یادداشت
حقوق مردم در آستانه چهل سالگی انقلاب (۱)
سیدمسعود رضوی
در جهان امروز، سرعت حرکت عقربه‌های ساعت بیشتر شده و این یک استعاره است که بیل‌گیتس در یکی از سخنرانی‌هایش گفته بود. او معتقد است وقتی سرعت و قدرت یک پدیده افزایش یافت، بها و قیمت آن نیز بالا خواهد رفت. البته خوانندگان نکته‌سنج واقف‌‌اند که منظور گوینده این تمثیل، تغییر در بافت و مقیاس زمان و سنجش وقت نیست، بلکه سرعت تحولات در اندازه‌های سابق، افزایش سرسام‌آوری یافته و طبعاً بر همان اساس، ارزش زمان نیز بهای سرسام‌آوری خواهد داشت.
در رقابتی فرساینده میان ملّت‌ها و کشورها، منابع اصلی ثروت و قدرت و امکانات و فرصت‌ها، مدت زیادی درنگ نمی‌کنند و بر جای نمی‌مانند. به سرعت ربوده و بلعیده می‌شوند. باید فرصت‌شناس بود، قدر زمان را دانست و به شیوه‌ای معقول و هوشمندانه، بر ثروت کشور و قدرت و امکانات آن افزود. توسعه، فزایندی نیست که هر وقت هوس کردیم یا سر حوصله، پس از کنار زدن تمامی مشکلات و گشت و گذارها به سراغ آن رویم و حاصل مفیدی هم به دست آوریم. توسعه ممکن است با از دست رفتن زیرساخت‌های حیاتی و زیست‌محیطی برای همیشه تعلیق شود. ممکن است با افزایش اختلافات و سرگردانی و رویگردانی طبقات فعال اجتماعی، نظیر جوانان و دانشگاهیان و متخصصان و سرمایه‌گذاران، از چنگ ما بگریزد و سرانجام ممکن است به دلیل خطای محاسبه، گرفتار مسابقه‌ای فرساینده در درون و بیرون کشور شویم و آن قدر امکانات و سرمایه‌ها و نیروهایمان پژمرده و خسته شود که نای پیشرفت باقی نماند. این همان زمین سوخته است که برخی از نئوکان‌ها و صهیونیست‌های فارغ از آدمیت و شرافت و وجدان، برای میلیاردها مسلمان در خاورمیانه درنظر گرفته‌اند و دنبال می‌کنند. آرزوهایشان مدفون باد.
یکی از مسائل مهم و حسّاس که در برهه‌های گوناگون، کشور ما را دچار التهاب و دستخوش ناآرامی و اضطراب می‌کند، ابراز نارضایتی طبقاتی از مردم و به عبارت دیگر رساندن صدای مردم به گوش مسئولان است. در همه جهان، به ویژه کشورهای آزاد و جوامع پیشرفته، مرسوم است که کارگران، دانشجویان، افرادی از یک سنخ یا یک صنف، اتحادیه‌ها، انجمن‌ها و حتی گروه‌های عظیمی از طبقات اجتماعی به خیابان می‌آیند، تظاهرات می‌کنند، طومار امضاء کرده و بیانیه می‌دهند و رسانه‌های ملّی و عمومی و روزنامه‌ها و مطبوعات آزاد نیز، صدا و درخواست‌های آنان را منعکس می‌کنند. سپس نمایندگانی از این صنف‌ها یا گروه‌های ناراضی با نمایندگانی از طرف دولت، تحت ضوابطی گفتگو می‌کنند تا به تفاهم برسند. اگر تفاهمی نباشد،‌ یا طرف مقابل به خیابان باز خواهد گشت یا دولت دست به کار می‌شود و نیروهای مقابله‌گرا را فرا می‌خواند تا آرامش عمومی را به جامعه بازگرداند و از ناامنی و سدّ کردن راه‌ها و هرج و مرج در زندگی اجتماعی جلوگیری شود. گاهی اعتصابات قانونی از سوی نمایندگان اتحادیه‌ها به صنف‌هایی ابلاغ می‌شود و گاهی نهادهای مدنی در سطوحی غیرقابل تصور، پارلمان و دولت را دستخوش تصمیمات یا تغییرات بزرگ می‌کنند. اینها جزو حقوق بدیهی ملّت محسوب می‌شوند.
در آستانه چهلمین سال انقلاب اسلامی ایران، که برای آزادی و به چنگ آوردن همین حقوق و فراتر از آن، به دست مردم بزرگ و شریف ایران رخ داد و عمر استبداد فردی در نظام سلطنتی را پایان بخشید، این پرسش هنوز پاسخی نیافته که چگونه باید اعتراض کرد و با وجود پله‌ها و دیوارها و فاصله‌های بسیار، صدای مردم چگونه به گوش مدیران و رهبران دولت و نظام سیاسی و حکومت رسانده شود؟!
به دنبال التهابات و درگیری‌های اخیر در شهرهای کوچک و بزرگ، بسیاری از مسئولان سابق و فعلی و تحلیلگران و رسانه‌ها به سخن درآمده و درباره آن اظهارنظر کردند. جملگی در وحدتی بی‌سابقه، در دیباچه کلام، از حق مردم برای اعتراض سخن گفتند و سپس تخریب و خشونت و هنجارشکنی و عبور از خطوط قرمز نظام را محکوم کردند. اینها به جای خود، امّا به راستی مردم نمی‌دانند که حد نهایی و مرز مشخص برای اعتراض و نقد قدرت کجاست؟ چگونه عرصه عمومی می‌تواند حق خود را مطالبه کند؟ و در کجا رکن چهارم مردمسالاری قادر است با فساد برخورد و آن را افشا کند؟
تنوع اظهارنظرکنندگان درباره تظاهرات اخیر نیز عجیب است. انگار همه مسئول‌اند و باید نمکی بر زخمی بپاشند. انگار فرهنگ سکوت و واگذار کردن کارها به اهل آن، هیچ معنایی میان ما ندارد. اتفاقاتی که رخ داد، بی‌سابقه نبود و ممکن است باز هم رخ دهد. مگر آن که همان حق و حقوق و همان حدّ و حدودی که همه از آن دم می‌زنند برای مردم و اصناف و طبقات اقتصادی و اجتماعی مشخص شود و حریم آن با قدرت توسط نیروهای انتظامی و تأمینی حفاظت گردد. آن حد و حدود، احقاق و اعطای حق قانونی و وجدانی مردم، در بیان انتقادات و اعتراضات عمومی و راه‌ها و مکان‌های اِبرازِ آن است. آیا پس از چهل سال، این حق را می‌توان از مردم دریغ کرد؟
در این‌باره در یادداشت بعد با جزئیات و مثال‌هایی سخن گفته خواهد شد.

Email this page

نسخه مناسب چاپ