یادداشت
استاندار کرمان الگوی تفاهم ملی
یحیی فتح نجات ـ موسس روزنامه استانی کرمان امروز
«زبان» در انسانها، یکی از پیچیده‌ترین و شگفت‌انگیزترین پدیده‌های هستی به شمار می‌رود. پیچیده بدان علت که در هر مرحله از رشد آدمی، ویژگی‌های خاص آن مرحله را دارد. زبان کودکی با زبان نوجوانی تفاوت دارد. زبان نوجوانی، ویژگی‌های دوره ی جوانی را ندارد. انسان در دوره ی پختگی و میانه‌سالی به جای آنکه اسیر عواطف و احساسات شود، رفتار و پندار و گفتار خود را بر پایه موازین عقلی تنظیم می‌کند. در دوره ی سالخوردگی با کوله باری از تجربه‌های گوناگون «زبانی» دارد که مهارت‌های شگفت‌انگیزی کسب کرده است. ‏
هر یک از مسئولان که تغییرات زبان را در مراحل رشد بشناسند و بر تاریخ و فرهنگ و مهارت‏‌های کلامی حوزه‌ی مسئولیت خود مسلط باشند و طبق تعریف علمای زبان، بدانند که «زبان» وسیله ی تفهیم و تفاهم به شمار می‌رود، در حرکت‌های اجتماعی دچار سردرگمی و انفعال نمی‌شوند بلکه برای نیل به تفاهم به میان آنها می‌روند و از بروز بحران پیشگیری می‌کنند.
مهندس علیرضا رزم حسینی با شنیدن نخستین صدای اعتراض‌آمیز گروهی از مردم کرمان، به میان آنها رفت و با استفاده از «زبان» شهر کرمان را به نحوی آرام کرد که قطره‌ای خون از بینی کسی نیامد. چرا که او از میان مردم و به منظور رفع مشکلات مردم بر کرسی استانداری پهناورترین استان کشور تکیه زده است. از سویی ثبات مدیریتی این حاکم مردمی، وی را برای برنامه‌ریزی عمرانی آماده کرده است. شجاعت، صداقت، مناعت طبع، چشم و دل‌ سیر بودن، فروتنی، اخلاص و دلسوزی از او حاکم محبوبی ساخته است که در دل‌های مردم دیار کریمان نفوذ کرده است.
بنابراین حاکمیت باید، ایجاد شغل و بالا‌بردن قدرت خرید مردم برای یک زندگی آبرومندانه را در دستور کار قرار دهد و بیکاری را به عنوان ام‌الفساد به رسمیت بشناسد. وسایل لازم برای تامین شادی و طراوت مردم را فراهم آورد. «چو شادی بکاهد، بکاهد روانر خرد گردد اندر میان ناتوان» تخلیه روانی جوانان امری ضروری است. صدا و سیما متاسفانه در زمینه‌ی حفاظت از حافظه‌ی تاریخی مردم گام موثری بر نمی‌دارد و گویی قصد ندارد با زمانه همراه شود. مسئولان به سبب بی‌سوادی و نداشتن تجربه ی لازم، اقدامی برای تخلیه انرژی جوانان انجام نمی‌دهند. هشدارهای مطبوعات باد هوا می‌شود و به گوش مسئولان نمی‌رسد. آزاداندیشی و نقد منصفانه مسیر موثری را طی نمی‌کند.
مهمترین مساله این است که ناآرامی‌های اخیر از شهرها و روستاهای کوچک آغاز شد. پرواضح است که آمریکا مثل دوره‌ی دکتر مصدق، کیف دلار را به کار انداخته و عده‌ای را برای تحریک جوانان ما اجیر کرده است. ماموران آمریکایی که فارسی را مثل بلبل حرف می‌زنند، شک جوانان ما را بر نمی‌انگیزند. آمریکایی‌ها به سرعت خودشان را از این شهر به آن شهر و از این روستا به آن روستا می‌رسانند تا مردم مأیوس و سرخورده از وعده‌های انجام نشده را تحریک کنند. اینجا پاسگاهی را به آتش می‌کشند، آنجا کامیون آتش‌نشانی را روی خودرو سواری پراید می‌اندازند و فوری از معرکه می‌گریزند که جوانان بیگناه ما گرفتار شوند. سیستم‌های امنیتی ما باید این حفره را به سرعت ترمیم کنند.
مردم هم باید بدانند که آمریکا با پرداخت پول به تلویزیون‌های رنگارنگ، آنها را برای دامن زدن به ناامنی در ایران بسیج کرده است. در فلان تلویزیون زنی معلوم‌الحال با وقاحت مردم را به حمل چوب و چماق و قمه ترغیب می‌کند. غافل از اینکه ملت آگاه ایران هرگز گرفتار چنین توطئه‌هایی نمی‌شود. تلویزیونی که به صورت سنتی دشمن ایران است با انتخاب تصاویر آرشیوی، قلب واقعیت می‌کند غافل از اینکه نقشه‌های روباه پیر استعمار نخ نما شده و اعتبار خبری این رسانه سالهاست که به باد فنا رفته است.
مسئولان باید ضمن تامین خواسته‌های مردم‌ از کشورهای مداخله‌جو در دادگاه‌های بین‌‌المللی شکایت کنند و اجازه ندهند جاسوسانی که خودشان را در بین مردم مخفی کرده‌اند قسر در روند و اما برای رفتار با مردم، استاندار فهیم و دلسوز کرمان را الگو قرار دهید. او از میان مردمی برخاسته که شهرستان طی قرن‌ها دارالامان بوده و در تسامح و تحمل نسبت به اقوام و پیروان ادیان دیگر زبانزد تاریخند. بکوشیم تا سیه‌روی شود هر که در او غشی باشد. ‏

Email this page

نسخه مناسب چاپ