یادداشت
میراث جهانی حکیم فردوسی و فرانسیس فورد کاپولا
هومن ظریف
 

در ساحت سینما،که هنری وارداتی برای کشور ما شناخته می شود،نام «فورد کاپولا» بسیار آشناست.
فرانسیس فورد کاپولا یکی از مشهورترین کارگردانان و تهیه‌کنندگان آمریکایی ایتالیایی‌تبار سینمای هالیوود است. او را بیشتر به خاطر ساخت سه‌گانه پدرخوانده می‌شناسند که سینمای گانگستری را متحول کرد. برنده پنج اسکار، همچنین برنده چهار گلدن گلوب و دو نخل طلای کن (برای فیلم‌های مکالمه و اینک آخرالزمان) ‌است.سخن این فرد و رویکرد وی به آثارهنری،می تواند قابل تامل باشد هنگامی که حساسیت او بر موضوعات خردجمعی بشریت را مشاهده می کنیم.
فردی که اساس تحصیلات آکادمیک هنری اش،ادبیات نمایشی بوده است،با خواندن پروژه صوتی دوازده ساعته از شاهنامه گفته است: «تهیه این کتاب صوتی زندگی تازه ای به شاهنامه می بخشد . این یک تجربه همه جانبه است برای همه کسانی که دنبال داستان های حماسی واقعی می گردند برای کسانی هم که با این اشعار و حماسه ها آشنا هستند ؛ می تواند لذت تازه ای به همراه بیاورد.»
کارگردان فیلم های سه گانه پدر خوانده ؛به صورت افتخاری، خبر انتشار فایل یا کتاب صوتی شاهنامه را در سایت « کینگ روما » که کتاب های صوتی منتشر می کند ؛ اعلام کرد ؛ با شاهنامه توسط حمید رحمانیان ؛که کارشناس موسیقی و جلوه های شنیداری است آشنا شده ؛ خواندن داستان هایی که یازده قرن همچنان زنده مانده اند و روایت پادشاهان ایرانی است برای وی جذاب و هیجان انگیز بوده است.
با توجه به تعظیم و قدردانی این هنرمند بزرگ تئاتر و سینما،که دنباله تکریم از شاهنامه فردوسی با گردهم آیی دانشمندان خارجی شرکت کننده در هزاره فردوسی[۱] قلمداد می شود،آیا جشنواره جهانی فیلم و جشنواره تئاتر سالانه کشور،نباید به هر شکل ممکن،از این رویکرد مهربانانه با فرهنگ ایران تقدیر کنند؟
وظیفه کدام نهاد فرهنگی است که به ستایش وجه دراماتیک شاهنامه توسط فرانسیس فورد کاپولا،پاسخ بدهد؟یک سال از این پیام گذشته است،یک سال از اجرای اپرای عروسکی-  سایه‌ای بزرگی به نام «پرهای آتش» [۲]که توسط حمید رحمانیان که به روایت داستان زال از کودکی تا پهلوانی می‌پردازد،گذشته است.آیا کشور موطن فردوسی نباید دومین صحنه اجرای «پرهای آتش» باشد؟
شاید بگویند به قول «شوپنهاور» که تکیه بر افتخار و ارزش ملی،مبتذل ترین افتخارات است،اما آیا مقایسه شاهنامه با حماسه گیلگمش[۳] توسط کاپولا و شرکت بیش از چهل دانشمند غیر ایرانی،در جشن هزاره فردوسی،نشانگر این نیست که فردوسی و کوشش سی ساله اش؛«شاهنامه»،یک اثر معنوی جهانی و فرامرزی است تا ملی؟
آیا «شاهنامه» به عنوان مصداق مولفه میراث جهانی که در کشور ما امانت است،نیازمند ساخت فیلم،تئاتر و همایشی بزرگ در موطن آفریدگارش، نیست؟
پی نویس:
[۱] هزاره فردوسی (یا جشن هزاره فردوسی)، مجموعه آیین‌هایی بود که به مناسبت هزارمین سال میلاد فردوسی در سال ۱۳۱۳خورشیدی در تهران، طوس و دیگر شهرهای ایران برگزار شد. در کنگره هزاره فردوسی که نخستین اجتماع بزرگ علمی در ایران بود، ۴۰ تن از ایران‌شناسان برجسته از ۱۷کشور و ۴۰تن از دانشمندان و ادیبان ایرانی شرکت داشتند. جشن هزاره فردوسی به سال ۱۳۱۳یکی از رویدادهای مهم فرهنگی قرن، و مهم‌ترین کنگره علمی بود که در ایران معاصر برگزار شد.
[۲] نخستین اجراهای این تئاتر بزرگ در بورلی هیلز کالیفرنیا بود که با استفاده از هشت بازیگر، بیش از ۱۵۰ عروسک و حدود ۱۲۰ صحنه متحرک به نمایش درآمد. فرانسیس فورد کاپولا نیز در همین زمان به تماشای این نمایش نشست و به گزارش لس آنجلس تایمز، آن‌قدر از آن لذت برد که دو بار دیگر هم آن را تماشا کرد.
[۳] یکی از قدیمی‌ترین و نامدارترین آثار حماسی ادبیات دوران تمدن باستان است که در منطقه میان‌رودان شکل گرفته‌است. قدیمی‌ترین متون موجود مرتبط با این حماسه به میانه هزاره سوم پیش از میلاد مسیح می‌رسد که به زبان سومری است.

Email this page

نسخه مناسب چاپ