مکتوب هفته
التهاب و ارتزاق
دکتر محمدعلی فیاض‌بخش
چرا التهابات سیاسی و اقتصادی در کشور ما بدین حد بالاست؟ چرا پیگیری مردم نسبت به اخبار مرتبط با این دو حوزه به حد فوق اشباع رسیده است؟ پیش از پرداختن بدین سؤال خوب است یک بار دیگر در ذهن خود بیاوریم، به همان میزان که این دو التهاب در ذهن و دل مردم موج بزند، زندگی عادی سرشار از نشاط و آرامش از دل و جانشان دور می‌شود. آخر چگونه می‌توان با اینهمه واردات ذهنی- ضد و نقیض ـ و اینهمه اخبار و اطلاعات که نیامده، یا تایید می‌شوند و یا تکذیب و هزاران بار بازنشر می‌گردند، بر زندگی عادی تمرکز کرد؟
اکنون سه فرض را می‌توان در چرایی سوال فوق مطرح کرد:
فرض اول: اینقدر شکم مردم سیر است و ذهن و دلشان از دغدغه‌های زندگی آسوده و فارغ است، که دنبال کردن التهابات سیاسی و اختلالات اقتصادی جزیی مهم از «تفنّناتشان» شده است.
فرض دوم: این قدر زندگی شان و آینده‌ی فرزندانشان مرتبط و درگیر با این التهابات است، که هریک به سهم خود دنبال چاره‌ای است و جز با پیگیری و دغدغه مندی نسبت به این التهاب‌ها و رفع آنها برون رفت دیگری نمی‌شناسد.
فرض سوم: این قدر مسائل به لحاظ ابهام و عدم شفافیت سایه بر اطلاع و آگاهی مردم افکنده است، که به هر طریقی در جستار کشف حقیقت اند.
از میان سه فرض فوق، آرزو می‌کردم که اولی درست باشد!
و اما نگاه واقع بینانه به جامعه، ترکیبی از دو فرض دیگر را پیشنهاد می‌کند.
مردم با ابهامات زیادی روبه‌رو هستند. از کمترینش که قیمت تخم‌مرغ در فردای امشب است بگیرید تا سیاست‌های کلان در سطح ملی و بین‌المللی. کمترین آینده‌نگری لازم می‌آورد که من به عنوان یک شهروند مسائل را لحظه به لحظه دنبال کنم (به قول آقایان رصد کنم!) تا مختصر نمد کلاهم را از سر به باد ندهم. این رصدگری بیست و چهارساعته‌ی شبانه‌روز، بدیهی است که روز و شب مرا با انواع اخبار و نیز شایعات همراه می‌کند، اکنون مرا سرزنش می‌کنید که چرا زندگی نمی‌کنم؟ چرا شادی نمی‌کنم؟ چرا حال را غنیمت نمی‌شمارم؟ آخرچگونه!؟
یکی از مشکلات جدی که منجر به التهابات روزمره در حوزه‌ی سیاست و اقتصاد می‌شود، مفتوح ماندن هزار و یک پرونده‌ی نیمه‌باز و نامختومه است. در مباحث مربوط به «موفقیت» و «مدیریت زمان» جمله‌ی معروفی است که می‌گوید: اگر پرونده‌ی امروز را تا شب نبستی، به فردا دل مبند؛ که فردا هم پرونده‌های خودش را دارد. منظور این نیست که هر پرونده را ظرف بیست و چهارساعت مختومه کنید! نه! منظور درست این است که پرونده‌ها را نیمه نیمه و جویده جویده و سهل‌انگارانه به تأخیر و تعویق و تعطیل نیندازید. پرونده‌های سیاسی و اقتصادی که دل و ذهن مردم را ملتهب می‌کند، به سبب طولانی شدن آن‌ها نیست (که البته بعضاً هست)، بلکه به سبب بلاتکلیفی و افت و خیزها و تعویق و تعطیل‌هاست. یک پرونده‌ی دادرسی به لحاظ محتوایی می‌تواند طولانی شود و این، طبیعی است. اما اگر متهمی به دادگاه فراخوانده شد و از حضور سرباز زد، باید مردم بدانند که پیامدش چه اتفاقی افتاد. مردم صبورانه بیش از ده سال روند برجام را دنبال کردند و صبوری ورزیدند و سرانجامش، خوب یا بد، تکلیف پرونده را مختومه دیدند. اما همین مردم سال‌هاست که می‌شنوند اسامی مفسدانی در جیب کس یا کسانی است؛ نه کسی به آن کس متعرض می‌شود، که جای اسم مفسدان در جیب نیست، بلکه روی میز محکمه است، و نه آن کسان، جامعه را از این التهاب و دیگر التهابات «خودآفریده» می‌رهانند؛ سهل است که گویی حیاتشان در ارتزاق از التهاب است، منتها از جیب و حساب مردم.

Email this page

نسخه مناسب چاپ