یادداشت
تاملاتی در منافع ملی
سید مسعود رضوی
تردیدی نیست که بخش مهم و رقم هنگفتی از مشکلات ما ریشه در توطئه دشمنان و بدکاری و زعارت رقیبان خارجی و بدخواهان آن سوی مرزهای ملی و منطقه‌ای دارد. همواره این‌گونه بوده و به قول آرنولد توین بی؛ منازعه و جنگ و رقابت در تاریخ کهن، موتور حرکت جوامع بشری بوده و سرنوشت تمدن‌های بزرگ و کوچک را تعیین می‌کرده است. هنوز هم این عامل قدرتمند موجود است و نقشی اساسی بر هستی و نیستی ملت‌ها و جوامع دارد اما آنچه موجب صیانت تمدن‌ها و جامعه‌های معاصر است، دیگر تنها عوامل دفاعی و لشکر و ادوات یا حصارهای مصنوع طبیعی نیست، بلکه عقل و قدرت محاسبه و منافع ملی یک کشور، نیز منافع متقابل میان ملت‌ها و کشورها در این امر دخیل است.
امروزه معاهدات و منافع مشترک بین‌المللی و بین‌الدولی جای خندق‌ها و حصارها را در تضمین امنیت و آرامش ملت‌ها گرفته و الحق والانصاف در جایی که برخورد تخصصی و شناخت حقوقی و کارشناسانه موجود بوده و قراردادهایی متناسب و متوازن منعقد شده، طبعاً اثر عمیقی هم بر نظم و شرایط منطقه و جهان و داخل و خارج داشته است. نمونه عالی و قابل استناد در قرن ۲۱میلادی که پشتوانه شهرت و استناد جهانی، تا این لحظه آن را تأیید و توجیه می‌کند برجام و قرارها و شرایط منعقد در آن مقاوله نامه است. فارغ از سرنوشت و وضع متأخر این معاهده دو و چندجانبه، وضعیت برد ـ برد در آن رعایت شده و با لحاظ کردن و پژوهش در جزیی‌ترین مواد و مفاد حقوقی و دیپلماسی رایج و متعارف در جهان معاصر موجب گشایش و آرامش در کشور ما و منطقه و جهان شده است.
اما نکته آموزنده در آزمون برجام، بهره‌وری در وقت مقرر است و محدود بودن یا محدود کردن افق آن، که برخی دوستان نادان و دشمنان دانا مجال و فرصتش را از ملت و دولت سلب کردند و ما در این نوشته، توقفی بر این موضوع عبرت‌آموز کرده‌ایم تا شاید به امیدی عبث، این دوستان نادان و رقبای فاقد اخلاق و زیان آفرین، متنبه و هشیار شوند؛ هرچند هیچ زنهاری تاکنون در آنه اثر نداشته و بیدارشان نکرده است!
باری، این سویه و جانبی که بدان اشاره کردم با توجه به زیاده‌طلبی دولت بی مسئولیت، نامحبوب و نامطلوب ترامپ، هم اکنون بهتر و بیشتر قابل ملاحظه است. زیرا بر اساس تعهد رئیس دولت ایالات متحده امریکا در مواجهات و تبلیغات انتخاباتی، می‌باید بلافاصله پس از ورود به کاخ سفید و نشستن بر سریر قدرت و کرسی ریاست، مقاوله نامه را پاره و تعهدات آمریکا در این مورد را پایمال می‌کرد اما نکرد، زیرا نمی‌توانست چنین کند. از آن جهت که مواد و تبصره‌های حقوقی و سیاسی و فنی یا تکنیکی برجام، از چنان انسجام و دقت و استحکامی برخوردار بود که هر حرکت تند و یک‌جانبه‌ای از سوی دونالد ترامپ و دولت آمریکا، خسران سیاسی و ضررهای اقتصادی و حقوقی گسترده‌ای برای آن دولت در پی داشت.
کسانی که در داخل ایران شمشیر برداشته به رگ و پی‌برجام و دولت روحانی کوبیدند هیچگاه خود را متعهد به درک این جوانب نیافتند و توضیح ندادند که اگر این معاهده به سود آمریکایی‌ها و متحدانش، از جمله رژیم صهیونیستی بوده است، چرا ترامپ و نتانیاهو تمامی اعتبار و اقتدار خود را مصروف تضعیف و نابودی برجام کردند؟ این پرسش از آن جهت مهم است که ما ممکن است باز هم در شرایط مشابه یا متفاوت، مکرر در مکرر ناچار شویم همان‌گونه که در برجام و مسائل مربوط به نیروگاه‌ها و انرژی اتمی با دولت‌های معظم جهان وارد مذاکره و عقد پیمان شدیم، برای حفظ کشور و صیانت از منافع و کیان ملی پای میز مذاکره بنشینیم. اما این بار با حمایت همه جانبه و همدلی و پشتیبانی و وحدت عام و تام از سوی مردم و تمامی جریان‌ها و جناح‌های سیاسی و صاحب نظر و دارای قدرت در سراسر میهن.
تجربه برجام، اینک که دولت ترامپ سخت‌ترین مواضع و تندترین رفتارها را در قبال آن پیش گرفته، به ما یک نکته را می‌آموزد و آن نکته این است که اگر فرصتی پیدا شد و امکانی فراهم گردید، در وقت مقتضی و اندک از مواهب آن بهره‌های وافی و کافی ببریم و بدون ضایع کردن وقتِ گرانبها منافع جاری و آتی برای ملت و کشورمان استحصال کنیم. زیرا در جهان یکجانبه گرا و «مبتنی بر سود و زور» و «منفعت‌های مبتنی بر قدرت»، ممکن است زود دیر شود و آنچه چند ماه قبل در دسترس بود امروز دور از دست ما و به کلی خلاف منافع ما باشد.
اگر با سعه صدر و گشادگی و تدبیر، از ورود سرمایه‌ها و سرمایه‌گذاران خارجی، خصوصاً شرکت‌های معظم چند ملیتی و بین‌المللی در زمینه نفت و گاز و خودرو و خرید هواپیما و صنایع ‌ای تی و ارتباطات و آب و کشاورزی و… به درستی و با توجه به محدودیت‌های فرصت و درک جایگاهمان در منطقه کمال استفاده را می‌کردیم؛ بی‌شک امروز ترامپ هم نمی‌توانست چنین فشاری به ما و برجام و طرف‌های اروپایی وارد کند. مشکلات عدیده اقتصادی نیز تا این حد بر دولت و ملت فشار وارد نمی‌کرد.
این خسارات را کسانی به مردم وارد کرده‌اند که هیچگاه پاسخگوی عملکردهای خسارت‌زا و بی‌منطق‌شان نیستند. آیا سال آینده هم با این نوع کارشکنی‌ها و چالش‌هایی از همین دست روبه رو خواهیم بود و حسرت توسعه و سرعت در کسب سرمایه و بهره‌وری بهینه و به موقع بر دل خواهد ماند و دولت موتور تحرک و توسعه را (بالاخره و اگرچه دیر هنگام) روشن خواهد کرد؟ ‏

Email this page

نسخه مناسب چاپ