پزشک در ردای نخست وزیر
یادداشت‌های دکتر «ماهاتیر محمد» نخست وزیر مالزی طی۲۲ سال (۲۰۰۳ـ۱۹۸۱م.) ترجمه: محمّد مقدّس - ۳۶۲
 

اظهارنظرهای توهین‌آمیز حتی از سوی اعضای کابینه‌ام نیز صورت گرفت. البته انتظار این همه واکنش منفی را داشتم چون با طرز فکر مالزیایی ها آشنا بودم و می‌دانستم آنها چگونه دوست دارند در امن و امان باقی بمانند. آنها هرگز به ساخت و تولید خودروی مالزیایی فکر نکرده بودند چون ما پیش از آن چنین کاری نکرده بودیم! ولی در آن زمان دست کم انتظار داشتم معاونم “تون موسی” از این ایده حمایت کند ولی او نیز این ایده را هضم نکرد. البته او مواضع خود را به زبان نمی آورد چون نیازی به این کار نمی دید ولی با این حال فهمیدم که در این باره چه احساسی دارد. حتی “لات”،۱۶۹ مشهورترین کارتونیست ما نیز کاریکاتوری کشید که در آن یک اتومبیل مالزیایی با سقفی به شکل گاری گاوکش دیده می‌شد.
من آن کارتون را تصویر ایده‌آلی از طرز فکر خودمان می‌دیدم زیرا قالب ذهنی مردم ما را به تصویر کشیده بود، قالبی به شدت گرفتار عقده‌ حقارت. شما تا موقعی که ریسک عاقلانه‌ای انجام نداده‌اید نمی‌توانید بفهمید که آیا قادر به تحقق کاری هستید یا خیر. من نیز همواره در استفاده از پول دقیق بوده‌ام و مطمئناً هرگز اموال دولتی را برای کار بیهوده‌، تلف نمی‌کردم. این اظهارنظرها و مخالفت‌های منفی که با آنها روبرو شدم بیش از پیش عزمم را در ساخت خودروی ملی جزم کرد و از آنجا که نخست وزیر بودم، توانستم با همین اندیشه پیش بروم. در هفتم مه ????م. اولین شرکت مالزیایی خودروسازی با نام شرکت “پیروساهان اتومبیل ناسیونال پیرهاد” یا “پروتون” به عنوان پروژه‌ مشترک با “شرکت نیرومحرکه‌ میتسوبیشی” و “شرکت خودروسازی میتسوبیشی” تأسیس شد. مشارکت آنها در مالکیت این پروژه، حمایت آنان را تضمین می‌کرد. با اینکه “میتسوبیشی” بهترین کارخانه‌ خودروسازی ژاپن نبود اما تنها شرکتی بود که برای بررسی و مطالعه‌ شراکت و به اجرا گذاشتن ایده‌ مربوط به ساخت خودروی ملی در “مالزی”، اعلام آمادگی کرد. من هرگز به دریافت کمک از اروپایی‌ها یا آمریکایی‌ها فکر نکرده بودم زیرا با این کار [ساخت خودرو در مالزی]، سهم بازار خود در “مالزی” و جاهای دیگر را از دست می‌دادند.
ولی پیش از ارائه این طرح به “شرکت نیرومحرکه‌ میتسوبیشی”، با “شرکت دایهاتسو” که سازنده‌ اتومبیل‌های کوچک در مجموعه‌ توکیو است نیز صحبت کرده بودم ولی حرفشان این بود که ما اقدام به تولید اتومبیل‌های آنان بدون کمترین دستکاری در مدل‌های آنها کنیم که البته با آنچه من به عنوان ایده‌ پیشنهادی برای ساخت خودروی ملی داشتم، زمین تا آسمان تفاوت داشت. من متوجه بودم که حتماً باید گام به گام در این راه قدم برمی داشتیم ولی سرانجام “مالزی” باید توان طراحی و ساخت خودروهای ویژه‌ را می یافت و ما باید با شهامت و جرأت، اولین قدم را برمی‌داشتیم.
“میتسوبیشی” نسبت به دیگر شرکت های خودروسازی، انعطاف‌پذیرتر بود، البته در اینکه توانایی کامل ساخت خودروی ملی را به ما بدهد تردیدهایی داشتم چون در آن صورت با اتومبیل‌های آنها رقابت می‌کردیم ولی با این حال تا زمانی که به عنوان شریک با ما کار می‌کرد آمادگی آن را داشت که برای عدم رقابت مستقیم ما، اتومبیل خود را از بازار مالزی بیرون ببرد. از دست دادن بازار داخلی در واقع به سود آنها تمام شد زیرا در مراحل نخست، اتومبیل‌های ما بر اساس طراحی‌های میتسوبیشی و قطعات ساخت این شرکت بود.
ادامه دارد

پی‌نوشت:
۱۶۹ – “داتوک محمود نور خالد” یا همان “لات” ـ لقبی که دوست می‌دارد ـ خبرنگار بخش جنایی روزنامه‌ “نیوسترایتس تایمز″ (New straits Times) بود و یکی از دبیران روزنامه به طور اتفاقی استعداد او را کشف کرد و از آن زمان به محبوب‌ترین کاریکاتوریست “مالزی” تبدیل شد.

Email this page

نسخه مناسب چاپ