر از لبنان است. چندی پیش روزنامه «رأی الیوم» در تحلیلی نوشته بود: آنها دنبال گزینه‌های جایگزین و راهکارهای مسالمت‌آمیز می‌گردند و اگر به این راهکارها دست پیدا نکنند، عربستان و امارات به تدریج از بحران یمن کنار می‌کشند و اوضاع را به طرف‌های یمن واگذار می‌کنند تا خود جنگ را تا آنجا که خسته شوند ادامه داده و خودشان به توافق میان خود دست یابند یا اینکه طرفی بر طرف دیگر پیروز شود یا گزینه سومی به نام تقسیم یمن شکل بگیرد. این در حالی بود که «عادل الجبیر» وزیر خارجه عربستان هم در گفتگویی رسانه ای به این موضوع اشاره کرده بود. او تاکید کرده بود که راهکار نظامی دیگر به تنهایی برای حل اوضاع یمن کارساز نیست و عربستان از راهکار سیاسی برای حل بحران یمن و سوریه حمایت می‌کند.
حال اما به نظر می رسد مقامات سعودی تداوم تجاوز نظامی به یمن را در دستور کار خود قرار داده اند. هدف از تداوم این جنگ هم ممانعت از تبدیل شدن «انصار الله» به آنچه حزب اللهی دیگر در مرزهای جنوبی سعودی خوانده شده ، است؛ گویی ولیعهد سعودی با این اظهار نظر، ادعاهای پیشین رهبران عربستان در مورد علت تجاوز به یمن را برملا کرده است. بیش از دو سال است که رهبران سعودی، به بهانه بازگرداندن مشروعیت به دولت «عبدربه منصور بن‌هادی» رییس جمهوری مستعفی یمن، رهبری نیروهای ائتلافی را بر عهده گرفته و علیه مردم مظلوم و شهروندان یمنی وارد جنگ شده‌اند. این در حالی است که منصور بن‌هادی هم به تازگی مدعی شده که جمهوری اسلامی ایران به دنبال ایجاد حزب الله جدید در یمن و مرزهای عربستان است. رییس جمهوری مستعفی یمن مدعی شده که ایران از انقلابیون یمن به عنوان ابزاری برای ایجاد ناامنی و بی‌ثباتی در کشورهای مجاور و به خصوص عربستان استفاده می‌کند و جنگ ظالمانه‌ای که انقلابیون بر این کشور تحمیل کردند به نفع ایران است.!
جنگ یمن از سال ۲۰۱۵ آغاز شد. برآورده نشدن مطالبات مردمی در دولت «عبدربه منصور‌هادی»، رییس‌جمهوری که به دنبال برکناری «علی عبدالله صالح» در جریان خیزش کشورهای اسلامی موسوم به بهار عربی روی کار آمده بود، اسباب اعتراضات مردمی دوباره را فراهم کرد. شدت گرفتن اعتراضات به رهبری نیروهای انصارالله (حوثی‌ها)، موجب شد ‌هادی از مقام خود استعفا داده و از کشور خارج شود. به دنبال استعفای ‌هادی، عربستان سعودی به منظور بازگرداندن مشروعیت به دولت مستعفی، با تشکیل ائتلافی از کشورهای عربی، حمله نظامی خود به یمن را آغاز کرد. حدود ۲ سال و نیم از آن زمان می گذرد و همچنان یمن هدف بمباران هوایی پی‌درپی نیروهای ائتلاف قرار می‌گیرد. در این میان مردم یمن هر روز شاهد کشته شدن شمار زیادی از غیرنظامیان، زنان و کودکان خود هستند. در جریان دو سال و نیم تجاوز نظامی عربستان به یمن بیش از ۳۳ هزار نفر کشته شده‌اند. به رغم هشدار بسیاری از نهادهای حقوق بشری به نیروهای ائتلاف، همچنان مردم غیرنظامی، زنان و کودکان در معرض خطر جنگ در یمن قرار دارند.این ادعاها در حالی از سوی متجاوزان به حقوق مردم یمن مطرح می شود که جمهوری اسلامی ایران همواره حامی مردم مظلوم یمن بوده و خواستار حل بحران این کشور از طریق روش‌های مسالمت آمیز، گفت‌وگو و تفاهم بوده است.
اظهارنظرهای اینچنینی از سوی متجاوزان به حقوق مردم یمن اما، نشانه‌های خوبی از آینده تحولات این کشور به دست نمی دهد. وقتی هدف از تداوم جنگ، مقابله جدی با نیروهای انصارالله و شکست آن عنوان می شود، همه امیدها برای یافتن روش‌های مبتنی بر گفتگو و مصالحه برای پایان بخشی به جنگ نقش بر آب می شود. عجیب اینجا است که مقامات عربستانی از سویی از تداوم تجاوز سخن می‌گوید و از سویی دیگر از تلاش برای پیشبرد مذاکرات. چنانکه ششم آبان ماه، «محمد آل جابر» سفیر عربستان در یمن مدعی شد که کشورش به دنبال فعال سازی راهکار سیاسی برای پایان جنگ یمن است.
وی همچنین ادعا کرده ریاض از تلاش‌های «اسماعیل ولد الشیخ» فرستاده سازمان ملل در یمن برای حل بحران و بازگشت گروه‌های مذاکره کننده به میز مذاکرات حمایت می کند. مقامات عربستانی از سویی در خصوص تداوم جنگ در یمن تا شکست کامل انصارالله به عنوان یکی از نیروهای قدرتمند در یمن سخن می گویند و از سویی دیگر در خصوص مذاکره گروه‌های مختلف در این کشور سخن می گویند. با توجه به اظهارات مقامات سعودی به نظر می‌رسد آنها به دنبال یافتن راه حلی ترکیبی از تداوم جنگ و پیشبرد مذاکره هستند؛ تداوم جنگ و تهدید به منظور فشار آوردن بر انصارالله و تسلیم آن در برابر خواست نامشروع سعودی‌ها مبنی بر بازگشت رییس‌جمهور مستعفی یمن؛ راه حلی که با توجه به مطالبات مردم یمن و قدرت و اثرگذاری قابل توجه انصارالله، غیر عملی به نظر می رسد.
تاکنون همه تلاش‌ها و ابتکارهای بین المللی برای اتخاذ روش‌های مسالمت آمیز و مذاکره محور برای حل و فصل بحران یمن بخاطر عدم واقع بینی طرف سعودی بی نتیجه مانده است و با این اظهارنظرها، چشم انداز صلح، امیدوار کننده به نظر نمی رسد. آتش جنگ در یمن گویی هنوز بنای خاموشی ندارد. این در حالی است که دود این آتش بیش از همه به چشم مردم به ویژه کودکان این کشور می‌رود، چنانکه چندی پیش سازمان ملل بخاطر گستردگی آسیب‌هایی که در جریان دخالت نظامی نیروهای ائتلاف به کودکان یمنی وارد شده، نام عربستان را در فهرست ناقضان حقوق کودکان قرار داد.
در این حال، اظهارات ولیعهد سعودی مبنی بر ادامه جنگ در یمن به منظور جلوگیری ازآنچه تبدیل انصارالله به یک حزب‌الله دیگر در مرزهای جنوبی سعودی خوانده شده، به معنی طولانی شدن جنگ است. به گزارش خبرگزاری تسنیم به نقل از روزنامه رای الیوم، عبدالباری عطوان سردبیر این روزنامه در ارزیابی اظهارات «محمد بن سلمان» ولیعهد سعودی مبنی بر ادامه جنگ در یمن به منظور جلوگیری از تبدیل شدن انصارالله به «حزب الله دیگر» در مرزهای جنوبی سعودی گفت:این به معنی طولانی شدن این جنگ است.همچنین این اظهارات به این معنی است که این جنگ از طریق گفتگو با رضایت تمامی طرف‌ها حل و فصل نخواهد شد، بلکه هدف از آن ریشه کن کردن جنبش انصار‌الله در یمن است چه با خلع سلاح داوطلبانه که هرگز رخ نخواهد داد یا از طریق شکست نظامی که در این مورد نیز دست کم در کوتاه مدت جای تردید وجود دارد .
روشن شدن دلایل واقعی جنگ
اگر هدف از ادامه جنگ در یمن از بین بردن انصار الله و نابودی سلاح‌های این جنبش است، باید گفت همین اظهارات بن سلمان به نوبه خود دلایل واقعی جنگ در یمن را برملا می کند تا جایی که مشخص می شود طرح موضوع بازگرداندن مشروعیت به عبد ربه منصور‌هادی فقط پوششی برای آغاز جنگ بود نه چیزی دیگر .نکته دیگر اینکه در برخی کشورهای منطقه و نیز در رژیم اشغالگر اسرائیل نسبت به نام حزب‌الله نوعی فوبیا وجود دارد، زیرا این حزب بازوی نظامی محور مقاومت به رهبری ایران به شمار می آید و ایران نیز بزرگترین هدف راهبرد آمریکا در خاورمیانه بوده و شاهد آن نیز تحریم‌های جدید آمریکا علیه تهران است.
در این میان باید گفت محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین اولین نفری بود که این تعبیر را در مورد حزب الله به کار گرفت، به این معنی که اظهار داشت امکان ندارد حزب الله دیگری در غزه تشکیل شود و فقط در صورت خلع سلاح کامل امکان آشتی وجود دارد.تنها سلاح مشروع و قانونی از نظر محمود عباس سلاح نیروهای امنیتی فلسطین است که از نظر امنیتی با اشغالگران اسرائیلی هماهنگ می شوند.
در این میان اویگدور لیبرمن وزیر جنگ اسرائیل نیز به نوبه خود به این گروه ملحق شده و اعلام کرد، جنگ آینده همزمان علیه لبنان و سوریه خواهد بود و ارتش لبنان استقلال خود را از دست داده و به جزئی از حزب الله تبدیل شده است.تعجب نمی کنیم اگر هدف از نشست واشنگتن به دعوت رئیس ستاد ارتش آمریکا و با مشارکت همتایان اردنی، مصری، سعودی و اماراتی در کنار رئیس ستاد ارتش اسرائیل طراحی نقشه جنگ آینده علیه لبنان، سوریه و حزب‌الله باشد تا از این طریق ایران به جنگ منطقه‌ای گسترده‌ای سوق داده شود که اسرائیل در آن نقش ستون فقرات را دارد.در این میان فرمانده ارتش لبنان با خروج از نشست مزبور به دلیل حضور رئیس ستاد ارتش اسرائیل در آن، ما را سربلند کرد و نشان داد لبنان فقط در جبهه رویارویی با دشمن قرار دارد.
رویارویی با حزب الله و انصار‌الله کار آسانی نیست
به هرحال به نظر نمی رسد تلاش برای نابودی حزب الله کار آسانی باشد و چه بسا همین سختی در مورد جنبش انصارالله در شمال یمن نیز وجود داشته باشد و دراین خصوص باید به یاد بیاوریم این حزب بیش از ۱۵ سال با اسرائیل مبارزه کرد و خسارت‌هایی به آن وارد آورد که برای اسرائیل قابل تحمل نبود تا جایی که ایهود باراک نخست وزیر وقت این رژیم در آن زمان با اعتراف به شکست در سال ۲۰۰۰ ناچار به عقب نشینی یکجانبه شد. حزب الله، اسرائیل را دو بار شکست داد و علاوه بر آن با انفجار پایگاه نیروهای دریایی آمریکا در بیروت در سال ۱۹۸۳ به آنان درس خوبی داد تا جایی که در این انفجار ۲۴۱ نفر کشته شدند.اکنون حزب‌الله قوی تر شده و مهارت و تجربه بیشتری به دست آورده است و موشک‌هایی که در اختیار دارد ۱۰ برابر سال ۲۰۰۶ است؛ سالی که اسرائیل در جنگ ۳۳ روزه بار دیگر شکست را تجربه کرد. اما اوج بدبختی و گرفتاری این است که آمریکا به نفع اسرائیل عرب‌ها را به سمت جنگ با ایران سوق می دهد.
تداوم جنگ در یمن اشتباهی بزرگ است
سفیر کشورمان در اردن جنگ یمن را اشتباه و تداوم آن را اشتباهی بزرگتر خواند و خواستار توقف اقدامات ضد بشری در این کشور شد. به گزارش خبرگزاری مهر، مجتبی فردوسی پور سفیر کشورمان در اردن با حضور در دفتر نماینده سازمان ملل در بحران یمن با «اسماعیل ولد الشیخ» و معاونین وی دیدار و گفتگو کرد. وی در این دیدار بر لزوم حل بحران یمن از طریق راهکار سیاسی تاکید و از نماینده سازمان ملل خواستار رسیدگی فوری به بحران انسانی در این کشور شد.سفیر کشورمان در اردن جنگ یمن را اشتباه و تداوم آن را اشتباهی بزرگتر خواند خواستار توقف اقدامات ضد بشری در این کشور شد .ولد الشیخ نیز ضمن تقدیر از حمایت‌های جمهوری اسلامی ایران از تلاش‌های سازنده سازمان ملل در بحران یمن، با تایید ضرورت کمک رسانی به مردم آسیب دیده یمن خواستار همکاری همه طرف‌ها برای دست یابی به راه حلی مرضی الطرفینی در بحران این کشور شد.
عربستان سعودی می‌خواهد بر یمن مسلط شود
در این حال، «چارلز چمیتز» با بیان اینکه هدف عربستان از جنگ یمن تسلط بر این کشور است، گفت: نقش ایالات متحده آمریکا در جنگ یمن بسیار پررنگ است. خبرنگار مهر گفتگویی با پروفسور «چارلز چمیتز» استاد دانشگاه تاوسان آمریکا و کارشناس مسائل خاورمیانه و یمن در موسسه خاورمیانه انجام داده که در ادامه می آید.
- رسانه‌های سعودی ادعا می‌کنند که هدف از حملات عربستان به یمن بازگرداندن ثبات به منطقه است. نظر شما در این ارتباط چیست؟
* واضح است که جنگ نه تنها باعث ایجاد ثبات در یمن نشده بلکه باعث بی ثبات شدن یمن و منطقه می شود. عربستان سعودی می‌خواهد بار دیگر بر یمن مسلط شود. از نظر سعودی‌ها یمن یک تهدید امنیتی بوده و آنها می خواهند مطمئن شوند که بزرگترین قدرت خارجی مسلط بر یمن هستند. آنها در نهایت به هدف خود دست خواهند یافت، اما شاید نه از طریق جنگ. زیرا عربستان از لحاظ اقتصادی تاثیر زیادی بر یمن داشته و هر کسی که بر یمن حکومت می‌کند باید با سعودی‌ها تعامل داشته باشد زیرا آنها نفوذ بسیار زیادی بر یمن دارند.
- نقش ایالات متحده آمریکا در جنگ یمن را چگونه ارزیابی می کنید؟
*نقش ایالات متحده امریکا در جنگ یمن بسیار پررنگ است. ایالات متحده آمریکا به طور مستقیم از طریق کمپین مبارزه با القاعده و به طور غیر مستقیم از طریق حمایت از عربستان سعودی در جنگ یمن دخالت می کند. آمریکا و عربستان سعی کرده اند تلفات غیرنظامیان را با هدف گیری دقیق حملات هوایی کاهش دهند، اما سطح تلفات غیرنظامیان یمن همچنان بالاست.
- وضعیت انسانی در یمن را چگونه ارزیابی می کنید و جامعه بین المللی چه اقداماتی جهت کاهش درد و رنج مردم یمن انجام داده است؟
*سازمان ملل، آمریکا، انگلیس و دیگر کشورها کمک‌های بشردوستانه را به سمت یمن ارسال کرده اند اما بزرگترین نیاز مردم یمن و دولت آن، پول است. دولت (هر دو دولت) به پول نیاز دارند تا حقوق پرسنل پزشکی و کارمندان دولت را بدهند و مردم به پول نیاز دارند تا بتوانند مواد غذایی پایه خود را تهیه کنند. یمنی‌ها قبل از جنگ فقیر بودند و جنگ موجب فروپاشی اقتصاد آنها شد. در حال حاضر مردم پول جهت خرید مواد غذایی حتی اگر مواد غذایی در بازار موجود باشد را ندارند.
- چرا جنگ یمن در صحنه بین الملل کمتر مورد توجه قرار گرفته و جنگ خاموش نام گرفته است؟
* از دید کشورهای منطقه خاورمیانه و قدرتهای بین المللی، بحران عراق و سوریه نسبت به یمن از اهمیت بیشتری برخوردار است. علاوه بر این پناهندگانی که وارد کشورهای اروپایی می شوند از عراق ، سوریه و لیبی می آیند و نه از یمن. مردم یمن نمی توانند از کشور خارج شوند، بنابراین درد و رنج آنها داخلی بوده و بعد بین‌المللی پیدا نکرده است.
ادامه دارد

Email this page

نسخه مناسب چاپ