یادداشت
داعش را چه می‌شود؟
*آرش میری خانی
دست آخر پایداری، رشادت و سلحشوری محور مقاومت نتیجه داد و شاهد بودیم که «حاج قاسم» قاصد پیامی مسرت و امیدبخش برای جهان بود با این مضمون که «داعش شکست خورد». خطاب نامه فرمانده سپاه قدس ایران رهبر معظم انقلاب بود؛ فردی که به اذعان همه طلایه‌دار اصلی مبارزه با جریانی منحوس به نام داعش است.
نیک به یاد دارم که در آبان ماه سال ۹۳ در یادداشتی در روزنامه اطلاعات از رشادت‌های حاج قاسم گفتم. این یادداشت درست زمانی نوشته شد که سردار سلیمانی مقابل ترکتازی داعش ایستاد، حصر آمرلی را شکست، جرف الصخر به عنوان مثلث امنیتی میان بغداد، نجف و کربلا آزاد و راه را برای پیروزی های بیشتر شیرمردان عراقی و سوری هموار کرد. اکنون هم مشعوفم که در این نوشتار بار دیگر نام سردار بزرگ اسلام یعنی حاج قاسم سلیمانی را تکرار می‌کنم. این بار دیگر خبر از آزادسازی چند منطقه و شهر نیست، بحث درباره «فتح‌الفتوح» است.
اگر چه اعلام پیروزی محور مقاومت به رهبری جمهوری اسلامی ایران بر تفکر مندرس و پوسیده داعش که با سبعیت تلاش در خدشه دار کردن چهره رحمانی اسلام داشت، خبری شورانگیز محسوب می‌شود، اما لازم است به ذکر چند نکته درباره آینده این گروه تروریستی اشاره‌ای گذرا شود.
۱ـ اینکه سردار سلیمانی به عنوان یک مقام ارشد نظامی پیروزی برداعش را اعلام می‌کند خود گویای چند نکته است: اکنون بر کسی پوشیده نیست که کار داعش از نظر نظامی به اتمام رسیده و این گروه تروریستی دیگر رمقی برای لشکرکشی و اشغال شهرهای عراق وسوریه ندارد. داعش که پایتخت‌های خود خوانده‌اش را از دست داده اکنون از لحاظ مالی و لجستیکی در وضعیتی بحرانی به سر می‌برد. پس تا اینجای کار داعش از لحاظ نظامی شکست خورده است، اما آیا این به معنای پایان داعش است. جواب قطعا منفی است، چون داعش نه صرفا یک گروه تروریستی نظامی بلکه اندیشه‌ای است که هواداران خود را دارد و به قول بزرگی «هر اندیشه‌ای نیز خریداری». پس صرف نابودی زیرساخت های نظامی داعش به معنی اضمحلال قطعی آن نخواهد بود.
«دولت اسلامی عراق» یا همان القاعده عراق چند ماه پس از اشغال این کشور توسط آمریکا به سرکردگی احمد فاضل النزال الخلایه مشهور به «ابومصعب الزرقاوی» پایه‌ریزی شد. در آن زمان این گروه با نام مبارزه علیه اشغالگران شروع به جذب نیرو و چنین القا کرد که القاعده عراق به دنبال جهاد است؛ شعاری که پس از چند ماه رنگ باخت و نوک پیکان حملات این گروه به جای غربی‌ها، به سوی مسلمانان تغییر جهت داد. این روند پس از کشته شدن الزرقاوی در سال ۲۰۱۰ و به دست گرفتن سرکردگی القاعده عراق توسط «ابراهیم عواد علی‌البدری السامرایی» ملقب به «ابوبکر البغدادی» با شدت و حدت بیشتری ادامه یافت طوری که این گروه تروریستی کشتار شیعیان را به عنوان چهار راهبرد اصلی خود اعلام کرد. در این برهه بود که رسما جنگ‌های فرقه‌ای در عراق و سپس سوریه شعله‌ور شد. ساده‌انگارانه خواهد بود اگر فکر کنیم که آن حجم بزرگ شستشوهای فکری هواداران القاعد درباره تکفیر شیعیان با شکست نظامی این گروه ناگهان از بین خواهد رفت.
دوم اینکه، داعش به عنوان بزرگترین گروه تروریستی عصر حاضر قطع به یقین نمی‌توانست بدون کمک‌های خارجی تاب بیاورد و اهداف فرا سرزمینی خودرا تعقیب کند. در زمان اشغال موصل و آغاز بحران سیاسی ـ امنیتی در عراق مقامات بغداد بارها از تریبون‌های مختلف اعلام کردند که عربستان و آمریکا دو بازوی اصلی داعش هستند و اکنون اسناد و مدارک به دست آمده نیز گواه این قضیه است. همچنین نباید این نکته را از یاد برد که شخص البغدادی به عنوان سرکرده در کنار ابومسلم الترکمانی، حجی‌بکر و ابوقاسم از دیگر فرماندهان داعش کنونی درست چند روز پیش از کشته شدن ابومصعب الزرقاوی از زندان آمریکایی‌ها در «بوکا» به طرز مشکوکی آزاد شدند و به فاصله قریب به ۱۰ روز از اعلام مرگ سرکرده قبلی، البغدادی رهبری دولت اسلامی عراق را به دست می‌گیرد. این در حالی است که، عربستان سعودی نیز با حمایت از القاعده سوریه موسوم به جبهه‌النصره مقدمات را برای لشکرکشی القاعده عراق به سرزمین شامات فراهم کرد و این مقامات آل‌سعود بودند که به داعش اینگونه القا کردند که می‌تواند نه در غرب آسیا بلکه در قاره‌های مختلف «خلافت» ایجاد کند. اکنون نیز نمی‌توان انتظار داشت مقامات واشنگتن و ریاض دست بسته شکوفایی هر چه بیشتر تفکر مقاومت را به نظاره بنشینند. برگزاری کنفرانس موازی مخالفان دولت قانونی بشار اسد در ریاض در همان روزی که رهبران ایران، روسیه وترکیه در سوچی به دنبال تعریف راهبردهای تازه برای پایان جنگ خونین سوریه بودند، خود گواهی بر این موضوع است که عربستان از تمامی پتانسیل‌های خود برای تغییر مسیربازی استفاده خواهد کرد. آمریکا نیز که پیش‌بینی شکست داعش را کرده بود به حمایت از کردهای سوریه پرداخت تا بلکه بتواند تکه‌ای از کیک‌ سوریه را از آن خود کند.
۲ـ داعش نه صرفا یک گروه تروریستی نظامی که یک اندیشه و ایدئولوژی خطرناک است و از این به بعد نیز تلاش می‌کند با استفاده از تمامی ظرفیت‌های خود مانع از افول تفکر منحوس‌اش شود. البته تکفیری‌های داعش مدت‌هاست که برای این روز برنامه‌ریزی کرده‌اند و تأسیس شبکه گسترده تبلیغاتی که به «دابق» مشهور شده یکی از راهکار‌هایی است که این گروه تروریستی برای جهت‌دهی افکار افراطی در آینده انتخاب کرده است. از طرفی، اعلام استراتژی بسیار خطرناکی که از آن به عنوان «گرگ‌های تنها» یاد می‌شودنیز نباید مغفول بماند. هواداران افراط‌گرایی داعش بر اساس این راهبرد می‌توانند به تنهایی تصمیم بگیرند و حتی چند ثانیه پیش از انجام اقدامات تروریستی با داعش اعلام همپیمانی کنند. اکنون که هسته اصلی فرو پاشیده گرگ‌های تنها می‌توانند در نبود یک رهبری منسجم آزادانه‌تر تصمیم بگیرند و دست به کشتار بزنند. حمله به فرانسه، آلمان و بلژیک مصداق عمل خشونت‌طلبانه همین تفکر به شدت چالش برانگیز است.
۳ـ با توجه به سقوط پایتخت‌های خود خوانده «خلافت اسلامی» یعنی رقه و موصل و آزاد شدن تقریبا ۹۵ درصد از اراضی تحت اشغال داعش این موضوع می‌تواند زنگ خطری برای کشورهای منطقه و حتی غربی‌ها باشد.
داعش اکنون از بی‌سرزمینی رنج می‌برد و به نظر می‌رسد تلاش‌های خود را برای تصرف مناطقی جدید آغاز کند. آگاهان بر این باورند که شاید داعش این بار از غرب آسیا و خاورمیانه کوچ و خلافت خود خوانده‌اش را در شمال آفریقا علی‌الخصوص لیبی و همچنین جنوب آسیا و به صورت مشخص افغانستان اعلام کند. در صورت تحقق این مهم نه تنها منطقه بلکه غربی‌ها هم به شدت تهدید خواهند شد.
۴ـ به نظر می‌رسد با فروپاشی خلافت داعش در عراق و سوریه افراط‌گرایان غربی که از آنها با عنوان «مهاجر» یاد می‌شود، قصد بازگشت به خانه خود را داشته باشند. از آنجایی که بیشتر این «مهاجران» که در سوریه و عراق دست به کشتار زده‌اند، ردی از خود بر جا نگذاشته‌اند، می‌توان پیش‌بینی کرد که بتوانند آزادانه به کشورهای خود که اکثرا در اروپا واقع شده‌اند بازگردند و هسته‌های مخفی تشکیل دهند.
۵ـ اگر چه با توجه به موارد یاد شده نمی‌توان اضمحلال داعش را قطعی دانست، اما این پیروزی نظامی موجب باز تعریف عملکرد هرم‌های قدرت در منطقه و ایجاد مناسبات تازه‌ای شده است. تحلیلگران بر این باورند که شکست داعش در منطقه دست کم در کوتاه مدت، شکستی سخت برای عربستان و آمریکا خواهد بود و این ایران، روسیه و ترکیه خواهند بود که با همکاری مبتنی بر تامین منافع یکدیگر و نه یک اتحاد استراتژیک زمام امور را در خاورمیانه پسا داعش به دست خواهند گرفت.
اکنون امید می‌رود کشورهای منطقه با مرور تجربه تلخ عراق و سوریه از هرگونه تشتت پرهیز و زیر چتر وحدت گردهم آیند چون نه خاورمیانه، نه جهان و نه انسانیت دیگر تاب تحمل سبعیت بیمارگونه داعش را نخواهد داشت.

Email this page

نسخه مناسب چاپ