به مناسبت میلاد مسعود حضرت‌صدیقة طاهره(ع)
دلبند نبی میوه شیرین رسالت
آیت‌الله علی کاظمی‌اردبیلی
 

دنیا شده چون خُلْدِ برین، بزمِ معطّر
افکنده نقاب از رخ خود غنچة احمر
از قلبِ فلک سر زده خورشیدِ منوّر
بر صحنه رسیدست گل اطیب و اطهر
محبوبة یکتای خدا جانِ پیمبر
دلبندِ نبی میوة شیرین رسالت
***
ای ریشة نسلِ نَبَوی بهرِ نبی اُمّ
وی نورِ حقِ لَم یَزَل ای در تو خرد گُمْ
مهر تو بَوَد تا اَبد اندر دلِ مردم
در حسرت رخسار تو مهر و مه و انجم
دارم سحر و شام ز عشق تو ترنُُم
توصیف کنم صبح و شب از نورِ جمالت
***
او مظهر ذاتِ ازلی، جانِ جهان است
اندر دلِ او، سرِّ خداوند، نهان است
نوری که خدا وعده نمودست همان است
او محورِ سنگینِ زمین است و زمان است
بر پیکرِ شرعِ نبوی روح و روان است
از اوست به عالم همگی لطف و عنایت
***
اندر رخِ او نورِ خداوند، هویداست
وز ناصیه‌اش غیب جهان، یکسره پیداست
اندر فلکِ قدرتِ حق زهرة زهراست
حسن گل رویش به حقیقت چمن آراست
عشقِ رخِ ماهش به خدا نورِ فرحزاست
برخاسته از قامتِ این سرو، قیامت
***
ای جان، همه جا من سخن از مدحِ تو گویم
من نورِ خدا را همه در روی تو جویم
با اشکِ بَصَر خاکِ رَهِ پاکِ تو شویم
غیر از رهِ عشقِ تو رهی هیچ مپویم
یک دم نظری کن ز عنایت تو به سویم
ای معدن رحم و کرم و بحرِ کرامت
***
عمریست من از عشقِ رخِ ماهِ تو مستم
سرمست، از آن بادة ایّامِ اَلَسْتَمْ
با عشقِ تو، چشم، از همة غیرِ تو بستم
عهدِ همه را بهرِ تو ای گل بشکستم
تا در گروِ سلسلة موی تو هستم
باکی نکنم از غمِ فردای قیامت
***
رخسارِ تو شرمنده کند مهرِ فلک را
نورِ رخ تو بنده کند حور و ملک را
بی قَدْرْ کند شورِ لبت کانِ نمک را
حسنت بگرفته است سما را و سمک را
بر دشمنِ تو داده خدا وعده دَرَکْ را
آن سان که محبّانِ ترا وعدة جنّت
***
اندر دلِ هر اهل دلی، نورِ الهی
در مسندِ توحیدِ خدا بر همه شاهی
بر غیبِ جهان نیست به جز مهر تو راهی
جز لطفِ تو ما را نبود حصن و پناهی
ای جان بنما بر منِ بیچارهِ نگاهی
ای مظهر مهر و کرم و رحمت و رأفت
***
ای طلعتِ تو خوبتر از باغِ جنانم
وی یادِ تو هر شام و سحر، مونس جانم
طرفِ نگهت، بِهْ، ز همه ملکِ جهانم
جز قصِّة عشقِ رخِ تو قصّه نخوانم
بی‌مهرِ رخت نیست روا زنده بمانم
چون بی‌رخ تو هست جهان یکسره ظلمت
***
او کاظمیا بر همگان حصنِ حصین است
با امرِ خدای ازلی لنگرِ دین است
او نورِ خدا در همة روی زمین است
دربانِ درش، حضرت جبرییلِ امین است
بشنو ز من ای جان و دلم فاطمه این است
مهر و مهِ رخشندة افلاکِ امامت

Email this page

نسخه مناسب چاپ