یادداشت
اهمیت سرمایه اجتماعی پیش‌نیازهای رفع مشکل
فتح الله آملی
در اینکه ریشه بسیاری از نارضایتی‌های اجتماعی و البته نه همه آنها، مشکلات اقتصادی است، تردید چندانی بین آحاد جامعه وجود ندارد حتی نخبگان و طبقه روشنفکر جامعه نیز به اندازه و میزان قابل‌توجهی قائل به این موضوعند. گرچه همه مشکل این نیست و مردم مطالبات قابل‌توجه دیگری هم دارند که از جمله آنها آزادی اظهارنظر و نقد، دسترسی آزادانه به اطلاعات و رصد مسئولین، عدم احساس تحقیر و نادیده گرفتن حقوق شهروندی و مسایلی از این قبیل نیز از جمله گلایه‌های آنهاست، اما حتی اگر همه دیگر مطالبات غیراقتصادی جامعه را نیز نادیده انگاشته و صرفاً بر این باور نه چندان درست باقی بمانیم که همه خواسته‌های مردم فقط و فقط رفع بیکاری و مقابله با فساد و گرانی است چه راهکاری برای حلّ آن در دست داریم؟ به زبان ساده‌تر پیش‌نیاز توسعه و رشد اقتصادی هم آیا تنها در حوزه اقتصاد نهفته است؟ و آیا حتی اگر چنین گزاره‌ای را بپذیریم، واقعاً و انصافاً کلید باز کردن این قفل تنها و تنها در دست دولت و در حوزه اختیارات دولت است؟
براساس آمارها بیش از ۸۲ درصد بودجه دولت صرف پرداخت حقوق و مزایا، کمک به صندوق‌های بازنشستگی و پرداخت مستقیم یارانه‌ها می‌شود و از باقی‌مانده آن باید به رتق و فتق سایر امور مملکت پرداخت. و این در حالی است که نیاز کشور به سرمایه‌گذاری برای ایجاد اشتغال،‌ رفع موانع تولید و پرداخت بدهی‌های مانده از قبل، چندین برابر بودجه‌ی باقی مانده است و شاید بتوان گفت چند ده برابر آن.
تنها در حوزه نفت و گاز به گفته و اعتراف مسئولان این وزارت به بیش از ۲۰۰ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری نیازمندیم و برای اتمام پروژه‌های نیمه‌تمام کشور به صدها هزار میلیارد تومان دیگر. برای تأمین نقدینگی واحدهای تولیدی و کمک به تولید و نیز ترمیم حقوق اقشار پائین‌دست و هزینه‌های برجای مانده دیگر نیز به هزاران میلیارد تومان دیگر که همه اینها نیازمند پول و سرمایه است.
اما برای تأمین اینهمه سرمایه برای رفع بیکاری و عبور از بحران‌های اقتصادی و رشد و توسعه کشور به چه نیازمندیم؟
مدتهاست که فهمیده‌ایم دیگر درآمدهای نفتی برای تأمین این سرمایه کافی نیست و نیز فهمیده‌ایم که کل درآمد دولت هم نمی‌تواند مشکل را حل کند. پس چاره کار کجاست؟
آنها که گمان می‌کنند همه مطالبات را می‌توان از دولت داشت و از او خواست آیا این حقیقت را نمی‌دانند؟ اگر می‌دانند پس برای چه نشانی غلط می‌دهند؟ برای تأمین این سرمایه هنگفت نیازمند چه هستیم؟ جز استفاده از سرمایه اجتماعی یعنی مردم؟
برای جلب اعتماد مردم و استفاده از سرمایه‌های آنان که از جمله آنها نقدینگی بخش خصوصی است که رقم بسیار بزرگی هم هست به چه احتیاج داریم؟ جز جلب اعتماد مردم؟ برای استفاده از میلیاردها دلار سرمایه ایرانیان مقیم خارج و نیز سرمایه‌گذاری شرکتهای معتبر دنیا نیازمند چه هستیم؟ جز ایجاد بستری امن و باثبات برای سرمایه‌گذاری خارجی؟
به راحتی می‌توان فهمید که حتی اگر معتقد باشیم همه مطالبات جامعه صرفاً اقتصادی است برای رشد اقتصادی هم به پیش‌نیازهای دیگری خارج از حوزه اقتصاد نیازمندیم. و به خوبی می‌دانیم که برای دستیابی به توفیق، تنها ظرفیت دولت کافی نیست. و بدون تردید همه ارکان حکومت و حاکمیت باید تمام ظرفیّت خویش را به کار گیرند و پای به میدان بگذارند. همه باید بپذیرند که نمی‌توانند همه چیز را از دولت بخواهند و همه تقصیر را نیز به گردن او بگذارند و البته دولت نیز باید برای جلب این اعتماد بیش و پیش از همه ابتدا از خود شروع کند.
قناعت و صرفه‌جویی، رشد بهره‌وری در نظام اداری و اجرایی، کاهش هزینه‌ها، رفع موانع تولید، جلوگیری از ریخت و پاش در دستگاه زیرنظر خود، جلوگیری از پرداخت نه فقط حقوق‌های نجومی بلکه هر نجومی احتمالی دیگر، اصلاح نظام مالیاتی، خشکاندن ریشه رانت و ویژه‌خواری و فساد.
اما هم دولت و هم سایر قوا و نیز همه مؤسسات و شرکتهای زیرنظر این ارگان و فلان نهاد و بهمان بنیاد و آستان نیز باید بدانند که برای به میدان آوردن سرمایه اجتماعی نیازمند جلب اعتماد و استفاده از سرمایه مردم‌اند و برای جلب اعتماد عمومی حتماً توسعه سیاسی و آزادی‌های مدنی، پرهیز از افراط‌گرایی و اتهام‌زنی، حق اعتراض قانونی، شفافیّت، رعایت حقوق شهروندی و حفظ کرامت انسانی و عدالت اجتماعی هم باید مورد توجه قرار گیرد.

Email this page

نسخه مناسب چاپ