یادداشت
تاوانِ اندوه
سید مسعود رضوی
زمانی که پس از استقرار دولت اول روحانی، گفتگوهای میان هیأت ایران به رهبری دکتر ظریف و گروه قدرت‌های جهانی موسوم به پنج به‌علاوه یک به سرانجام رسید و معاهدة برجام به تصدیق و تأیید طرفین امضا شد، آنها که در سیاست و دیپلماسی و نیز در اقتصاد و تحلیل مسائل داخلی میهن تبحر و سابقه داشتند، می‌دانستند که اگر برجام موجب گشایش و تحول در عرصة مناسبات سیاسی و تجاری ایران با جهان شود و به‌ویژه تعامل عادی با قدرت‌های بزرگ داشته باشیم، می‌تواند ما را با سرعتی قابل توجه در مسیر توسعه پیش براند و دست بالاتر را در عرصة دیپلماسی خاورمیانه نصیب ایران کند.
یکی از نمادهای این موفقیت، همانا تخصیص امکانات و اعتباراتی جهت خرید هواپیماهای ایرباس و بویینگ به تعداد بیش از دویست فروند بود که خرید این تعداد هواپیما در تاریخ صنعت هوایی کشور بی‌سابقه است. ‏
فرسودگی ناوگان هوایی ایران به دلیل تحریم‌های افزونتر در دورة دولت‌های نهم و دهم متاسفانه از حد هشدارهای مجاز عبور کرد و سلسله‌ای از حوادث نشان داد که در مرز خط قرمزهایی قرار گرفته‌ایم که جان مردم را در معرض تهدید قرار داده و خبرهای حوادث ناشی از آن روحیه ملی را تخریب می‌کند. حتی حیثیت ترابری ایران و امنیت خطوط هوایی ما که در منطقه پیش کسوت است را نیز نزد مردم و رقبا تباه خواهد کرد.
اما مخالف خوانانی که جان مردم برایشان کمتر از برخی ماجراجویی‌ها ارزش دارد و برای تخریب دولت روحانی و برجام و دستاوردهای آن، در رقابتی بی‌اخلاق و ضد منافع ملی، دست به هر کاری زدند، کوشیدند خرید هواپیماهای تازه و نوسازی ناوگان هوایی میهن را کاری لوکس و قراردادی یکسره به نفع آمریکا و اروپا جلوه دهند. کسانی که قرار بود نفت را سر سفره مردم بیاورند اما به جایش سیب زمینی توزیع کردند، گفتند به جای نان و کار و اتوبوس برای محرومان رفته‌اند هواپیما برای مرفهین می‌خرند! آنقدر تبلیغ کردند و سنگ و دست انداز در راه دولت انداختند که کار بزرگ و موفقیت آمیزی که حاصل خون دل و فکر و گفتگوی شبانه‌روزی مدیران و سیاستمدارانی خبره بود به پرونده‌‌ای نیم گشوده و پرمسأله بدل شد و فرآیند تحویل و خرید هواپیما به تأخیر و در مواردی به مانع برخورد کرد!
کسی باید از این منتقدان بپرسد که آیا جواب خون و رنج و اندوه
جان باختگانی را که به دلیل فرسودگی ناوگان هوایی از دست رفته و پرپر شدند خواهید داد؟ آیا مردم نباید سفر کنند؟ آیا تجار و مدیران و دانشجویان و استادان و گردشگران و بیماران ایرانی باید به امارات و ترکیه و آذربایجان و ارمنستان و قطر بروند تا پرواز مناسب دست و پا کنند و سود هنگفتی به حلقوم این کشورها و شرکت‌های هوایی آنها بریزند؟ آیا نیاز فزاینده به هواپیما در مسیرهای داخلی و خارجی یک نیاز فانتزی است و آیا شما و نزدیکانتان با بهترین خطوط هوایی به خارجه و داخله برای سیاحت و زیارت تشریف نمی‌برید؟ به چه زبانی این حرف‌ها را باید گفت و در چه زمانی این نیازها برطرف خواهد شد؟ خوشا سخن شاعر:
گوش اگر گوش تو و ناله اگر نالة من
آنچه البته به جایی نرسد فریاد است
‏ پایی که شما روی گردن دولت گذاشته‌اید، در واقع روی گلوگاه مردم است. باید این چرخة معیوب پایان یابد و این اخبار شوم و حوادث مشئوم در ایران برای همیشه دفن شود.
اینک تسلیت به خانواده‌های عزیز و داغدار، از جانب صدها و هزارها صدایی که پس از حادثة هوایی یاسوج با بغض به اظهار نظر و شکوه پرداختند، از دولت دوازدهم می‌خواهیم که با قدرت و بدون توجه به کارشکنان در تغییر این شرایط و نوسازی وسیع و همه جانبه ترابری هوایی و ابتیاع هواپیماهای نو و ایمن تلاش کند و این کمترین کاری است که برای پیشگیری از فجایع مکرر و مشابه و ادای دین به جان‌باختگان مظلوم می‌توان انجام داد.

Email this page

نسخه مناسب چاپ