به یاد همکار درگذشته و گرامی رحیم رمضانی
رفتیم و داغ ما به دل روزگار ماند
سید مسعود رضوی
 

در مواجهه با مرگ و صدمه‌هایی که طبیعت و گذشت زمان به انسان وارد می‌کند و رنجهایی که از این طریق به جان و تن، یا روح و پیکر آدمیان وارد می‌آید بسیار سخنها گفته شده و باز هم گفته خواهد شد؛ اما واقعیت آن است که هیچ سخنی نمی‌تواند عمقِ ناگزیرِ این تقدیرِ رازناک را برای انسان بازگوید و دقیق و روشن به ما بفهماند که چرا؟ و به چه حکمتی چنین قاعده‌ای بر سرشت و سرنوشت انسان حکومت می‌کند! باری، سخن حکیم فردوسی را باید آویزة گوش کرد که فرمود:
ازین راز، جان تو آگاه نیست
به پرده اندرون مر تورا راه نیست
همه تا درِ آز رفته فراز
به کس بر نشد این درِ راز باز
‏به رفتن مگر بهتر آیدش جای
چو آرام یابد به دیگر سرای…‏
این گونه شاید آرامشی بیابیم و به اعماق ژرفی که توان مرور و عبور نداریم، سفر نکنیم و درنیاویزیم.
قرآن کریم مرگ را امری قطعی و سرنوشتی مقدّر می‌داند که: «ان الموت الذی تفرّون منه فهو مُلاقیکم…» اما در آیات زیبایی از این ورطه و این سرنوشت به گونه‌ای سخن گفته که خداوند رحمان دریچه‌ای از رحمت را در آستان این راز و حکمت گشوده و این آیات تناسب تمام با رنج و شدایدی داشت که برادر سفرکرده و درگذشتة ما رحیم رمضانی با آن روبرو بود: «و لنبلونکم بشئ من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثّمرات و بشّر الصّابرین. الذین اذا اصابتهم مصیبه قالوا انّا لله و انّا الیه راجعون…» از این منظر، زندگی یکسره ابتلا و آزمایشی دائمی است و هر لحظه را باید با چنین دریافت و معرفتی سپری کرد و خود و جهان را در صیرورتی مداوم به‌سوی حق روان دید که: انتم الفقراء الی الله…
زنده‌یاد رحیم رمضانی دوست بزرگوار عزیز فقید من و همکاران‌مان در روزنامه اطلاعات، از جمله شریف‌ترین و سختکوش‌ترین کارکنان بود و به رغم دشواری‌هایی که شرایط جسمانی در راهش نهاده بود، مسئولیت‌پذیر و هنگامه‌شناس و کارآمد بود و چنان زیست که همگان از کوشش و کار او به‌عنوان نماد و نمونه یاد خواهند کرد. وظایفش را تمام و گاه برای دوستان و همقطاران، بیش و زودتر به انجام می‌رسانید. مردی بود که در وضعیت دشوار و بسیار سخت جسمانی، با پایداری در کار و انجام وظایف دشوار و ظریف در امور فنی و حروفچینی روزنامه، به مدیری کارآمد بدل شد و از حیث انسانی و محبت و التفات به دوستان نیز برای من دوستی مهربان و بی‌جایگزین بود و همواره این‌چنین در خاطر غمگین و سوگ‌زده‌ام باقی خواهد ماند. گویی به زبان حال و در ظل واقعه این بیت جاری است که: ‏
رفتیم و داغ ما به دل روزگار ماند
خاکستری ز قافلة اعتبار ماند…‏
درگذشت تمام انسان‌ها عبرت و حکمت زندگی و گذرا بودن حیات ناپایدار این جهانی را به ما گوشزد می‌کند؛ اما فقدان دوستان، رنج و اندوهی همچون داغ بر دل می‌نهد و بیش از همه خانواده و فرزندان و عزیزان آن فقید با بار سنگین غیاب و فقدان پدر و همسر و برادری ارجمند رویارو هستند. چه می‌توان کرد جز نیایش به درگاه یکتای خالق بزرگ که انشاءالله خداوند این سفر آخرین را بر دوست و همکار و برادر فقید ما، قرین آرامش و نور فرماید و عطر خلود در سایة نعمت و رحمت واسعة الهی را نصیب او کند.
وفات همکار و دوست گرامی، رحیم رمضانی را به خانوادة گرامی‌اش تسلیت می‌گوییم و اجر صبر و ارج شکیبایی را برای ایشان از یزدان پاک خواهانیم. خداوند روحش را شاد فرماید.‏

Email this page

نسخه مناسب چاپ