by etnew | آذر ۲۳, ۱۳۹۶ ۳:۳۵ ق.ظ

آداب سفر(۲)

در یادداشت پیش که در حکم مقدمه و دیباچه‌ای بر این جملات بود، به مشکلات مربوط و نامربوطی اشاره کردم که برای ساکنان شهرها و شهرکهای حاشیة کلانشهرها پیش آمده و رو به فزونی نهاده است. بیشتر از همه، حاشیه‌نشینان پایتخت دچار مصائب و معضلات ناشی از تراکم زیستی و اسرافِ مصارف و تردد در تهران شده و بیماری و بیکاری و سرریز زایدات موجب رنج و آسیب به مردمان این نواحی بوده است. به جای آن که حاشیه‌های شهرکی و شهری و کناره‌های آرام و خلوت فراهم شود، آویزه‌های مساله‌داری شبیه ‌مهاجران قدیمی‌تر از روستا به شهرها در شمایل تازه‌ای در حال بسط و پیوست به نظام شهرنشینی ایرانی است. شگفت آنکه امکان تردد سالم و سریع که شرط اول در بنای شهرها و محله‌های الحاقی در لبة شهرهای بزرگ است، اصلا مورد توجه قرار نگرفته و جز در برخی قسمت‌های خاص راه حلی نیافته است. از همین زاویه به مشکلات مزبور در مناطق مذکور اشاره کردم و آن را یکی از اولین و بنیادی‌ترین حقوق و امکانات برای زیست سالم و طبیعی و توسعة متوازن انسانی می‌دانم، زیرا در غیاب طرق وسایل مناسب تردد، تصادفات و ترافیک و مفسده‌های بسیار و اسراف وقت و مال و عمر و کیفیت زندگی پیامد قطعی خواهد بود.‏
چرا باید مردم شهرها و شهرک‌های حوالی تهران و اهالی آن مناطق، از راه‌آهن شهری و سیستم اتوبوس‌رانی و حمل و نقل ارزان و امن جاده‌ای بی‌بهره بمانند؟ آیا هزینه این وسایل نمی‌تواند با توجه به ترافیک و تردد دشوار و ناهنجار و تالی‌های فاسد آن، نظیر آلودگی هوا و صدا و…، توجیه و به عنوان پروژه‌ای ملی آغاز شود؟ آیا زیرساخت توسعه در شهرها نباید از دوش متراکم و نحیف مرکز برداشته و در حواشی و مناطق دیگر به شکل منطقی توزیع شود؟ چرا باید به دنبال اعلام چند روز تعطیلی، تمام محورهای خروجی تهران (و چند روز بعد هم راه‌های ورودی شهر) قفل و بسته شود و از تهران تا مازندران و گیلان، مردمان شهرها و روستاهایی که در مسیر جاده‌های اصلی قرار گرفته‌اند نتوانند به منزل و محفل و خانه و محله‌شان برسند یا با مشقت‌های عظیم پای به خانه و کاشانه بگذارند و در پایان هر هفته احساس غم و غبن کنند؟
چه نوع تفکری در پس ذهن مدیران و مسئولان کشور و صاحبان ثروت و نفوذ وجود داشته که از کوه و تپه و جنگل و حاشیه دریا و رودها و سدها و جویبارها، املاک خصوصی بیهوده و ابلهانه‌ای خلق کنند که جای حور و تالی قصور است اما فضای زندگی را بر عامه و تودة مردم چنان تنگ می‌کند که اغلبی از جوانان و اقربای ایشان فکر ماندن و دل بستن به زادبوم را رها کرده دنبال اوهام و خیالات بیهوده در غربت و مهاجرت باشند؟ جهان در حال تغییرات بزرگ و تجربه‌های ارزشمندی است؛ اما چرا ما و برخی دیگر از کشورها باید داشته‌های زیست محیطی و سرمایه‌های ملی را خرج عیش اقلیتی از سوداگران و رانت‌خواران کنیم و سپس بر ویران سرایی بی‌راهه، بن‌بست و بی‌جاده مویه کنیم و دائماً یاد ایام کهن را در تخیلات نوستالژیک برای هم به نجوا بازگوییم؟ ‏
کسانی که این همه بهره از آب و هوا و جنگل و کوه و دشت و ثروت این کشور برده و با دورزدن قانون و بهره‌گیری از رانت‌های بی‌شمار، صاحب این کاخ‌های رویایی و خانه‌ها و برج‌های لوکس و تنعمات پرشمار و متعلقات پربار آن شده‌اند، نباید حداقل مالیات آن را به صورت امکانات اولیه برای تردد و امن‌سازی محیط و پاک‌سازی مسیر و برقراری تعادل میان راه و طبیعت و جمعیت بدهند یا بهتر بگویم از آنها ستانده شود؟ ‏
یک موضوع دیگر آموزش اکثر و اغلب مردم از طریق مراکز آموزشی و رسانه‌هاست تا آداب بسیار در باب زندگی بیاموزند و بهرة مناسب بگیرند و لذت متناسب از امور ببرند. سفر یکی از این موضوعات برای آموزش است. ریشه‌یابی تمایل بیمارگونه برای سرمایه‌سوزی و اتلاف وقت و مال و محیط زیست در صفحات شمالی کشور و جو کناره‌ها و کوهپایه‌ها و جنگل و در و دشت ایران زمین؛ به صورت احداث و خرید و فروش ویلاهای گران و سرگردان که قرار است چند روز در سال میهمان ما باشد و به اسم خستگی در کردن و آب و هوا تازه‌کردن، فقط خستگی افزودن است و عمر و مال تباه‌کردن و سانحه دیدن و اعصاب فرسودن! چه عواملی و چه تبلیغات و میکروب‌هایی، جماعات ثروتمند و حتی معمول و فقیر ایرانی را به این وسوسه مبتلا می‌کند و چه سود و دودی در پس این هیزم و آتش نهفته است که این هجوم تمامی ندارد و انگار تا نابودی آخرین درختان و خشکیدن واپسین چشمه‌ها و آلودن دورترین سواحل خزر و عمان و… باید این روند و جریان بیمارگونه ادامه داشته باشد!
باری، اگر پرده برافتد و اعماق فجیع این واقعه و اعمال قبیح مسببان و نتایج هولناک آن آشکار شود،‌ ای بسا از همه چیز ناامید شویم و فکر کنیم دیگر محال است از راه سقیم بازگردیم و طریق صحیح را بیابیم! اما به گمان نگارنده، هنوز راه بسته نیست و راه حل امکان‌پذیر است. فقط اراده می‌خواهد و انصاف و مهر میهن و مردم؛ و اگر اینها باشد صدق و صفا و ایمان و توکل هم هست و به جای این مسیر هولناک، برکت و آبادانی جانشین خواهد شد و خداوند سبحان نیز بارها در این زمینه ما را انذار فرموده و بشارت داده است. ‏
مردم باید با استفاده صحیح از امکانات و درک درست از اهداف سفر و گردشگری، راه این سوداگری و نابودی را ببندند و با اجتناب از درافتادن به دام تبلیغات ویلاسازان و سرمایه‌سوزان، از نابودی بهترین و مهم‌ترین اقلیم‌های سبز و آبادان ایران جلوگیری کنند. مسئولان هم با بهبود امکانات تردد و سفر، این موج حریص در باب استفاده از وسایل نقلیه خصوصی و اتومبیل‌های شخصی را مهار کرده و تراکم بیشتر را با پیشگیری، مهار و مداوا کنند. سخن در این عرصه تمامی ندارد اما حداقل بسیاری از دردهای تهران و حومه درمان‌پذیر است…. ‏

Email this page

Source URL: http://www.ettelaat.com/etiran/?p=331719