مکتوب هفته
این «نهاد مبارک و رحمانی»
دکتر محمدعلی فیاض‌بخش
اقدامی سترگ در هفته‌ای که گذشت؛ که نمی‌دانم چرا کمتر دیده و‌شنیده شد؟: حکم رهبر انقلاب در تشکیل شورایی جدیدالترکیب برای سیاست‌گذاری نماز جمعه و نصب رئیسی نسبتاً جوان و جوان‌گرا در رأس آن.
نیّت معظّم‌له هرچه بوده‌است، حقیر مایل است آن‌را به نیکوترین فال بگیرد؛ زان روی که این اقدام، اقترانی معنی‌دار و زمان‌شناسانه با حوادث اخیر کشور داشت و به نظر می‌رسد جزء اولین اقدامات عاجل اصلاحی در پی این اتفاقات و در یکی از مهم‌ترین و رفیع‌ترین نهاد‌های فرهنگی کشور باشد.
واقع‌بینانه نظر کنیم، نماز جمعه در ذات خود دارای نیرویی لایزال است، که اگر به درستی هدایت شود و از این نیرو خردمندانه و مشفقانه بهره‌برداری شود، بخش عظیمی از معضلات فرهنگی در سیری تدریجی و آرام و مهربانانه ـ رحمانی ـ رو به حلّ و فصل می‌گذارد. به‌زعم نگارنده، دو تعبیر «مبارک» و «رحمانی» که در حکم مزبور برای شورای سیاست‌گذاری و به تَبَع، برای نماز جمعه آورده شده بود، می‌تواند و بلکه باید تکلیف‌زا باشد.
نماز جمعه در ذات خود چیست؟: اجتماعی هفتگی و مستمر از مجموعه‌‌ای از مؤمنان نماز‌خوان، که قاعدتاً باید مهر و محبت و اخوّت دینی و بلکه ملّی را هرهفته مستحکم کنند و در خیمه سخنان نرم و وحدت‌بخش یک خطیب، به حکم امّت واحده، ولو با سلایق و ذائقه‌های مختلف سیاسی و دیگر تفاوت‌های غیر‌شکننده گردهم آیند و گونه‌گونی افکار و سلایق و آراء خویش را ـ که خود، رحمت است ـ تاب بیاورند و یاد بگیرند که اختلافات را ـ هرچند عمیق ـ زود به مرز کفر و ایمان تحویل نکنند و این ظرفیت را بیابند و بفهمند که، اگر خدا می‌خواست، همگان را یکسان می‌آفرید و همگی را هدایت‌یافته؛ تا بعضی بزرگواران این‌قدر غصه نخورند، اما خدای، جور دیگری خواسته‌است!
این، انتظاری‌ست که از مردمان نماز‌گزار می‌رود؛ حال اگر اقامه‌کنندگان و بر‌‌پادارندگان این نماز و یا امامان نماز، خود در این ظرفیت و تاب‌آوری کم بیاورند، دیگر تکلیف چیست!؟
چگونه تأسف خود را ‌پنهان کنیم که در سالیان اخیر به دلایلی فراوان، از جمله علل ذیل، صفوف نماز‌جمعه، این انرژی پشت سدّ هفته، از هیبت و همت افتاده‌است:
۱ـ نمازگزاران می‌آیند تا کمی آرامش یابند؛ می‌آیند تا لختی به تقوا، نه در قول، که در فعل و الگوپذیری، فراخوانده شوند؛ آیا امروز این‌گونه است؟
۲ـ سلایق سیاسی و ذائقه‌های متعارف و متفاوت اجتماعی، با حکم و دستور رنگ عوض نمی‌کنند، بلکه با احترام و رواداری، به مماشات و تعامل و تفاهم اجتماعی می‌انجامند، که فرجام نیکویی ست؛ اما آیا امامان جمعه‌ای که منابر پر پژواک‌تری را دارند، بر این رواداری‌ها رعایتی دارند؟ آیا اصولاً خود به رواداری اعتقادی دارند؟
۳ـ سخن گفتن بسیاری از امامان جمعه فعلی، آیا گاهی با بدیهیات علمی مدرسه‌ای نمی‌ستیزد؟ اصرار بر اظهار نظر در تمام امور عالم ـ به بهانه مسائل روز ـ البته گاه و بیگاه به لغزش‌های کلامی و در نتیجه، بی‌اعتباری سخن می‌انجامد؛ به ویژه در بزنگاه‌هایی که سخن از زلزله می‌رود و یا مطلب به مسائل تخصصی و آکادمیک اقتصادی، جامعه شناختی و یا روان شناختی می‌کشد.
۴ـ و از همه مهم‌تر، همان، که در تعبیر رهبری آمد: مبارک و رحمانی. مبارک، با ضربِ هفتگیِ ‌ پیامک محقق نمی‌شود، بلکه ضرباهنگ مهر و مودّت را می‌طلبد، نیز رحمانیّت، با خشونت در گفتار و صعوبت رفتار حاصل نمی‌گردد؛ خطاب پر‌عتاب، زجر می‌آورد و ضُجرت می‌آفریند و خطابه نرم، دلِ گرم می‌زاید؛ و به قول سعدیِ جانم، هرگز این بدان کی مانَد!؟

Email this page

نسخه مناسب چاپ