محک
از گفتگوی ملی تا حرکت ملی!
ابوالقاسم قاسم زاده
این روزها موجی از سخنرانی‌ها، مصاحبه‌ها و مقالات در اغلب روزنامه‌ها دیده می‌شود که در آن پیشنهاد «گفتگوی ملی» را، راه علاج نزدیکی افکار وگرایش‌های جریان‌ها و تشکل‌های سیاسی می‌دانند. گمان ندارم جریان سیاسی یا کسی با این پیشنهاد مخالفتی داشته باشد؛ مگر آنکه «گفتگوی ملی» را به اصطلاح زبان فارسی، دست‌گرمی بسیاری از شخصیت‌های اجتماعی ـ سیاسی بداند. اگر میزان برای انجام گفتگوی ملی شناخت دقیق از مختصات اهم مشکلات کشور در ساحت سیاسی، اقتصادی، و فرهنگی باشد، باز گمان ندارم که اغلب نویسندگان و پیشنهاددهندگان درباره «گفتگوی ملی» رئوس، محتوا و چرایی گستره مشکلات مردم و کشور را نمی‌دانند و یا نمی‌شناسند.
از سوی دیگر در نقد ارائه آن (گفتگوی ملی) می‌توان نوشت، گفتگوی ملی در همه کشورهایی که دارای احزاب گوناگون با نظرپردازی‌ها و ارائه راهکارها هستند، امری مستمر و البته عادی است؛ تا آنجا که بخشی از حفاظت از کیان ملی خود را در استمرار چنین گفتگوهایی در ساحت ملی می‌دانند. به عبارت دیگر در این کشورها گفتگوی ملی دو شاخص دارد، اول، دستوری و موردی نیست که یک یا چند بار آن هم در مقاطع خاص و البته در سطوح خاص از سیاستمداران و شخصیت‌های فکری و نظریه‌پردازان انجام پذیرد و با انجام موردی آن به صورت مناظره‌ها یا مصاحبه‌ها یا میزگردها، پایان یابد. دوم، استمرار گفتگوی ملی مرحله به مرحله از کالبدشکافی مشکلات و بحران‌ها در مدیریت کلان و سازمان‌ها و نهادهای مستقر، موجب تصحیح روش‌های اجرایی می‌‌شود اگرچه با انجام آن سطح آگاهی عمومی نیز ارتقا می‌یابد. اما در کشور ما چنین نیست که گفتگوی ملی منجر به حرکت ملی شود. تجربه نشان داده است که حاصل آن بیشتر آشکار شدن تقابل‌های لفظی و خودنمایی است. سرانجام آن بازنده و برنده در این گفتگوها است که صفحات روزنامه‌ها با گرایش‌های سیاسی را پر می‌کند و مدتی بازار رسانه‌ای و سیاسی را رونق می‌بخشد!
گفتگوی ملی اگر از نظریه‌پردازی قوی و راهکارهای روشن و دقیق برای حل مشکلات گوناگون کشور و مردم باشد، آنگاه مفید فایده خواهد بود که دولت گوش به این گفتگوها بسپارد و از طریق آن تصحیح در برنامه‌ریزی و اجرا را به صورت «حرکت ملی» بازآفرینی کند. این ضرب‌المثل تاریخی ما ایرانی‌ها به گمانم بازآمده از گفتگوهای بی‌حاصل، خواه به صورت ملی یا فردی و از جایگاه شاخص «نصیحت» باشد که «گوش اگر گوش تو و، ناله اگر ناله ما است، آنچه البته به جایی نرسد، فریاد است.» حال در این زمان و زمانه، گفتگو که سهل است، بر سر هم فریاد بزنید، دردی از دردهای مردم را حل و فصل نخواهید کرد.
از دیگر معیارها و میزان «گفتگو» جایگاه آن در ساختار انتخاب دولت است. دولت‌هایی که در تغییر چرخه قدرت بر اساس دمکراسی و انتخابات مردمی انتخاب می‌شوند، محصول گفتگوهای ملی قبل از انتخابات، حداقل در سال‌های پایانی یک دولت یا سالی قبل از انجام انتخابات است.
هنگامی که انتخابات انجام می‌شود، مردم با آگاهی از گفتگوهای ملی، به طور مشخص از برنامه‌ها و پیشنهاد‌های اجرایی احزاب و تشکل‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با رأی خود دست به انتخاب می‌زنند. بعد از انتخابات و انتخاب مردم اگر چه باب گفتگوهای ملی بسته نمی‌شود، اما دیگر گفتگوها برای حذف دولت منتخب به هر طریق ممکن نیست و از دستور کار اجتماعی و البته «ملی» خارج می‌شود. ما در کجای این روش قرار داریم که هنوز سالی از انتخابات ریاست جمهوری و دولت جدید که همه آن را از بزرگترین رویداد سیاسی ـ اجتماعی کشور می‌دانند، نگذشته است که دوای درد تقابل‌های کور، سیاسی، جزمیت‌های تشکیلاتی و هوس قدرت برخی را در انجام «گفتگوی ملی» می‌دانیم!؟ پرسشی که قبل از ارائه پیشنهاد «گفتگوی ملی» باید به آن پاسخ داد تا مگر فاصله و شکاف آن که می‌گوید: دولت و کشور به بن‌بست رسیده است! و آن دیگری می‌گوید: بن بستی نیست و اگر هست ناشی از شکست رقیب در انتخابات سراسری ریاست جمهوری است که نمی‌خواهد دست از منافع خود بردارد و یا همچنان در عطش «قدرت» به سر می‌برد! برطرف شود.
نتیجه گفتگو چه در ساحت ملی یا افراد و گروه‌های خاص اولا، باید به نزدیک‌تر شدن برداشت‌ها، حداقل در وادی نظرپردازی‌ها و نقد سالم منجر شود. ثانیا، از گفتگو به‌جای بسط شکاف یا اختلاف و تضادها، به مرحله حرکت ملی جهت‌گیری پیدا کند. نیاز نیست راه دوری برویم، صفحات روزنامه‌ها با گرایش‌های گوناگون یا نگاه به میزگردهای صداوسیما در باب تفاوت‌های نظری در انواع و اقسام عناوین و نقد دیدگاه‌ها را هر روز و هر هفته شاهدیم. مردم با مطالعه خبری و مقاله‌های روزنامه‌های گوناگون و اخبار صداوسیما به کدام جهت راهنما یا سوق داده می‌شوند؟ به سوی حرکت ملی برای حل مشکلات، امید یا ناامیدی؟ بی‌تردید پاسخ این پرسش را شما که خواننده ستون محک هستید، دقیق‌تر و بهتر از نویسنده آن احساس می‌کنید و می‌دانید. کلام آخر این نوشته به اختصار چنین است که گفتگوی ملی آنگاه مفید فایده برای کشور و مردم می‌شود که شخصیت‌های سیاسی ـ اجتماعی ما، تمکین به رأی مردم در انتخابات داشته باشند و کار را به اینجا نکشانند که مردم هم اشتباه کردند! گفتگوی ملی باید موتور حرکت ملی‌‌ شود وگرنه، لفاظی بیش نخواهد شد برای حذف رقیب!

Email this page

نسخه مناسب چاپ