یادداشت/یادی از استاد دکتر محمد ابراهیم باستانی پاریزی
پیرِ زرین قلمِ تاریخ
علی‌اصغر مظهری کرمانی
 

تو شرف و فخر خویش و شهر و دیاری
گر دگران را شرف به شهر و دیار است
***
یاد آن شب که صبا بر سر ما گل می‌ریخت
بر سر ما ز در و بام و هوا گل می‌ریخت
خاطرت هست که آن شب همه شب تا دم صبح
vگل جدا، شاخه جدا، باد جدا گل می‌ریخت
چند سال از پرواز روحانی شادروان دکتر محمد ابراهیم باستانی پاریزی نویسنده، شاعر، مورخ و محقق و استاد تاریخ دانشگاه تهران می‌گذرد و با فرارسیدن نوروز باستانی و وزیدن باد بهار یاد و خاطره او که عاشق زیبایی و شیفته گل و دشت و صحرا بود، و در آغاز بهاران به کوی و سوی دوست پرکشید، تجدید می‌شود. دوستداران بی‌شمارش به یاد آن مرد استثنائی و بیش از ۶۰ اثر به راستی خواندنی و به یادماندنی او می‌افتند و یاد و خاطره‌اش را گرامی می‌دارند. بدیهی است چون صحبت از ۶۲ اثر می‌شود نباید از نظر دور داشت که اگر چاپ‌های متعدد آثار او به حساب آیند که گاه بعضی از آنها به بیست چاپ رسیده است و هر بار پربارتر و کامل‌تر شده، خود کتابخانه‌ای می‌شود.

Email this page

نسخه مناسب چاپ