یادداشت
سرنوشت برجام در خشت خام
سیدمسعود رضوی
‌فشارها بر برجام بسیار گسترش یافته و به طور ویژه در سه سطح از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی، اعراب متحد امریکا در منطقه و منتقدان داخلی و رقیبان مخالف دولت روحانی، بدون لحظه‌ای توقف و تأخیر ادامه دارد و اکنون در بالاترین ارتفاع و ارتقای ممکن قرار گرفته‌است. کسانی که جنگ را اولویت می‌دانند یا پروای منازعه‌ای ویرانگر و جنگ خونین دیگری را ندارند، جملگی در همین محور قرار گرفته و اتحادی شوم علیه صلح، گفتگو، دیپلماسی مبتنی بر عقلانیت، منافع ملی و مصالح بین‌المللی سامان داده‌ و می‌دهند. تبعات این رفتارها از هم‌اکنون بر عقلا و صلح‌طلبان آشکار است و آنچه را این دوستان بدسلیقه و دشمنان بدکار در آینه نمی‌بینند، مصلحت‌اندیشان و اهل حل و عقد در خشت خام دیده‌اند.
باری، ما بر این باوریم که برجام یک دستاورد سیاسی و موجب حرمت و اعتبار ملی است. حتی اگر ملغی هم شود، از این اعتبار تاریخی و اهمیت آن به مثابه تجربه‌ای ملی و جهانی در جهت صلح و دستاوردی برای سیاست و حقوق بین‌الملل کاسته نخواهد شد. معماران خردمند، حامیان دوراندیش و تصمیم‌سازان شجاع برجام، از هم‌اکنون در عرصة داوری تاریخ برنده‌اند. به راستی در یک سدة اخیر کدام جنگ، پیروز و برندة واقعی داشته است؟ حتی مظلوم‌ترین ملت‌ها که ناچار از مدافعه بوده‌اند سال‌ها و دهه‌هاست از آسیب این مخاصمات و ستم و ویرانی نرسته و رهایی نیافته‌اند؛ نظیر ویتنام و بوسنی یا مقاوم‌ترین مدافعان روزگار که رزمندگان دفاع مقدس در مقابل بعثیان شقی بودند در جنگی که جز ویرانی‌های بزرگ برای دو ملت ایران و عراق و نابودی امکانات و ثروت مسلمانان، ثمری نداشت و به راستی جز تضعیف ملت‌های مسلمان و نفوذ بیشتر استکبار چه حاصلی برای صدامیان ملعون به بار آورد؟
دفاع از صلح و گفتگوهای بین‌المللی از سوی مدیران و دولت‌ها و دیپلمات‌های تمامی کشورهای جهان، یک شیوة مرسوم و بلکه تنها روش آزموده است که اگر هوشمندانه و توسط افرادی باتجربه و آگاه به قواعد بین‌الملل به کارگرفته شود، منافع بسیار دارد و حداقل از زیان‌هایی که ریسک و مخاطرة جنگ‌ها و منازعات به بار می‌آورد جلوگیری خواهد کرد. شکی نیست که برجام ازین حیث موجب مصونیت کشورمان در برابر جنگ‌افروزان امریکایی – صهیونیستی و وهابی- سلفی در جهان و منطقه بوده و فرصت مناسبی برای ایجاد امنیت در داخل و ارتقای فعالیت در منطقه، به ویژه در سوریه و همکاری با دولت دوست و همسایه عراق ایجاد کرده است.
برجام از جانبی دیگر، موجب تقویت دیدگاه مستقل اروپایی در برابر فزون‌خواهی و تک‌روی امریکا شده و به ما امکان بهره‌بردن از سرمایه‌گذاری خارجی و درآمدهای ممکن‌الحصول نفتی را داده و بسیاری از معاملات اقلام صادراتی و وارداتی را تسهیل کرده است. اگر اصلاح سریع‌تر قوانین و مانع‌تراشی برخی از عناصر رقیب و ذی‌نفوذ دولت روحانی نمی‌بود، بی‌شک در تمامی این عرصه‌ها ما صاحب منافع و رونق بیشتری می‌بودیم و احیانا شاهد رکود و کسالت کنونی در اقتصاد و نظام مالی کنونی ‌نبودیم. اساساً فلسفة برجام همین بود؛ نه این که پس از آن مذاکرات سخت و فرساینده و گرداندن ورق بازی از دست نتانیاهو و نئوکان‌های امریکایی و کاسبان منطقه‌ای تحریم در حاشیه خلیج‌فارس و همگنان داخلی‌شان، تازه با امواج پیاپی و نابخردانه‌ای روبه‌رو شویم که منافع مردم و میهن را برای دفع رقیب سیاسی جایز می‌دانند. انصافتان را شکر! حتی اگر با برجام مخالف بودید چرا جلوی منافع ملت و صاحبان سرمایه و صنایع ایران می‌ایستید؟ چرا برای ورود سرمایه به کشور مانع‌تراشی کرده و می‌کنید؟ چرا کیفیت خدمات و کالاها و سامانه‌هایتان را ذره‌ای بالا نمی‌برید تا لااقل نیاز ما به واردات خدمات و کالای چینی کاهش یابد؟
آخرین صحنة بی‌رونق و بی‌مزه در این عرصه، بازهم توسط امریکایی‌ها روی صحنه رفت. دونالد ترامپ که بسیار کوشیده است فاتحة برجام را بخواند یا به قول تیلرسون، دولت کنونی امریکا را از مشکلات برجام برهاند، به کنگره و سنا متوسل شد اما استحکام برجام که حاصل هوشمندی و آگاهی دیپلمات‌های ایرانی در تیم مذاکرات وین بوده، در چند لایه پیش‌بینی‌های ضروری را در متن معاهده گنجانده است. به نحوی که برای مثال در یک حرکت، تمامی مصوبات سازمان ملل متحد مبنی بر تحریم‌های ایران ملغی شده ولی برنامه موشکی ایران را خارج از شمول این معاهده قرار داده است. تیم ترامپ هنوز هم تا این لحظه نتوانسته است از این دام رهایی یابد و ایران را به چالة تحریم‌ها بکشاند. باز هم پای انصاف را اگر به میان بکشیم باید بگوییم انصافاً بیشترین لطمه را هیاهوی کارشکنان داخلی به برجام زده و می‌زند زیرا سرعت منافع آن را گرفته و دولت را در شرایط دشوار کنونی در سربالایی فرساینده‌ای قرار می‌دهد، سرمایه‌گذاران خارجی و داخلی را دچار هراس کرده و گاهی منتقدان اروپایی امریکا را از ما دور می‌کند و همصدا با نتانیاهو از ضرورت لغو برجام سخن می‌گویند.
اما آخرین پرده از نمایش کابویی امریکا را نیکی هیلی، نمایندة دولت ترامپ در سازمان ملل، روی سن آورد. چیزی شبیه نقاشی بمب و کمیک استریپ نتانیاهو در نطق مجمع عمومی سال ۲۰۱۳ برای سالن بی‌مخاطب سازمان ملل متحد! هیلی، لاشه موشکی را در معرض دید خبرنگاران قرار داده بود تا به اصطلاح به صورت تکنیکی و علمی ثابت کند این موشک ساخت ایران بوده و حتی آرم یکی از مراکز صنایع دفاعی ایران را هم داشته است. ادعایی مسخره که خود او هم می‌داند هیچ ارزش استنادی و اقناعی نخواهد داشت و اگر لحظاتی هم در بالای تصاویر چند شبکه خبری و چند روزنامه یومیه قرار گیرد، نمی‌تواند در شورای امنیت سازمان ملل موجب اجماع علیه ایران باشد و علاوه بر آن این بازی نمایشی تأثیری هم در سرنوشت برجام نخواهد نهاد زیرا اگر این امر ممکن می‌بود تیم ترامپ و مشاوران سیاسی و حقوقی او تاکنون سندهای کافی برای الغا در اختیار ‌داشتند.
مسئله اینها نیست. بلکه نمایشی کم‌خرج برای قوت قلب به متحدان منطقه‌ای امریکا در خلیج فارس است. متحدانی که صورت حساب گزافی از جیبشان وصول شده و زیر پرچم شاه سلمان و پسرش در عربستان سعودی جمع شده‌اند؛ اما از باتلاق یمن و ارتباط ناموجه با بنیادگرایان سلفی و القاعده و داعش نتوانسته‌اند رهایی یابند و هر روز برگی تازه بر این صورت حساب و سدی تازه در راه ناهموار و پر دست‌اندازشان پیدا می‌شود؛ مانند خشم اکثریت شهروندان بحرینی‌ و شکست در سوریه و سیاست مستقل قطر و بی‌اعتباری ائتلاف‌های ناسیونالیستی و سوداگرانه و…

Email this page

نسخه مناسب چاپ