یادداشت سردبیر
حاشیه‌ای برای مصاحبه رئیس‌جمهوری
علیرضا خانی
رئیس جمهوری در مصاحبه مطبوعاتی دیروز مطالبی درباره اهم مسائل کشور بیان کرد. در این مجال، دو موضوع مطرح شده توسط ایشان را اندکی می‌کاویم.
۱ـ آقای روحانی گفت: همه باید مالیات بدهند. هیچ کس و هیچ نهاد و هیچ بخشی نباید از مالیات معاف باشد. این را در جلسه‌ای که داشته‌ایم، رهبری هم تأکید داشته‌اند. نباید مالیات آنها که مالیات می‌دهند را بیشتر کنیم، بلکه باید از آنها که مالیات نمی‌دهند بستانیم.
در این که همه باید مالیات بدهند، شکی نیست اما مگر وظیفه مالیات ستاندن به عهده دولت نیست؟ پس چرا نمی‌ستاند؟ مالیات ندادن عده‌ای، علاوه بر غبن و زیانی که متوجه کشور می‌کند، یکی از بزرگترین مصادیق «احساس تبعیض» است. وقتی گروهی مالیات نمی‌دهند، آنها که می‌دهند احساس زیان می‌کنند. رئیس سازمان امور مالیاتی می‌گوید سالانه ۳۰۰ هزار میلیارد ریال فرار مالیاتی شناخته شده داریم. خود آقای روحانی در همه مصاحبه‌ها اعلام می‌کند سالانه ۱۲ میلیارد دلار کالای قاچاق وارد کشور می‌شود. اگر میزان فرار مالیاتی کالای قاچاق را فقط ۱۰ درصد در نظر بگیریم، سالانه ۲ر۱ میلیارد دلار معادل ۶۰ هزار میلیارد ریال زیان ملی از بابت نپرداختن مالیات وارد می‌شود. مجموع دو رقم فوق معادل ۱ر۳ درصد کل بودجه سال ۹۶ است. معنی شفاف و ساده گزاره‌های فوق آن است که سالانه ۱ر۳ درصد از درآمد ملی به جیب یک گروه خاص می‌رود. آیا این زائل کردن بیت‌المال نیست؟ آیا این بیشتر کردن شکاف طبقاتی نیست؟ آیا این پولدارتر کردن پولداران و فقیرتر کردن فقیران نیست؟ اگر هست چرا دولت نمی‌تواند جلو این وضع را بگیرد؟
یکی از بارزترین نشانه‌های عدالت اقتصادی، دریافت مالیات متوازن از همه صاحبان درآمدهاست. پس از گذشت چهار دهه از انقلاب، چرا نظام مالیاتی ما تا این حد ناکارآمد، تبعیض آفرین و ناامیدکننده است؟ آیا دولت راهی برای کشف فراریان از مالیات را نمی‌داند؟ اگر نمی‌دانست که نمی دانست فرار مالیاتی ۳۰۰ هزار میلیارد ریال است. وانگهی، فراریان از مالیات آن قدر عیان و واضحند که مردم آنها را می‌بینند… آن که برج و بارو می‌سازد و به هر قیمت که می‌خواهد می‌فروشد، آن که کالای قاچاق انبوه می‌فروشد، آن که بیزنس زیبایی می‌کند، آن که روزی پنج عمل دماغ می‌کند که پول یکی‌اش به قول انوری«صد چو ما را روزها بل سال‌ها برگ و نواست»… همه این‌ها را مردم روزانه می‌بینند اما دولت با این همه دستگاه و دیوان عریض و طویل و عمیق رصد و کشف و پایش نمی‌بیند؟ باید باور کنیم؟
آیا این تبعیض مالیاتی، دست کم به معنای ناکارآمدی بخشی از دیوانسالاری دولت نیست؟
۲ـ رئیس جمهوری گفت: برای کاستن از آلودگی هوا باید خودروهای فرسوده، از رده خارج شوند. بویژه خودروهای سنگین. این کار بودجه می‌خواهد. همین عربستان سعودی از پارسال تاکنون بهای سوخت را دو برابر کرده است، اما اینجا مجلس موافقت نمی‌کند، بهای سوخت را افزایش دهیم و از محل درآمد حاصل از آن، به نوسازی ناوگان حمل و نقل بپردازیم.
این سخن درستی است. اگر بهای سوخت اصلاح شود و مابه‌التفاوت آن، صرف نوسازی خودروها و بویژه واردات خودروهای پاک(برقی) شود، چه بسا مردم استقبال می‌کنند. اما تجربه چه نشان داده است؟ از سال ۸۹ که قیمت بنزین ۱۰۰‌تومان بود تاکنون قیمت هر لیتر سوخت ۱۰ برابر شده است. طبیعی است که باید بهای سوخت متناسب با تورم اصلاح شود و دولت نباید یارانه کلانی بابت سوخت بپردازد. اما وضع آلودگی هوا طی این مدت چه تغییری کرده است؟ وضع هوای کلانشهرها اکنون، به مرحله‌ بحران رسیده است به‌طوری‌که اگر این وضع ادامه یابد طبق استانداردهای بهداشتی، کلانشهرهای کشور به نقطه تخلیه شهر می‌رسند.
کدام دولت با افزایش بهای یک کالای دولتی ـ مثلاً‌ بنزین ـ به مردم گزارش داد که مابه‌التفاوت آن را چه کرده است؟ آیا جز این است که دولت‌‌ها، افزایش درآمدها را به خزانه می‌ریزند و صرف کسری بودجه می‌کنند. برای همین است که فی‌المثل، بهای سوخت طی هفت سال ۱۰ برابر می‌شود و به همراه آن آلودگی هوا هم ۱۰ برابر می‌شود.
اگر دولت بهای سوخت را افزایش دهد و ماهانه یا هر سه ماه صورت عملکرد افزایش درآمد را بدهد و با ذکر ارقام و اعداد به مردم بگوید که آن را دقیقاً صرف چه کاری کرده است، قطعاً مردم
همراه هستند مردم اگر ببینند که کودکانشان در هوای بهتری نفس می‌کشند، چرا ناراضی باشند؟ مشکل آن است که دولت‌ها موقع افزایش قیمت کالاهای دولتی، هزار وعده شیرین می‌دهند که با این مابه‌التفاوت چه‌ها خواهیم کرد و رفاه و آسایش و سلامت برای شما به ارمغان می‌آوریم. بعد هم کل درآمد به صندوق می‌رود و صرف کسری بودجه می‌شود.
اگر دولت روحانی، به‌عنوان دولتی که قانون گردش آزاد اطلاعات را به تصویب رسانده، در اقدامی متهورانه بهای سوخت را افزایش دهد و گزارش عملکردش را، منظم و دقیق به مردم ارائه کند، مردم استقبال می‌کنند. به شرطی که آن پول، مستقیم و فی‌الفور، صرف پاک‌کردن هوایی شود که به شکلی هولناک خفقان بار شده و نای نفس‌کشیدن را از میلیونها شهروند می‌گیرد.

Email this page

نسخه مناسب چاپ