یادداشت
همدلی و نوعدوستی، ورای مرز و فاصله
سید مسعود رضوی
هفته‌ای که گذشت، خاطرات غمبار به همراه داشت و مرارت و اندوهی که حاصل بلای زلزله در صفحات غربی کشورمان بود. باید بپذیریم که وطن عزیز ما، ایران، بر روی کمربند خطرخیز زلزله قرار دارد و تکانه‌های قدرتمند و ویرانگرِ زمین نیز تا این زمان غیر قابل پیش‌بینی است. لذا به حکم عقل و تجربه و عبرتی که هرچند سنه از مصائب و حوادث مشابه به دامان ما ریخته و رسیده است و در تداوم و تسلسلی ناگزیر ادامه می‌یابد، باید علاج واقعه را پیش از وقوع و چاره فاجعه و زلزله را قبل ازآنکه بر سر بی‌گناهان و هموطنان مظلوم و عزیزمان آوار شود، بیندیشیم و تمهید کنیم. کشور ما از حیث منابع و فرصت و سرمایه‌های بالفعل و بالقوّه در وضعی نیست که بیش از این برای هر حادثه و رخدادی هزینه کند و هربار زلزله و سیل و صاعقه‌ای برسد، مثل آخرالزّمان ببینیم همه چیز از بین رفته و باید بنیاد تازه بر آوارهای کهن بگذاریم و گویی خانه و کاشانه و شهر و محله‌هایی که در آن می‌زیسته‌ایم دیگر هیچ چیز قابل استفاده‌ای ندارد و این چرخه مدام تکرار و تکرار می‌شود. و پرسش این است که: تا کجا؟
باری، اما در کنار این خبرها و این پرسشها، که با فاصله گرفتن از مصیبت و فاجعه، باید دوباره و چندباره مطرح شود و به دایره بحث و بررسی نزد مسئولین و صاحب‌نظران بازگردد، چیزهای دیگر و اخبار و روایات متفاوت هم کم نبود. سرزنده بودن و روح جوانمردی و یاری‌گری و نوعدوستی در خون ایرانیان است. آنچه را شیخ اجل به کلمات فرموده است، ما عیان دیدیم:
بنی آدم اعضای یک پیکرندر که در آفرینش ز یک گوهراندر
چو عضوی به درد آورد روزگارر دگر عضوها را نماند قرار…
روایت آنچه رخ داد از جانبی انسانی و ساده در شبکه‌های اجتماعی و مردمی چنین بود: ابتدا همدردی و اندوه ملی و گفتگو و رایزنی در شبکه‌ها و محافل و محلات بود و سپس میل و اراده یاری‌گری و این که هرکس در هرگوشه این سرزمین الهی و ورجاوند می‌خواست کاری بکند و گامی برای مصیبت‌زدگان و سرماگزیدگان و داغ‌دیدگان بردارد… و در نهایت نیز، این جریان مثل سیلی بی مسیر به راه افتاده و از هرسو کمک و هدیه و خدمتی به سوی کرمانشاهِ سربلند و کردستان عزیز و آذربایجان غربیِ نازنین تقدیم و روانه شد. اینگونه، به چشم دیدیم که مردمِ ما، در بُنِ جان چه گوهرهای فروزانی از عشق و سازندگی و ایثار و محبت اند؛ در برابر مسئولان و مدیرانی که هنوز پس از دهها زلزله بزرگ ولوله می‌کنند که ناهماهنگی هست و کمبود و رقابتهای بیهوده و سیاست‌فروشی در قلب فاجعه که از همه بدتر و زشتتر به چشم‌ها آمده و می‌آید.
وقتی مسئولی به میان مردم رنجدیده می‌رود باید باری از دوش‌ها بردارد و تسّلایی به دلهای غمزده بدهد. باید بذر امید بکارد و در تاریکی چراغ خدمت برافروزد و با نوآوری و برنامه، فرمانهای سازنده دهد و فعالیت‌ها را مضاعف و افزون کند تا برسر این تلّ آوار و بلای روزگار، اعتبار و نیروی کار فراهم آید و خرابیها آباد شود و زخمها التیام یابد و آسیبها جبران گردد. چه سود از بدگویی از این مقام و متهم کردن آن مدیر و بدگویی از آن دیگری. همدلی و وحدت در این هنگامه‌ها به کار می‌آید و نباید فقط در شعارها تکرار شود. هرسخن جایی و هر نکته مکانی دارد. نقدها را بگذارید برای بعد. به جای آن ‌ای بسا شایسته‌تر آن که در مقابل مردم، گاهی خاکساری شود و مدیران و مسئولان والارتبه مملکت، از کمبودها و نارسایی‌ها پوزش بخواهند و مسئولیت به عهده بگیرند و قول جبران دهند. طبیعی است که تا وقتی مسئولان و بزرگان خود را بری از عیب و نقص تلقی کرده و مشکلات موجود را محصول کشت و زرع دیگران معرفی کنند، حاصل کارشان نیز به درد مردم نخواهد خورد. زیرا چون خود را باعث مشکل نمی‌بینند، بانی رفع آن نیز نمی‌بینند.
از جمله لطایف وقایع اخیر، و درست پیوسته به فاجعه اخیر و بلافاصله پس از اشاعه اخبار هولناک، واکنش هموطنان مهاجر و ایرانیان سفرکرده و ساکن غربت بود که دست مساعدت از آستین به در آورده و در کنار تسلیت و تسلّای هم‌میهنان داغ دیده، به جمع‌آوری کمک و رایزنی برای ارسال و مساعدت پرداختند. به رغم محدودیت‌های مالی و بانکی که در اثر سیاست‌های خصم‌آمیز دولت ترامپ در آمریکا برای ایرانیان سراسر جهان ایجاد شده است، سیلی از این کمکها هم به راه افتاد و اگر آمار دقیقی از آن بتوان ارائه کرد، متوجه اهمیت و تأثیر مثبت و ارزشمند این برادران و خواهران مسافر و مهاجرمان خواهیم شد. در برخی موارد کمک‌های مالی با چنان حجم و سرعتی گردآوری شد که بانیان آن را شگفت‌زده کرد. این تنها یک نمونه از ارزش و اهمیت هموطنان مهاجر در تعامل با میهن است.
مباحث و اصطلاحات خطا و منفی به مانند «فرار مغزها» و «گریزانی جوانان» و امثال آن جز ایجاد بدبینی و ارائه تصویری نادرست از واقعیتی جهانی و طبیعی در عرصه مهاجرت نیست و ما باید این ذهنیتها را نیز اصلاح کنیم. در یادداشت بعد در این موضوع سخن خواهیم گفت. ان‌شاالله. ‏

Email this page

نسخه مناسب چاپ