یادداشت میهمان/هو
دربارة کَدوبُن و خیار
استاد دکتر احمد مهدوی‌دامغانی
و… القصّه ـ این روزها شازدة‌ «نازپروردِ تنعّم»، حال و روز خوشی ندارد ناکامی‌های پی در پی از مسأله قطر و درگیری با دیگر شازده‌های عموزاده و عمّه‌زاده، و فرو رفتن هرچه بیشتر در «وحَلِ» جنگ یمن و اخیراً داستان لبنان و آقای حریری، بکلّی حواس شازده را و یا به تعبیر روزنامه لوموند م.ب.س را پرت کرده و او را به کابوس وحشتناکی مبتلی ساخته است خاصّه آنکه پریروز در همان روزنامه لوموند بحث مفصلی زیر عنوان «برندگان و بازندگان مسأله حریری» نگاشته شده بود و در آن «ایران» را برندة بزرگ و عربستان را بازنده بزرگ معرفی کرده و دلایل این انتخاب را هم بیان کرده بود و ظاهراً همین مقاله و مقالة آقای «فیسک» مفسّر انگلیسی در یکی از روزنامه‌های انگلیسی موجب شد که دیگر کاسه خویشتن‌داری شازده لبریز شود و از این‌رو (و البته با پرداخت حق‌المصاحبة چشمگیری) چند ستون از روزنامة «نیویورک‌تایمز» را وسیله‌ای برای عقده‌گشایی خود یافته است و با آهی سوزان و سخنانی ناهنجار و نامناسب افاضه فرموده است که:
دوستان! شرح پریشانی من گوش کنید
داستان غم تنهائی من گوش کنید
و سپس دلخوری و غم و اندوه وصف‌ناپذیر خود را از سیاست‌های مدبّرانه رهبر معظم انقلاب مدظله العالی عموماً و از پیروزی اخیری که به همت سردار نامدار دلیر ایران سرلشکر قاسم سلیمانی ادام‌الله تعالی نصرته بر گروه نامسلمان «داعش» به دست آمده است خصوصاً، از یک طرف، و از حشد شعبی عراق، فرمانده واقعی آن حضرت مستطاب آیت‌الله العظمی سیستانی ادام‌الله تعالی ظلّه و اعلی کلمته از طرف دیگر با سوز دل بیان کرده و رعایتِ هیچ حرمتی و مناسبتی را نکرده است و هرچه بر زبان هرزه‌درایش جاری شده، گفته است. بدیهی است که هر ایرانی وطن‌پرست و خاصه شیعی‌مذهب از آنچه شازده گفته است، منزجر شده است،‌ و ضمناً به هموطنان سعودی خود مژده داده است که: به محض اینکه از ولیعهدی به سلطنت برسد، ملت سعودی را از آزادی کامل(؟!) برخوردار خواهد کرد و کشف حجاب بانوان را عملی می‌سازد (چشم مفتی اعظم سعودی روشن باد!)
نیز حقیر فقیر که هیچ درسی از سیاست نخوانده و هیچ?گاه در مسائل سیاسی قلم نزده است و همواره به عنوان یک معلم ادبیات و مسائل اسلامی عمرش را گذرانده است، دیدم که به هیچ صورتی نمی‌توانم از آن جسارت?ها و زبان‌درازی‌هایی را که شازدة کف بر دهان آورده مرتکب شده است، تحمل کنم و باید در حد خود فی‌الجمله جوابی به شازده بگویم و به نظرم رسید که چند بیت از قصیدة فریدة «مفضّلیّه» جناب «سِویدی أبی‌کاهل» صحابی محترم رضوان‌الله علیه و شاعر بزرگ عرب را به صورت جواب از طرف یک ایرانی و به عنوان زبان‌حال یا وصف‌الحال حضرتین آیتین عُظْمیَیَن مّدظلّمُها در برابر شازده به فارسی ترجمه کنم؛ زیرا که یقین دارم اگر متن آن اشعار را نقل کنم، قطعاً شازده آن را نخواهد فهمید! ولی امیدوارم که خدا بخواهد ترجمه ساده این ابیات به زبان عربی و ارج عامیانه را کسی برای شازده بیان کند تا شازده مقصود شاعر را بفهمد. و اینک آن چند بیت که از قصیده یکصد و هشت بیتی که چهلمین قصیده از مفضلیّات است برگزیده‌ام:
۱) بسا کسا که دلش را بسیار سوخته و پر از غیظ و کینه ساخته بودم، آرزوی افتادن مرا داشت که البته هیچ?گاه برآورده نخواهد شد.
۲) او مرا همچون خاری در گلوی خود می‌شمارد که رهایی از آن بسیار سخت و ناشدنی است.
۳) تا مرا ندیده باشد، مانند شتری مست کف بر دهان می‌آورد؛ ولی چون بانگی بر او زنم، از ترس به گوشه‌ای می‌خزد.
۴) بدگویی و دشنام او بر من برایش دردی بی‌درمان و خوراکی ناگواراست.
۵) حسادت او زیانی به من نمی‌رساند، چرا که او همواره چون جغدی شوم ناله سر می‌دهد.
۶) خدای تعالی مرا از بدخواهی او در امان خود می‌دارد، و خدای آنچه را که کفایت فرماید، تباه نمی‌شود.
۷) چگونه آرزوی افتادن مرا، پس از آنکه سرم را در مبارزات و مجاهدات سپید کرده‌ام، می‌کند؟
۸) چشمانش کور و سپید باد و بداند که چون خود از پای درآید، نباید جز خود را نکوهش کند.
* * *
ولی در پاسخ تهدیدات او بیتی از جریر شاعر بزرگ را که در مناقضه با فرزدق سروده است، عیناً نقل می‌کنم و از آنجا که این بیت به زبانی ساده‌تر است، امید می‌رود که شازده آنرا بفهمد که:
زعم الفرزدقُ اَن سَیَقتُلُ مَربعاً أبشِر بِطُول سلامهٍ یا مَربعُ
والحمدلله ربّ‌العالمین وصلی‌الله علی سیّدنا محمّد وآله الطّاهرین
فقیر فانی ـ احمد مهدوی‌دامغانی

Email this page

نسخه مناسب چاپ