یا فاطمه زهرا
سیدعبداله حسینی
 

ما را زبان الکن و توصیف تو محال
یا فاطمه ز مهر میسر کن این مقال
ای در تغزل از تو زبان غزل عقید
ای درستایش تو زبان قصیده لال
آنقدر باشکوه و بلندی که فتح تو
ای قله رفیع تماشا بود محال
اطعام میکنی به گدایان کوی خویش
از جود پیش از آنکه کند سایلی سوال
ای ماه جایگاه کند بر تو گر نگاه
افتد ز رفعت تو کلاه از سر خیال
آینه تمام نمای خدا تویی
هم مظهر جلالی و هم مظهر جمال
زهدان کاینات زآوردنت عقیم
قد فلک ز پرورش مثل تو هلال
خم شد پدر که بوسه به دستت زند زعشق
یعنی که در برابر تو میم گشت دال
نشناخت قدر و منزلتت را بجز علی
آنسان که قدر و منزلتش غیر ذوالجلال
دربان بارگاه شما صد یمن اویس
بانوی من غلام تو صد حبشه بلال
ماه نگاه روشنت ای خوب، بی‌غروب
خورشید چشمهای تو ای مهر بی‌زوال
تو بین آسمان و زمین در ترددی
وا کرده‌ای به سمت خدا راه اتصال
تو فتح کرده‌ای قلل شرق و غرب را
جولانگه تو مرز جنوب است تا شمال
پیچیده است صیت سماواتی شما
از شرق نجد یکسره تا غرب پرتقال
سادات بوده‌اند همیشه علم بدست
از قطب مصر تا اسد آباد را جمال
تاریخ شیعه را شرفا سرخ کرده‌اند
از کربلا شروع شد این قصه قتال
در عصر ما گر از شرفا پرسی‌ام بفخر
پیر خمین و خامنه را آورم مثال
فرزند تو ز خانه برون کرد شاه را
بت را شکست بت‌شکن فاطمی خصال
فرزند تو شکست طلسم یهود را
می‌آرد ارمغان به رژیم ستم زوال
سید حسن که نصرالله است یاورش
فرزند تست فاتح صد قله محال
فرزند تو علم به کف استاده مثل کوه
تا خاک پر شود ز شکوه علی و آل
فرزند توست منجی انسان بی‌پناه
روز ظهور میرود از قلب تو ملال
بر کائنات واسه فیض حق تویی
نوشیدم از صراحی تو ساغر وصال
پل بسته‌ای به عرش که انسان رسد به اوج
طی می‌شود به یاری تو وادی کمال
گفتی که مضجع تو نهان گردد و علی
با درد و داغ امر تو را کرد امتثال
آرامگاه پاکت اگر می‌شد آشکار
می‌اوفتاد کعبه زهر دیده لا محال
خلقت ز آفرینش نورت شروع شد
ای اولین سروده خلاق بی‌مثال
ای خلقت نخست نباید ز روی جهل
سن تو را شمرد به مقیاس ماه و سال
شعیه برد بدامن تو دست التجا
سیراب اهل سنت از آن کوثر زلال
تو محور وفاق تمام مذاهبی
نام تو رمز وحدت و تقریب و اعتدال
داریم اختلاف فراوان ولی ز عشق
تا میرسد به نام تو کم میشود جدال
بر ما ایمه حجت حقند تو ولی
بر هفت و چار حجت خلاق لایزال
گسترده‌ای چنان به جهان پر که کائنات
محواست زیر سایه تو ای فرشته بال
گرچه همای رحمت حق مرتضی علیست
بگرفته‌ ای همای علی را تو زیر بال
تو تکیه‌گاه حیدر کرار بوده‌ای
چون تکیه بر صلابت تو میدهد جبال
سیده نساء جهان مریم است. تو
هم برتر از زنانی و هم سرور رجال
در آخرین وصیت خود آخر کلام
گفتی چه با شکوه علی ولدی السلام

Email this page

نسخه مناسب چاپ