یادداشت سردبیر
نقدی کوتاه بر فهرستی بلند
علیرضا خانی
گزارش هفته گذشته رئیس جمهوری به مردم در خصوص عملکرد دولت،‌ متاسفانه چندان هیجان‌انگیز نبود. به طور قطع، دولت با موانع بسیاری اعم از موانع مزاحم داخلی و بین‌المللی برای به حرکت درآوردن چرخ‌های توسعه، روبروست و از همه سو دشواری‌هایی بر مجموعه نظام مدیریتی تحمیل می‌شود. از مزاحمت‌های سیاسی و چوب لای چرخ گذاشتن‌های جناحی تا موانع بین‌المللی و حتی اتفاقات طبیعی مانند خشکسالی‌های متوالی وحشت بار تا زلزله‌های متناوب ویرانگر.
با همه این احوالات، انتظارات مردم، اعم از طرفداران و منتقدان دولت، بسیار بیشتر از آنچه انجام می‌شود است. به عبارتی دیگر، برآیند قضاوت عمومی بر آن است که دولت، با همه موانع موجود، باید بیش از آنچه هست باشد و عمل کند. سطح فعلی اقتصاد و فرهنگ، به اندازه‌ای نیست که از سال اول دوره دوم دولت تدبیر و امید انتظار می‌رود. دولت، در دوره اول، با سرعتی چشمگیر، یکی از موانع اصلی و ستبر در مسیر توسعه را با امضای برجام، برداشت. در پی آن، انتظاراتی که توسط دولت در مردم ایجاد شد ـ تا حدی که می‌توان آن را بزرگنمایی افزون بر واقعیت عینی نام نهاد ـ هرگز در اندازه و سطح مورد انتظار تحقق نیافت.
برای این که به کلی‌گویی اکتفا نکنیم، رئوس برخی از مشکلات اساسی موجود را، فهرست‌وار برمی‌شماریم. این نکات، نقدی کوتاه بر فهرست بلندی است که بخشی از آن را رئیس جمهوری به عنوان گزارش ۱۰۰ روزه به مردم داد و متن کامل آن به صورت یک کتاب توسط شورای اطلاع‌رسانی دولت منتشر شده و در اختیار رسانه‌ها قرار گرفته است.
۱ـ دولت معتقد است، به نرخ رشد اقتصادی دو رقمی دست یافته است. آن هم با این قیاس که در دو سال پایانی دولت احمدی‌نژاد رشد اقتصادی منفی بود. دو نکته در این باره حائز اهمیت است. اول آن که بیش از نیمی از این رشد اقتصادی مرهون آزاد شدن صادرات نفتی از بند تحریم‌هاست. به عبارتی نرخ رشد GDP منهای نفت، که شاخص گویاتری از تحول واقعی اقتصاد است،‌ سهم کمتری در افزایش نرخ خام GDP (تولید ناخالص داخلی) دارد. دوم این که، مردم رشد اقتصادی مثبت، آن هم دو رقمی را با واقعیات عینی می‌سنجند. آنچه در صحنه اقتصاد می‌گذرد، هرگز «معرف» مناسبی از آمارها نیست.
۲ـ رکود، کماکان، به اذعان فعالان اقتصادی و شاهدان عینی صحنه کسب و کار بر کشور حاکم است. شعار «خروج غیرتورمی از رکود» تاکنون مجال تحقق نیافته است.
۳ـ نرخ ارز افزایش قابل توجهی یافته است بدون این که هیچ نهاد مسئولی در دولت، توضیح مناسب و موجهی از چرایی آن ارائه دهد. این بیم نزد فعالان اقتصادی، به شدت حاکم است که فنر فشرده شده تورم، دوباره رها شود و اقتصاد با جهش تورمی مواجه شود. تورم معمولاً در دوران رونق رخ می‌دهد(طبق منحنی فیلیپس که اقتصاددانان از آن آگاهند) چنانچه تورم، توأم با رکود باشد، بیشترین و بدترین فشار بر طبقات پایین وارد می‌شود.
۴ـ بیکاری، کماکان معضل اول«اقتصادی ـ اجتماعی» کشور است. در یک کلام مردم برای این که میزان بیکاری را بسنجند، کاری به آمارهای دولتی ندارند بلکه نگاهی به وضع بچه‌های تحصیل کرده خود می‌کنند. نرخ بیکاری جوانان کماکان عدد وحشتناک ۲۵ درصد است.
۵ـ نرخ تشکیل سرمایه ثابت(سرمایه‌گذاری) کماکان در حد رقت‌انگیزی است. گزارش رسمی دولتی، نرخ موجود را با نرخ پارسال و سال‌های پیش قیاس می‌کند، حال آن که سال‌های پیش، به هر دلیلی از جمله تحریم‌ها، این نرخ نزدیک به صفر بود. بدیهی است هر عددی را با عدد صفر قیاس کنید، بزرگ به نظر می‌رسد.
۶ ـ وضع «عدالت اقتصادی» کماکان با آرمان‌های پیشین فاصله غمباری دارد. درآمد کارمندان و کارکنان دولت و کارگران بخش خصوصی، با هزینه‌های زندگی همخوانی ندارد.
نظام مالیاتی، به هیچ وجه عادلانه نیست. بسیاری از صاحبان درآمدهای افسانه‌ای و نجومی، به اذعان و تصریح تمام عیار مقامات دولت، همچنان از مالیات می‌گریزند و ضعیف‌ترین اقشار جامعه، بار مالیات دهی را بر دوش می‌کشند. نظام پرداخت یارانه، عملیاتی کاملاً مبهم است. یارانه فعلی به خاطر ثابت ماندن قدر مطلق و تورم انباشته سالیان، برای مردم از ارزش اقتصادی ناچیزی برخوردار است اما برای دولت، به گفته رئیس سازمان برنامه، مصیبت است. با این حال، دولت پس از چهار و نیم سال از استقرار، هنوز نمی‌داند که یارانه را قطع کند یا ادامه دهد.
یا یارانه برخی طبقات را قطع کند و به یارانه برخی دیگر بیفزاید.
۷ ـ وضع حوزه بسیط فرهنگ نیز بهتر از اقتصاد نیست. مشکل در بخش فرهنگ، برگزار شدن یا نشدن فلان کنسرت در فلان استان نیست، مسأله این است که دو مجموعه عظیم آموزش و پرورش و آموزش عالی،‌با بیش از ۲۰ میلیون دانش‌آموز و دانشجو کماکان از همان مشکلات و نابسامانی‌هایی رنج می‌برد که سال‌های پیش رنج می‌برد…
و بالاخره این‌که، همه دولت‌ها آمارهای خوبی ارائه می‌دهند که توسط دولت‌های بعدی تکذیب و حتی هجو می‌شود. امیدواریم، آمارهای فعلی از اعتبار و پایایی کافی بهره‌مند باشد.

توضیح درباره مقاله چنار و کدوبن
در توضیحی که روز پنجشنبه در همین ستون درباره مقاله «چنار و کدوبن» نوشته استاد احمد مهدوی دامغانی آورده بودیم، در توضیح صنعت ادبی «جناس تام» بیت معروفی از مولانای بزرگ آوردیم که به اشتباه نام فردوسی بزرگ را به عنوان سراینده آورده بودیم:
آن یکی شیری است اندر بادیه
وان یکی شیری است اندر بادیه
آن یکی شیری است کآدم می‌خورد
وان یکی شیری است کآدم می‌خورد
واژگان «شیر» و «بادیه» در بیت نخست به دو معنای کاملاً متفاوت به کار رفته‌اند.

Email this page

نسخه مناسب چاپ