یادداشت وارده
ضرورت توجه همگان به سلامت و امنیت روانی زلزله‌زدگان
اثرات حوادت و فجایع ویرانگری همچون زلزله یکشنبه‌شب مناطق غرب کشورمان، نه تنها در سطح آثار پرشمار جانی و هنگفت مادی و فیزیکی محدود نمی‌ماند بلکه بسیار پردوام‌تر از آن ابعاد روانی و اجتماعی را نیز در برمی گیرد. به‌ویژه از آن میان سلامت روان و احساس امنیت حادثه‌دیدگان را چنان دستخوش آسیب می‌سازد که اعاده آن جز با اهتمام عمومی و یاری مسئولانه همگان میسر نمی‌شود. در سطوری که در پی می‌آیدودرقالب چندبند ابعاد این آثار به‌اختصار مورد بحث قرار می‌گیرد. ‏
‏۱٫ از میان آثار و پیامدهای روان‌شناختی حوادث فاجعه‌آمیز و تروماتیک(ضربه آمیز)ی همچون زلزله، دو پیامد آشکارترند. یکی از آن آثار فروافتادن در دام «نشانگان استرس حاد» است و دیگری ابتلا به «اختلال استرس پسا ضربه ای». این دو نشانگان آرامش را از آسیب‌دیدگان می‌ستاند و آنان را گرفتار واکنش‌های دلهره‌آمیز و سرشار از اضطراب و تنیدگی و بی‌قراری می‌سازد. به‌ویژه شدت علائم و نشانه‌های این دو سندرم روانشناختی در دو گروه بیش‌تر و ماندگار‌تر است: آنانی که افزون بر تجربه مستقیم ضربه یک یا چند تن از بستگان خود را از دست داده‌اند و کودکان و نو جوانانی که در معرض مستقیم ضربه قرار گرفته اند. اغلب احساس گناه و بی‌پناهی میزان آسیب‌دیدگی این دو گروه و صدالبته سایر آسیب‌دیدگان، را دو چندان می‌سازد.
۲٫تعداد و شدت نشانه‌های بالینی فرو کاسته‌شدن از احساس امنیت نیز چنان زیاد است که می‌توان از «سندرم احساس ناامنی»سخن گفت. برخی از علائم تشخیصی این نشانگان عبارتنداز: بیم و هراس نامشخص، ترس از جدایی، بدبینی،‌از جا پریدن مستمر و ترس از تکرار حادثه ضربه‌آمیز٫ این نشانه‌ها ممکن برای مدتی طولانی استمرار یابند و ایمنی روانی و اجتماعی را از آسیب دیدگان بستانند.‏
‏۳٫ هر یک از دو نوع نشانگان روانی مذکور نظام‌های شناختی، عاطفی، انگیزشی و رفتاری افراد آسیب‌دیده را دستخوش بدکارکردی شدید می‌سازد و لا جرم عملکرد شغلی، تحصیلی، اجتماعی و خانوادگی آنان را به صورت معناداری کاهش می‌دهد.
۴٫ شواهد فراوان نشان از آن دارند که عواملی نظیر «حمایت اجتماعی» آگاهانه(اعم از حمایت ‌عاطفی، ابزاری و اطلاعاتی)، همدلی صادقانه، ارتباط مسئولانه وهمراهی صبورانه دیگران، در کنار مداخله‌های تخصصی روانشناسانه و مددکارانه، نه تنها می‌تواند علائم پیش گفته را تسکین بخشد بلکه امکان بازگشت سریع‌تر آسیب‌دیدگان به کارکردها و عملکردهای فردی و اجتماعی پیش از حادثه را فراهم می‌سازد.
۵٫ متاسفانه عواملی نظیر نشر شایعات ویرانگر، انتشار اخبار غیرموثق، ارائه تحلیل‌های ناصواب و غیرکارشناسانه، موضع‌گیری‌های غیرمسئولانه و سواستفاده مغرضانه از مشکلات حاصل از حادثه و رنگ و بوی سیاسی و ناسالم بخشیدن به واکنش‌های طبیعی آسیب‌دیدگان و بازماندگان ضربه، نه تنها مرهمی بر زخم و رنج و آزردگی آسیب‌دیدگان نمی‌نهد بلکه نمک بر زخم آنان می‌پاشد و لاجرم علائم روانشناختی آنان را شدت می‌بخشد. ‏
‏۶٫ اما حادثه دیدگان خود نیز می‌توانند برای فروکاستن از آثار پس ضربه‌ای خویش به گونه‌ای موثر اقدام کنند. برای این منظور این چند راهکار می‌تواند سودمند باشد. نخست آنکه چنانچه یکی از بستگان خویش را از دست داده‌اند بر سر مزار او حضور یابند و احساس خود را در خصوص فقدان او بر زبان رانند. دوم آنکه به فرد صاحب تجربه و متخصصی مراجعه کنند و در نزد او غم و اندوه و رنج خود را به تفصیل بازگو کنند. چنین فردی به آنان کمک می‌کند تا مراحل طبیعی سوگ را سریع‌تر پشت سر بگذارند. سوم آنکه تا آنجا که امکان دارد بیکار ننشینند و خود را مشغول بازگشت سریع به زندگی کنند. چهارم آنکه هر از گاهی پیرامون مشاهدات خود از حادثه و رخ دادهای بعد و همدردی ویاری رساندن دیگران به آنان سخن بگویند و لاجرم یاد و ذکرخداوند و توکل بر منبع لایزال الهی ودعا وطلب غفران برای عزیزانش، نسخه ایست شفابخش و اثرگذار.
*سردار سعید منتظر المهدی معاون اجتماعی ناجا‏

Email this page

نسخه مناسب چاپ