نگاه
روانشناسی آشوب
دکتر فربد فدایی ـ روانپزشک‏
در هفته گذشته در چند شهر ایران تظاهراتی به وقوع پیوست که بر حسب شواهد، سرچشمه آن مسائل معیشتی بود. در چند مورد این تظاهرات تبدیل به آشوب‌هایی شد که با صدمه به جان و مال مردم و اموال عمومی و مأموران انتظامی همراه بود و ارتباطی با خواست‌های اولیه تظاهرکنندگان نداشت. بدیهی است که همه چیز درباره چگونگی آغاز و چگونگی تبدیل شعارهای اولیه به شعارهای ساختارشکنانه روشن نیست و طبعاً در آینده اطلاعات بیشتری در این مورد به دست خواهد آمد که به تحلیل دقیق و همه جانبه وضعیت منجر خواهد شد. در مورد بررسی این وضعیت رویکردهای گوناگونی می‌تواند به کار رود که البته مانعه‌‌الجمع نیست و هرکدام به وضوح بیشتر موضوع، کمک خواهد کرد. برای نمونه موضوع از منظر جامعه شناختی، علوم سیاسی واقتصادی قابل بررسی است اما در این مجمل فقط به بررسی این موضوع از نظر علوم رفتاری و روانی پرداخته می‌شود.‏
در برخورد افراد با مسائل و مشکلات اصولاً ۲ رویکرد عمده قابل مشاهده است: ۱)رویکرد هیجان مدار، ۲)رویکرد مساله مدار. فرد به‌هنگام مواجهه با مشکلات و موانع هیجانهای منفی زیادی را احساس می‌کند که مانع از اندیشه و تصمیم‌گیری درست او برای حل ‌مساله و بر طرف کردن آن می‌شود که ترس، خشم و نفرت، از این جمله است. گاهی فرد می‌کوشد در برابر یک مساله ناخوشایند خود را به نحوی آرام کند و به آرامشی دست یابد که موضوع مورد نظر آن را به هم زده است. برای نمونه با اطرافیان درد دل می‌کند، می‌گوید، به خود اطمینان می‌دهد که مسائل عمده‌ای در کار نیست و مشکل برطرف می‌شود.‏
اما در رویکردهای «مساله مدار» فرد می‌کوشد برای رفع مشکل یا به حداقل رساندن آن، فعالیتی انجام دهد که معطوف به هدف و بر مبنای برنامه‌ریزی درست است. برای نمونه، جستجوی اطلاعات صحیح، مشورت گرفتن از دیگران، کنار گذاشتن موضوع‌های حاشیه‌ای و تمرکز بر مشکل. این ۲ روش می‌تواند با هم به کار رود. برای نمونه ابتداء فرد می‌کوشد با ذکر و یاد خدا و تکیه بر قدرت لایزال او به خویشتن آرامش ببخشدو سپس نگرش کلی به مساله داشته باشد، مساله را تعریف کند، راه حل‌های گوناگون را در نظر بگیرد، راه حل‌ها را ارزیابی کند و سپس بهترین راه‌حل را برگزیند و آن را اجراء کند. ‏
بی‌تردید خشم و خشونت هیچ‌وقت بهترین راه‌حل نیست، کما اینکه در مورد مشکلات اقتصادی اخیر که مورد اعتراض بود، کشاندن اعتراض به خشونت و همراهی «هیجان‌مدار» برخی افراد با این روش کمکی به حل مشکل اصلی نخواهد کرد.‏
اما در این مورد که چرا این رویدادها در این زمان خاص اتفاق افتاد احتمالاتی وجود دارد. در این تردید نیست که قدرت‌های سلطه‌گر که سروری خود را در ضعف و آشوب در نقاط مختلف جهان می‌بینند همیشه به دنبال برقراری آشوب هستند و البته از نقاط ضعف و رخنه‌هایی که وجود دارد سود می‌جویند. اما چه رخنه‌هایی در این ایام وجود داشت که سبب برانگیختن پرخاشگری و آشوب به دنبال اعتراض‌های مسالمت‌آمیز شد؟ واقعیت آن است که در یک سال اخیر اعتراضات و دادخواهی‌هایی به صورت پراکنده وجود داشت که برخی با نتایج خوب به سامان رسید و برخی هم با حواشی منفی توأم بود. در چندماه گذشته سپرده‌گذاران برخی مؤسسه‌های مالی اعتباری تجمعاتی داشتند که به طور عمده از آن‌ها پاسخ مثبت دریافت کردند و همین‌طور تجمعاتی نیز از طرف بازنشستگان وجود داشت. بنابراین وجود اعتراض‌ها مساله عجیب و غیرعادی نبود، کما اینکه در هر کشور دیگر از جمله ممالک غربی نیز مرتباً اعتصاب‌هایی وجود دارد. [این را نیز به عنوان جمله معترضه نقل کنم که در کشورهای غربی مرتباً آشوب و طغیان‌های گسترده اجتماعی وجود دارد که دولت‌های غربی با خشونت تمام آنها را سرکوب می‌کنند و به کسی هم حساب پس نمی‌دهند که از جمله باید به شورش‌های چند سال اخیر طبقات تهیدست فرانسه اشاره کرد که سالانه هم تکرار می‌شود و چندین شهر فرانسه را هم همزمان فرا می‌گیرد و همچنین جنبش‌های تهیدستان آمریکا که توسط نیروهای دولتی سرکوب می‌شود، اما به جز اینکه موضوع خبر قرار می‌گیرد، توجه دیگری به آن نمی‌شود و هیچ کشوری هم تقاضای برگزاری جلسه شورای امنیت را به دلیل آن نمی‌کند].‏
به هر حال از نظر روانپزشکی باید ارزیابی را به این صورت به پیش برد که ملت ایران در چندسال اخیر و به ویژه در یکسال گذشته تحت تأثیر فشارها و تنش‌های عمده‌ای قرار داشتند که به تدریج فراتر از آستانه تحمل رفته است. از جمله: ۱)خشکسالی و هشدارهای پی در پی به مردم در این باره (در حالی‌که مردم عادی دراین مورد کاری نمی‌توانند انجام دهند و این وظیفه مسئولان امر است که در این باره برنامه ریزی، پیشگیری و اقدام کنند)، ۲) آلودگی هوا و هشدارهای پی در پی به مردم، در حالی‌که مردم در این میان تقریباً کاری نمی‌توانند انجام دهند و برنامه‌ریزی و پیشگیری از آلودگی هوا، بر عهده مسئولان آن است. برای نمونه، دولت اعلام می‌کند ۶۵ درصد آلودگی هوا در تهران ناشی از رفت و آمد اتوبوسهای دولتی و کامیون‌های فرسوده است و دیگر بخش عمده آن نیز بر عهده موتورسیکلت‌ها است که هر کدام ۱۰ ‌برابر یک خودرو آلودگی تولید می‌کنند، اما در مقابل به عوض هر اقدام قاطع رفت و آمد سواری‌های شخصی را با انواع و اقسام طرح‌ها ممنوع می‌کنند و موجب نارضایتی مردم می‌شوند. ۳)حملات و افشاگری‌های عجیب مسئولان مملکتی علیه یکدیگر و متهم ساختن دیگری به سوءمدیریت و فساد مالی و خیانت به کشور طبعاً اعتماد مردم را به مسئولان از میان می‌برد و باعث فقدان سرمایه اجتماعی می‌شود. ۴)وجود فسادهای گسترده و اختلاس‌های نجومی عامل دیگری در افزایش تنش‌های اجتماعی و بی‌اعتمادی به مسئولان می‌شود و به ویژه افشای جرائم مالی منسوبان مقامات مملکتی و یا رانت خواری فرزندان مسئولان که هر روز در رسانه‌ها از آن گفتگویی هست عامه مردم را دچار نگرانی و خشم می‌کند. ۵)نرخ بالای بیکاری طبق آمار دولتی و مشکلات مالی عموم مردم اعم از حقوق بگیران و پیشه‌وران و کشاورزان و کارخانه‌داران، موضوعی دیگر است که در چندسال اخیر به درستی مدیریت و برطرف نشده است، ۶)اظهارات ضدونقیض مسئولان درباره یک موضوع واحد سبب می‌شود که مردم به هیچ یک از آنان اعتماد نکنند و در شایستگی این مدیران دچار تردید شوند، ۷)خطر زلزله که مرتب به مردم گوشزد می‌شود، در حالی‌که مردم توانایی پیشگیری و مدیریت این حادثه را ندارند، بلکه سازمان‌های مسئول باید با بالابردن آمادگی و نمایش توانمندی‌های خود در بحران‌ها، اعتماد مردم را جلب کنند. موضوع زلزله در ۲ ماه اخیر به دنبال زمین لرزه‌های متعدد سبب نگرانی و وحشت مردم ایران شد. به اصطلاح پشت شتر آنچنان در زیر بارهای سنگین خم شده بود که اضافه شدن پرکاهی هم می‌توانست کمر آن را بشکند. آن پر کاه شاید گرانی تخم مرغ بود، و این همان جرقه‌ای بود که باعث آزاد شدن تنش‌های انباشته شده روی هم شد. ‏
بدیهی است که جریان‌های گوناگون و از جمله قدرت‌های سلطه‌گر همه در صدد برآمده‌اند که بر این موج سوار شوند و از آن به نفع خود سوءاستفاده کنند. تردیدی نیست که قدرت‌های سلطه‌گر در مهیا کردن زمینه برای تنش‌ها نقش داشته‌اند، از جمله ایجاد مشکلات اقتصادی، پراکندن احساس ناامیدی از طریق رسانه‌های وابسته به خود و ایجاد درگیری‌های گوناگون برای ایران از آن جمله است که در طول سال‌ها ادامه داشته‌است. ‏
به هر حال، مجموعه‌ای از شرایط یادشده چنین وضعیتی را به وجود آورد که طبعاً سبب ناخوشنودی هر ایرانی است. اما راه چاره در کاربرد «عقلانیت» به جای «هیجان» در برابر این مشکلات است و زمینه آن نیز برقراری آرامش است، تا بتوان شرایط را ارزیابی و تعریف کرد و با برنامه‌ریزی‌های منطقی آن را بهبود بخشید.‏

Email this page

نسخه مناسب چاپ