هاشور
سید جمال الدین اسدآبادی
رضا بابایی
 

هیجدهم اسفند، روز بزرگداشت سید جمال الدین اسدآبادی است. وی از مهم‌ترین شخصیت‌های تأثیرگذار در تاریخ معاصر ایران و برخی دیگر از کشورهای اسلامی(همچون افغانستان) است. اندیشه‌های اصلاحی و انقلابی او، بسیاری از آگاهان و دلسوزان جهان اسلام را برانگیخت و راهی نو پیش پای کشورهای اسلامی گذاشت؛ چندان‌که می‌توان گفت نهضت مشروطه که
ده سال پس از مرگ او در ایران به وقع پیوست، وامدار افکار و اقدامات او است. سید جمال الدین اسدآبادی را می‌توان از نخستین نواندیشان دینی و تحول‌خواهان اجتماعی در جهان اسلام به شمار آورد. همچنین گفته‌اند: «اولین متفکر مدرن و فعال اجتماعی بود که نسبت به بیماری‌های اجتماعی جوامع مسلمان و ضعف‌های موجود در آن هشدار داد و در مقابل قدرت‌های غربی، اسلام‌گرایی را تبلیغ کرد. تأثیر او بر کشورهای اسلامی، مخصوصاً افغانستان، ایران و مصر شایان توجه است.» بسیاری از نویسندگان و روشنفکران مصر از او تأثیر پذیرفته‌اند و شیخ محمد عبده، مفتی بزرگ مصر او را استاد خود می‌خواند.
سید جمال، در ایران چندین بار با ناصرالدین‌شاه ملاقات کرد و با او درباره ضرورت قانون سخن گفت که موجب برآشفتگی و خشم شاه شد. پس از آنکه شاه قاجار بر او خشم گرفت، به قفقاز و سپس به مسکو و پترزبورگ رفت. سلطان عبدالحمید عثمانی او را به استانبول دعوت کرد و امیدوار بود از نفوذ او برای اتحاد کشورهای اسلامی تحت لوای خلافت عثمانی بهره گیرد. پس از مدتی سلطان عثمانی نیز بر او خشمناک شد و سرانجام در سال ههههخورشیدی بر اثر سرطان فک، در استانبول درگذشت و در گورستان شیوخ دفن گردید. در سال ۱۲۸۴، دولت افغانستان خواستار انتقال جنازه او به افغانستان شد و پس از موافقت دولت عثمانی، کالبد او را دوباره در دانشگاه کابل دفن کردند.
فعالیت‌های سید جمال الدین اسدآبادی، به قدری فراوان و تأثیرگذار است که حتی اشاره به شماری از آنها در این مجال اندک نمی‌گنجد. در ۱۲۰ سال گذشته نیز پیوسته درباره شخصیت، اهداف، آرمان‌ها و روش او در میان تاریخ‌پژوهان و دانشمندان علوم سیاسی گفت‌وگو بوده است. یکی از مهم‌ترین مباحث درباره سید جمال، روش او در حل مسائل جهان اسلام است. مهم‌ترین ویژگی مشی و روش سید جمال، اهتمام به اصلاح امور از راه اصلاح حکومت‌ها بود. این روش در همان زمان نیز مخالفانی داشت و اکنون نیز بسیاری از دانشمندان علوم اجتماعی، اصلاحات فرهنگی را بر اصلاحات سیاسی(شبیه آنچه سید جمال می‌خواست) مقدم می‌دانند. این اختلاف، در هند میان تاگور و گاندی نیز بود. تاگور در اکثر مراحل استقلال هند، گاندی را همراهی کرد؛ اما برخی برنامه‌های حزب طرفدار گاندی(حزب کنگره) را نمی‌پسندید. مهم‌ترین اختلاف تاگور با گاندی بر سر معنای استقلال بود. تاگور بر خلاف گاندی، حل مشکلات هند را در تغییر هیئت حاکمه نمی‌دید. او استقلال هند را فرایندی پیچیده می‌دانست که پایه‌های آن در آموزش و تربیت و شکل‌گیری جامعه مدنی است. به همین دلیل تاگور هیچ‌گاه در کادر رهبری حزب کنگره قرار نگرفت؛ اما تا توانست در شهرهای مختلف هند، مدرسه و دانشگاه ساخت و امروز هند همان‌قدر که وامدار استقلال‌طلبی گاندی است، بر سفره آینده‌‌‌نگری تاگور نشسته است.
برخی از نواندیشان و مصلحان هم‌روزگار اسدآبادی نیز روش او را در فرآیند اصلاحات، ابتر می‌دانستند؛ از جمله شیخ هادی نجم‌آبادی که سید جمال را به گفت‌وگو با مردم و تأسیس مدرسه و فعالیت‌های فرهنگی دعوت می‌کرد. نوشته‌اند: «در نخستین روزهای ورود سید به تهران، با آقا شیخ هادی نجم‌آبادی – که از دانشمندان روشنفکر تهران بود – ملاقات‌ها کرد تا نقشه‌ای برای بیداری ایرانیان ریخته، مردم را به آزادی و مساوات و برادری- که پایه اتحاد اسلامی است – آشنا سازند و حکومت مشروطه را جایگزین دولت استبدادی قاجار نمایند. آقا شیخ هادی پیشنهاد کرد که “چون بیشتر مردم ایران بی‌سوادند و در خواب غفلت و نادانی به سر می‌برند، از فهم سخنان شما ناتوان هستند. بنابراین خوب است درس تفسیر قرآن مجید را آغاز کنید و کم‌کم مفهوم آزادی را طی تفسیر کلمات آسمانی بیان نمایید تا عده‌ای از طلاب معرفت را با حقایق آشنا کنید. سپس آنان را تربیت نمایید تا به‌مرور ایام مقدّمات تحول اساسی را در کشور عقب‌افتاده ایران فراهم سازید.”اما سید پند آقا شیخ هادی را نپذیرفت.» (مرتضی چهاردهی، سید جمال‌الدین و اندیشه‌های او، ص۱۱۳

Email this page

نسخه مناسب چاپ