یادداشت سردبیر
آینده‌نگری و روزمرگی
علیرضا خانی
معاون اول رئیس‌جمهوری در همایش ضرورت آینده‌نگری در مواجهه با چالش‌ها، گفت که جمعیت، آب، محیط‌زیست، مؤسسات مالی و صندوق‌های بازنشستگی از جمله ابرچالش‌های کشورند.
او گفت زمانی که با مشکل آب مواجه شدیم، بدون توجه به آینده، به حفر بی‌ حساب چاه‌ رو آوردیم منابع آب زیرزمینی تقریباً تمام شد و ما امروز با بحران بسیار بزرگتری مواجهیم.
مؤسسات مالی و اعتباری خلق شدند و بدون توجه به ترازنامه و عملکردشان، رشد کردند و سپرده‌های مردم را گرفتند اما اینک چالش‌ بزرگی خلق کرده‌اند. او گفت: در دهه۶۰ رشد جمعیت افسار گسیخته شد، بحران مدارس چند نوبته به‌وجود آمد، بعد هم بحران دانشگاه. مجبور شدیم برای پاسخ به تقاضا، در هر شهر و شهرکی دانشگاه راه بیاندازیم. اینک هم متولدان آن دهه در سن اشتغال هستند و بحران بیکاری داریم. اگر بیکار بمانند همه آمار آسیب‌های اجتماعی فزونی می‌گیرد.
تأکید معاون اول رئیس جمهوری بر اشتباهات بنیادین در دوران گذشته را شاید بتوان نقطه اتکا و امیدی دانست. شاید بتوان امیدوار بود که رخ نمودن عینی و مشهود واقعیت‌های اجتماعی، مسئولان نظام را از چنبره تصمیمات آنی و روزمرّه نجات دهد.
تعطیل شدن یکی پس از دیگری مؤسسات مالی و اعتباری خلق شده در دولت پیشین، باهزینه مالی کلان و هزینه‌های سیاسی و روانی کلان‌تر، یکی از پیامدهای هولناک تصمیمات آنی مدیران اقتصادی کشور در دوران وفور درآمدهای نفتی است.
در همان دوران ۸ ساله‌ای که کشور در یک رکورد تاریخی ۷۰۰ میلیارد دلار درآمد نفتی کسب کرد و ۳۰ میلیارد دلار موجودی صندوق ذخیره‌ ارزی از دولت قبلی را به ارث برده بود، اتفاقات اقتصادی هولناکی افتاد که یکی از آنها بحران مؤسسات مالی بود که حتی کار را به اغتشاش و آشوب و کشته شدن برخی هموطنان کشاند. اما این اتفاق، تنها اتفاق نبود. صندوق‌های بازنشستگی دولت و تأمین اجتماعی و نیروهای مسلح به گونه‌ای ورشکسته شدند که اسحاق جهانگیری خبر می‌دهد که صددرصد هزینه صندوق بازنشستگی نیروهای مسلح و ۷۵ درصد هزینه صندوق بازنشستگی کشوری را برای پرداخت حقوق، دولت می‌پردازد و این رقم درشتی در هزینه‌های کشور است.
بخش مهمی از چاه‌های عمیق که منجر به فرونشست دشت‌ها شد، در همان دوره حفر شد. دریاچه ارومیه و بسیاری از تالاب‌ها و مرداب‌های کشور در آن دوره خشکید و همزمان، رئیس جمهوری ادعا کرد که به هر خانوار ایرانی یک خانه دارای باغ (باغ‌ویلا) می‌دهد!!
همان دوران بود که زمین‌خواری‌ها و جنگل‌خواری‌ها و حتی کوه‌خواری‌ها و دریاخواری‌های کلان رخ داد. صدها میلیارد دلار پول در اثر سوء مدیریت نابود شد. فقط ۵ر۲ میلیارد دلار در حساب‌های بابک زنجانی مفقود شد. مدیرعامل بانک ملی به کانادا گریخت و رئیس جمهوری به مردم می‌گفت که رؤسای بسیاری از کشورها در نوبت زنبیل گذاشته‌اند که از من فنون کشورداری بیاموزند.
وقتی هوا، بر اثر سوخت‌های آلوده، به اوج آلودگی رسید طراحی بزرگی انجام شد. تصمیم گرفتند با یک هلی‌کوپتر در میدان آزادی مقداری آب پایین بریزند که ببینند با این کار می‌شود آلودگی را برطرف کرد یا نه! تصور کنید در شهری به ابعاد تهران، در نقطه‌ای از میدان آزادی هلی‌کوپتری چند سطل آب پایین بریزد!
همه این‌ها به واقع اتفاق افتاد و ما بسیاری را از یاد برده‌ایم. در همان زمان، با اتکا به آمارهای کاملاً نادرست و پیش‌بینی‌های مجعول، در حالی که کشور در یک روند افزایش جمعیت حرکت می‌کرد، ناگهان اعلام شد که به زودی جمعیت کشور کم می‌شود و باید فکری به حال افزایش مجدد جمعیت کنیم! در حالی که همه اهل فن این پیش‌بینی‌ها را تکذیب کردند، دولت با ارائه آمارها و تحلیل‌های غلط به نهادهای عالی، سعی در اتخاذ سیاست‌های وارونه کرد و با سوء تفسیر از دیدگاه آینده نگرانه رهبری مبنی بر ضرورت توجه به نشاط و جوانی و کیفیت جمعیت، همه توان خود را بر اتخاذ سیاست‌های افزایش جمعیت گذاشت. همان چیزی که اسحاق جهانگیری از آن به عنوان لزوم پرهیز از تکرار سیاست‌های اشتباه دهه ۶۰ نام برد.
در یک کلام، اگر بخواهیم سخنان معاون اول را ساده کنیم او گفت که سیاست افزایش جمعیت در دهه ۶۰ منجر به بحران‌های پیاپی آموزش و پرورش، آموزش عالی، فشار بر منابع و نهایتاً بیکاری شده است که برای هر کدام راهکارهای روزمرّه بدون توجه به عواقب آینده اتخاذ شد.
برای کمبود آب، چاه‌های عمیق حفر شد که عوارض هولناکش اینک شروع شده است، برای نبود شغل ترجیح داده شد دانشگاه‌های متعدد و مراکز آموزشی پولی تأسیس شود تا هزینه کمتری داشته باشد و بحران بیکاری جوانان را مدتی به تعویق بیندازد و… وقتی متولدان آن دهه به سن بازنشستگی برسند، بحران بزرگتری در انتظار صندوق‌های بازنشستگی و دولت خواهد بود. اینک همان‌طور که چاه‌های عمیق یکی پس از دیگری خشک می‌شوند، مؤسسات مالی و اعتباری و دانشگاه‌های خلق‌الساعه نیز پی در پی تعطیل می‌شوند. نرخ بیکاری جوانان به حدود ۲۵ درصد رسیده است و تقاضای اشتغال را دیگر نمی‌توان به تعویق انداخت.
همه اینها نشانه تصمیمات روزمرّه، برای گذر فوری از مسائل و معضلات پدید آمده بود. فقدان نگاه آینده نگرانه و بی‌توجهی به افق پیش‌رو، اینک مسائل کلانی برای کشور به وجود آورده است. مسائلی که حاصل و محصول تصمیمات شتابان و کوته‌بینانه در دولت‌های پیشین است. آیا اینک، تصمیمات روزمرّه اتخاد نمی‌شود؟

Email this page

نسخه مناسب چاپ