یادداشت
فیلم ایرانی در موقعیت جهانی
منوچهر دین پرست
فضای تحولات فرهنگی در ایران پر تلاطم و پر شتاب نیست. گویی همه چیز آرام و بی سر و صدا جای خود را می یابد. اما وقتی که به لایه های زیرین این تحولات نگاه می کنیم می بینیم که کشمکشها و چالشها و درگیری های مرتبط با تحولات فرهنگی کمتر از تحولات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی نیست. بر این اساس بررسی این تحولات نه تنها باید با طمانینه و آرامش و حتی به دور از حب و بغض باشد، بلکه باید مسیر آن به خوبی جهت یابی شود.
فردا سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر کار خود را در تهران آغاز می کند. امسال سومین دوره است که این جشنواره به صورت مستقل و با فاصله از جشنواره فیلم فجر که در بهمن ماه برگزار می شود، فعالیت خود را ادامه می دهد. جشنواره جهانی فیلم فجر اهداف و آرمانها و آمالی دارد که تا کنون رضا میرکریمی، دبیر جشنواره سعی کرده آن را در دستور کار خود قرار دهد. اما آنچه که بیش از هر چیزی باید به آن توجه شود، نحوه برگزاری و یا چینش و ساختار فیلمهای آن نیست. آنچه که درباره این جشنواره به نظر جدی و مهم می آید، فلسفه وجودی این جشنواره است. جشنواره جهانی فیلم فجر مهم ترین هدف خود را از یک سو معرفی سینمای ایران با توجه به جایگاه و نوع نگرش آن به دیگر کشورها و از دیگر سو معرفی فیلمهای خارجی که متناسب یا با چنین فضایی به سینما دوستان ایرانی می داند. اما تحقق چنین امری بسیار سخت و دشوار است و مسیر پرسنگلاخی دارد. چرا که از یک سو تعریف چنین جایگاهی بسیار معلق و انتقاد برانگیز خواهد بود و از سوی دیگر سینمای ایران با اینکه نزدیک به صد و بیست سال از حضور آن در ایران می گذرد هنوز نحیف است. ما هنوز نتوانستیم به صورت جدی و کلان در عرصه‌های سینمای دنیا حضوری چشمگیر، جریان ساز و تاثیر گذار داشته باشیم. فیلمهایی از تعداد معدودی از کارگردانان ایرانی در عرصه‌های بین المللی نمایش داده شده و مورد تشویق قرار می گیرند را باید یک استثنا دانست. نکته اصلی اینجاست که چرا این استثناها تبدیل به جریان نمی شود؟ بررسی این سئوال فضا و زمان بسیاری می طلبد و در این مجال نمی گنجد. اما به نظر نگارنده جشنواره جهانی فجر فرصت مناسبی برای تحقق چنین هدفی است. جشنواره جهانی فجر به غیر از نمایش فیلمها که از سوی دبیر آن مورد تایید قرار گرفته توانسته فضاهایی برای آموزش، انتقال تجربیات، گفت و گو و حضور کارگردانان و تهیه کنندگان و عوامل فیلمسازی از کشورهای دیگر را در تهران فراهم کند. همین نکات اصل جشنواره را نه تنها دچار آسیب نکرده بلکه توانسته هدف نمایش صرف را کمی دور از ذهن سوق دهد و جریان توجه به اهداف جشنواره را بیش از پیش پر رنگ کند.
ما اکنون با چنین فضایی رو به رو هستیم. اکنون در نقطه‌ای ایستاده‌ایم که باید جشنواره جهانی فیلم فجر را با تمامی ظرفیت آن نقد کنیم تا جشنواره به هدفی که آن را جریان سازی می داند دست یابد. به حاشیه راندن جشنواره و هتک جایگاه آن نه تنها چیزی عاید ما
نمی کند بلکه مسیر آتی را تیره و تار خواهد کرد. سینمای ایران با قدمتی صد و بیست ساله شایسته بسیاری از چیزهایی است که از دست داده یا به دست نیاورده و دلایل بسیاری برای از دست دادن ها و به دست نیاوردن ها هست. با تمسک به آن دلایل باید جشنواره جهانی فیلم فجر را موقعیتی ویژه در عرصه فرهنگی ایران بدانیم .

Email this page

نسخه مناسب چاپ