یادداشت
هوای نفس(۲)
سید علی گرامیان
اکثر مردم با راهنمایی وجدان خود کم و بیش هوای نفس را می‌شناسند، معذلک توضیحی در این زمینه عرض می‌کنم.
هوای نفس عبارتست از ارضای بدون قید و شرط تمایلات درونی. توضیح این‌که خداوند در نهاد آدمی تمایلات و خواهش‌هایی آفریده و خواسته است که این خواهش‌‌ها با هدایت عقل و طبق موازین شرعی مورد بهره‌برداری قرار گیرد. اگر این تمایلات و خواهش‌ها از دایره هدایت عقل و شرع خارج گردد و بر اساس دلخواه عمل شود، این پیروی از هوای نفس است.
واضح‌ترین مواردی که در برابر انسان قرار دارد، شهوت و حب مال و مقام است این امیال به‌خودی خود یک امکان و استعداد هستند، آنچه اینها را خوب یا بد می‌کند، نحوه اعمال آنهاست، اگر ارضای غریزه جنسی به منظور در امان ماندن از فحشا و تشکیل خانواده و رسیدن به همزیستی و آرامش زندگی باشد و از طریق مقررات شرعی و قانونی عملی شود، امری مستحسن و عقلانی و خوب است: اما اگر این خواهش به طور رها و بی‌بند و بارانه ارضا گردد، مایه فساد اجتماعی می‌گردد و این همان غلبة هوای نفس است.
اگر کوشش و تلاش در به‌دست آوردن مال و کسب ثروت از راه حلال باشد و به منظور اداره آبرومند و عزتمندانه زندگی صورت گیرد و آدمی بعد از تأمین نیازهای خود، مازادش را به نیازمندان بذل و بخشش نماید، ثروتمندی ممدوح و عقلانی و شرعی است؛ اما چنانچه در راه کسب ثروت و درآمد، حلال و حرام رعایت نشود و از هر طریق و به هر نحو ممکن به کسب ثروت و ما‌ل‌اندوزی پرداخت و در این راه فریب و کلاهبرداری و اختلاس و ارتشا روی گردان نبود و مال به دست‌ آمده را چون گنجینه نگهداری کرد یا مسرفانه خرج نمود این هوای نفس است. همین گونه است مقام، اگر آدمی از طریق درست و براساس وجدان و اخلاق و شیوه‌های متعارف در پی رسیدن به مقام باشد و منظورش از کسب مقام و ریاست،‌اجرای عدالت و خدمت به خلق خدا باشد، این امری مستحسن و عین ثواب است که فرموده‌اند:«عدل ساعه خیر من عباده سبعین سنه»، اما اگر فرد برای رسیدن به مقام و ریاست به انواع فریب کاری‌ها و توطئه‌ها و ستمگری و اعمال خلاف وجدان و شرف دست بزند و هدفش از مقام، سوء استفاده از قدرت و ارضا حس جاه طلبی باشد، این هوای نفس است و مذموم و ممنوع٫
در زندگی عقلانی یا نفسانی فرقی بین ثروت و فقر و لذت و رنج نیست، ممکن است شخصی برخوردار باشد و زندگی‌اش براساس عقلانیت تنظیم شده باشد ؛ و ممکن است کسی فقیر و بی‌چیز باشد و به زهد روی آورده باشد، اما کارش از مقوله پیروی از هوای نفس باشد! اسلام انسانها را به رهبانیت و تارک دنیایی دعوت نمی‌کند، بلکه آدمیان راتشویق فرموده است که خود را از نعمت‌ها و زیبائی‌های دنیوی بهره‌مند سازند، قرآن می‌فرماید:‌ای پیامبر به مردم بگو چه کسی زینت‌ها را که خداوند برای بندگانش فراهم کرده، حرام نموده است؟«قل من حرم زینه الله اخرج لعباده» و در روایت آمده است:«لیس منا من ترک دنیاه لـآخرته، ولا آخرته لدنیاه» از ما نیست کسی که دنیایش را به خاطر آخرتش ترک کند و یا آخرتش را به خاطر دنیایش ترک نماید چه بسا کسانی که به زهد روی می‌آورند و خود را از لذائذ و نعمت‌های دنیا محروم می‌سازند، اما قصدشان این است که مورد توجه مردم قرار گیرند و از این طریق ایشان را بفریبند. در این زهدهای ظاهری و بی‌حقیقت با این‌که شخص خود را از لذائذ محروم ساخته و به زحمت و مشقت انداخته، اما هوای نفس است؛ زیرا غرض خودخواهی و فریب مردم است. در عوض بسا کسانی که از لذائذ دنیوی و نعمت مال و مقام برخوردارند، اما روی به خدا دارند و از موازین عقلانی و مقررات شرعی خارج نمی‌‌شوند، اینها کارشان عقلانی و خداگرایانه است.
آثار هوای نفس بسیار است؛ از آن جمله است: خودخواهی، خودپسندی، خودرأیی، پرتوقعی، طمع‌ورزی، خود را برای هر کار لایق دانستن و دیگران را شایستة کاری ندانستن، گوش حق شنو نداشتن، طاقت شنیدن عیب نداشتن و انتقاد‌پذیر نبودن، به مردم بدگمان بودن، بر کار نیک و بد مردم ایراد گرفتن، در برابر انتقاد صحیح به بحث و جدال پرداختن، قانون‌شکنی کردن، به حقوق دیگران اعتراف نکردن، نظم و عدالت را محترم نشمردن، خوبی اندک خود را بزرگ دیدن و منت گذاردن، خوبی بسیار دیگران را کوچک شمردن و نفهمیدن، در پی لذات و شهوات نفسانی بودن، کینه ورزیدن، به اخلاق احترام نگذاشتن و بالاخره خدا را بندگی نکردن. اینها آثار شوم هوای نفس است که باعث نکبت و فساد اجتماعی و اخلاق می‌شود. مردمی که بندة هوایند و پیرو حق نیستند، دائماً در حال نوسان و افراط و تفریطند. ما می‌توانیم از روی آثار هوای نفس، از جمله مواردی را که ذکر شد، در خود تأمل کنیم و ببینیم تا چه اندازه دچار هوای نفسیم و تا چه حد تابع و پیرو عقلیم.

Email this page

نسخه مناسب چاپ