یادداشت
از کجا آغاز کنیم؟
سید مسعود رضوی
همة ما کمابیش می‌دانیم که منابع مالی و امکانات موجود کشورمان تا چه اندازه دچار محدودیت است. در حقیقت کمبود سرمایه و رقّتِ منابع در برخی زمینه‌ها به بحران متصل شده و در بسیاری عرصه‌ها آشکارا در مضیقه هستیم. الزاماً بایسته است که به شرط عقل رفتار کنیم، یعنی قناعت پیشه سازیم و احتیاط کنیم تا مجبور به پذیرفتن و درآویختن به نتایجی نشویم که لامحاله و بی‌تعارف بر سر ما آوار خواهد شد!
ماجرای آب و خشکسالی کشور در طول ده پانزده سال اخیر در میهنِ عزیزتر از جان، نه یک داستان و روایت عبرت آموز که همچون عشق سعدی: داستانی است که بر هر سرِ بازاری هست. همه دانسته‌اند که موضوع آب و کم‌آبی، یک تراژدی ترسناک است و حیات و ممات نسل‌های نوپدید را تهدید می‌کند؛ شاید توصیف و فرمایش حکیم فردوسی در اینجا رساتر است: یکی داستان است پر آب چشم.
اما اگر داستان گرمایش و کم آبی (و پی‌آیندِ قحطی و خشکسالی) در سراسر ایران رسانه‌ای شده است و به دلیل تکرار و تذکر دلسوزان و انتقاد کارشناسان، نزد عموم روشن و اهمیتش کمابیش برای همگان جا افتاده است، دیگر عرصه‌ها از چنین اقبال و بختی برخوردار نبوده‌اند که به مثابة معضل و آسیبی اساسی، جدی گرفته شوند و افکار عمومی نسبت بدان‌ها حس و حالی پیدا کند یا حسّاسیتی ایجاد شود. اما واقعاً هیچ عرصه و زمینه‌ای را نمی‌شناسیم که این مضیقه‌ها و کمبودها در آن وجود نداشته باشد و چون نیک نظر کنیم، در مرز کمبود و حتی بحران نباشیم.
در صدر انقلاب اسلامی که تصوری بسیط و ساده از استقلال در اذهان جاگیر شده بود، کسانی هرگونه سرمایه گذاری خارجی را در صنایع کشور و خدمات و عرصات دیگر مردود و مطرود قلمداد می‌کردند و این شیوه را ترفند دول استعماری برای بهره‌کشی و استثمار ملل دربند و راقیه می‌پنداشتند. هرچه عقلا و بزرگان و سیاستمداران اصیل و باتجربه می‌کوشیدند بیاموزند که تعامل و تجارت در دنیای جدید از الزامات دیپلماسی و روابط متقابل میان ملل و ممالک است، پذیرفته نمی‌شد و ساده‌لوحانه مانع جذب سرمایه و افزایش ثروت و فرصت‌های شغلی می‌شدند. آن دوران کوتاه بود و به سرعت دانسته شد که این امر نه تنها مانع و رافع استقلال و خودکفایی نیست، که مقدمه و شرط نشاط اقتصادی و رسیدن به آرمان‌هایی است که در پی آن کوشش شده بود.
سخنان اخیر رئیس‌جمهور و معاون اول نیز ارجاع به همین مسئله و تأکید بر ضرورت و فوریت برای رفع موانع و تسریع در گشایش اعتبار و وارد کردن سرمایة مکفی در جهت رفع نیازها و تکمیل پروژه‌ها و افزایش کارآیی صنایع کشور است. جذب سرمایة خارجی، به معنای جذب تجارب فنی و امکانات تکنولوژیک و سرمایة کافی برای پی‌ریزی امکانات است. بهبود شرایط برای ایجاد فرصت‌ها و مشاغل نوین و نوسازی است. بهسازی تکنیک‌های مدیریت و سازماندهی و ارتقای تکنولوژی صنایع و ماشین آلات است. در این زمینه هرچه تأخیر شود فقط از قافلة تمدن و تکنولوژی بازمی‌مانیم و دایرة فقر را گسترده‌تر خواهیم ساخت.
این مقدمه طولانی شد ولی ناگزیر باید برخی تذکرات را تکرار کرد و به قول علمای بلاغت، «این تکرار از برای تأکید لازم است». شأن تحریر این موضوع و مقدمه نیز باز می‌گردد به دیدار نگارنده از بخش نشریات کتابخانه ملی. از قضا وقتی در دفتر یکی از مدیران آن کتابخانة معظم و آن ساختمان عالی و چشم‌نواز بودم چشمم به چندین کارتن نشریه و مجله و فصلنامه و ماهنامه و گاهنامه و… افتاد. دربارة آن پرسش کردم و دانستم هرروز همین مقدار – و فزون از آن – به اینجا ارسال و از اینجا راهی بایگانی عدم می‌شوند! نه خواهان و طالبی دارند! نه کسی بهره می‌برد! و نه کیفیتی دارند که بهره‌ای عاید کنند!
خلاصه کنم؛ نشستم و از سر انصاف و به عنوان یک کارشناس، مطبوعات و نشریات مذکور را مرور کردم. به قطع و یقین دانستم که قریب به اکثر این نشریه‌ها هیچ مخاطبی نداشته و نمی‌توانند داشته باشند. در فضا و منابع دیجیتال – و حتی مکتوب و چاپی دیگر-نمونه‌های بهتر و کارآتر از همان‌ها فراوان در دسترس است. برخی نیز برای رفع تکلیف و احیانا ارائة آمار در محل کار و روابط عمومی اداره یا سازمان متبوعه نشر شده و حتی بهترین‌هایش انبوهی از مطالب میرا و فاقد توجیه را عرضه می‌کرد که ربطی به نیاز و پرسش‌های من و شما و فرزندانمان نداشته و ندارد! نشریه‌هایی است گویی برای خوانده نشدن و برای دفن در تاریکی در یک دوران بلاتکلیف از تاریخ کشور ما؛ دورانی که نیاز به قناعت و صرفه جویی و درست استفاده کردن از امکانات و منابع موجود داریم؛ اما درک و مسئولیت پذیری و فرهیختگی و تربیت معطوف بدان در میان ما غایب است.
به درستی گفته‌اند که صرفه جویی، بی بهره ماندن و کم مصرف کردن نیست بلکه درست استفاده کردن است. پس اگر امروز از ما بپرسند که برای اصلاح این اسراف‌ها و بیهوده‌کاری‌ها و دوباره‌کاری‌ها و دورریزها و… چه باید کرد؟ و از کجا باید آغاز کرد؟ پاسخ روشن است؛ تا توجیه و نیاز روشن و مشخصی بر اساس نظر کارشناسان و آمار توجیهی و واقعی وجود نداشته باشد، انتشار و صرف وقت و منابع برای این همه نشریه و نامه توجیهی ندارد. آسیب مادی و سرمایه‌ای به کنار، محیط زیست دیگر کشش ندارد و حجم دور ریز و خلق زباله از خط قرمزها عبور کرده است. حتی در صورت پافشاری و الزام، نشر دیجیتال و در فضای مجازی کفایت می‌کند، این الزامات در تمامی کشورهای پیشرفته و شکوفا پذیرفته و اجرا شده است، چرا ما به خود آسیب می‌زنیم!؟

Email this page

نسخه مناسب چاپ