یادداشت
دشمنان و دوستان فلسطین
سید مسعود رضوی
دونالد ترامپ با اعلام بیت‌المقدس به عنوان پایتخت رژیم صهیونیستی، عملاً این نکته را اعلام کرد که در مناقشة دیرپای فلسطینی ـ اسرائیلی، فقط یک طرف را به رسمیت می‌شناسد. علاوه بر این، یک بار دیگر مشخص شد که آمریکای ترامپ و اسلاف او، در معادلات بین‌المللی بر اساس منافع و ارادة خود عمل می‌کنند و قواعد و مناسبات و معاهدات مصوب و متعارف جهانی و بینالد ولی هیچ ارج و اعتباری نزد ایشان ندارد. این مسئله برای جمهوری اسلامی ایران امری تازه و مشمول درنگ و تأمل نیست، اما برای متحدان منطقه‌‌‌ای ایالات متحدة آمریکا، هم حیرت انگیز است و هم تحقیر‌آمیز!
سفرپر زرق و برق دونالد ترامپ و خانواده‌اش به عربستان و پول هنگفتی که به حساب کهنه و تازة جنگ‌های خلیج فارس و حمایت منطقه‌ای و دیگر بهانه‌ها، از جیب شیوخ مذکور و همپیمانان منطقه‌ای و نفتی‌شان بیرون کشید (که به قول مخبر لوموند:…پارو کرد و انبارهای خزانه‌داری و بانک مرکزی را در واشنگتن دی سی از دلارهای سیاه نفتی آکنده ساخت)، هیچ اثری بر سیاست‌های منطقه‌ای آمریکا و ترامپ نداشت و نگذاشت، شاید حتی او را مطمئن کرد که این دوستان دولتمند و سخاوتمند، گرفتارتر از آنند که بر مناقشات کهنه تمرکز کنند و برای خود دردسرهای تازه بیاغازند. باری، بر همین سَبیل سفرهای ترزامی ‌و امانوئل ماکرون (به‌ویژه در سفر پر بَر و بار اخیرش به قطر!) و تیلرسون و ماتیس و دیگر سیاستمداران و سوداگران آمریکایی و اروپایی هم بر همین مدارهای دوستانه تنظیم شده بود؛ در یک کلام: اوقات خوشی بود که با دوست به سر شد!
تردید نباید داشت که این اقدام ترامپ موج بزرگی از کنش و واکنش در منطقه و جهان را به دنبال خواهد آورد و افکار عمومی و نهادهای اجتماعی و فرهنگی مدنی از یک سو، و نهادها و جریان‌های سیاسی مستقل و مردمی از سوی دیگر از رهبران و رؤسای ممالک اسلامی طلب پاسخ و موضع خواهند کرد. هرچه این موضع و تقابل به تأخیر افتد بیشتر تعمیق خواهد شد و اثر و آثار مهلک تری بر این کشورهای آفت زده و سیاست‌های انفعالی ایشان خواهد نهاد‎.‎
یکی از تحلیلگران جهان عرب اخیراً ضمن انتقاد شدید از سیاستمداران عرب و مسلمان و نهادها و سازمان‌های خنثی و بلاتأثیر نظیر ائتلاف فلان و شورای بهمان و… با آهی سرد به شدت از دورویی و فریبکاری آمریکا و ترامپ انتقاد می‌کرد و جالب بود که در انتهای مصاحبه با مخبر عربیه یادی از دوران خوش جهان دوقطبی کرد و از رهبران قدیمی‌تر و نسلی از نظامیان ناسیونالیست و سوسیالیست کذایی به عنوان قهرمانانی که جایشان خالی است اسم می‌برد. شنیدن این نوع تحلیل‌های تهی و توخالی، نشان از یأس و افلاس در سیاست و مواضع بسیاری از این کشورها به رهبری و پیشتازی عربستان دارد. گویا غافلند از این که بخش مهمی از دورویی و استیصال و واپس ماندگی کنونی جهان عرب و اسلام زیر سر همین کودتاچیان به ظاهر ملی‌گرا و مساوات طلب بود که پشت پرچم میشل عفلق و ناصریسم صف بستند و به جای تقویت نهادهای مدنی و فرهنگی تفنگ و خشونت و قبیله‌گرایی و سلفی‌گری را ترویج و تبلیغ کردند. امروز به جای این باد سرد که در سرها و سرزمین‌های اسلامی پیچیده باید به واقعیت رو کرد و بر اساس پایه‌ها و معادلات حقیقی به تحلیل و موضعگیری پرداخت‎.‎
واقعیت آن است که اعلام نظر ترامپ مبنی بر انتقال سفارت آمریکا و توابع آن برای جهان پیام‌های متفاوتی دارد. برای مسلمانان نشانگر آن است که مسألة فلسطین و منازعة ممتد آن در طول قرن بیستم و بیست و یکم میلادی همچنان در چهار سطح جریان خواهد داشت: اول مناقشه اقلیمی و بومی میان فلسطینیان و میراث‌داران سرزمین انبیا و قدس شریف با غاصبان صهیونیست. دوم مناقشة عربی میان اعراب و اسرائیل که با این عمل و موضع‌گیری و اعلام نابخردانة پرزیدنت آمریکا مجدداً فعلیت خواهد یافت و از حالت کمون به صحنه بازخواهد گشت. سوم معارضه ایدئولوژیک و منطقه‌ای به مثابه نبردی میان مسلمانان برای حمایت از نمادهای مقدس و آئینی در سرزمینی که قبلة اول مسلمین بوده، و سرانجام به عنوان یک مناقشة تاریخی در ابعاد جهانی که ریشة اغلب بحران‌ها و خشونت‌های جهان اسلامی و مسیحی و اقلیت‌های یهود و کلیمی بدان پیوسته و به عاقبتش وابسته است.

Email this page

نسخه مناسب چاپ