اصلاح‌طلبی ولیعهد سعودی با چاشنی خفقان سیاسی در عربستان
*امید هراتی
 

مدتی است تحولات داخلی عربستان و سفرهای خارجی متعدد ولیعهد سعودی به کشورهای غربی نظرها را به خود جلب کرده و بازتاب گسترده‌ای را در رسانه‌های خارجی داشته است. پس از مرگ ملک عبدالله و روی کار آمدن ملک سلمان و ولیعهد جوانش «محمدبن سلمان»،‌نظام سیاسی سعودی سعی در ایجاد اصلاحاتی در زمینه‌های اجتماعی و اقتصادی داشته و در راستای این اصلاحات، سیاست خارجی عربستان نیز تحولاتی را پشت سر گذاشته است. افزایش حقوق اجتماعی زنان و اعطای آزادی‌های بیشتر به آنان که سهم بسزایی را در پیشرفت و آبادانی کشور می‌توانند ایفا کنند، از جمله اصلاحات اجتماعی است که برای اولین بار در تاریخ این کشور اتفاق می‌افتد. بسیاری از تحلیلگران معتقدند محمدبن سلمان، نیک دریافته است که برای پیشگیری از نارضایتی و وقوع انقلاب باید دست به اصلاحاتی بزند، زیرا در عصر جهانی شدن و ارتباطات، اعمال سیاست چماق و سرکوب دیگر معنایی ندارد. با توجه به افزایش جوانان تحصیلکرده و شهروندان طبقه متوسط شهری که خواسته‌ها و نیازهای آنان ممکن است در آینده‌ای نه چندان دور مقابل اولویت‌های سیاستمداران کهنسال و سنت‌گرای رژیم سعودی قرار گیرد، سیستم سیاسی عربستان سعودی باید هرچه زودتر با سطح خواسته‌های افراد انطباق پیدا کند و فضای بسته سنتی عربستان کمی بازتر شود و رضایتمندی مردم این کشور را به خود جلب کند. اما نخبگان سیاسی عربستان سعودی طی این مدت چه میزان در تلاش بوده‌اند تا در کنار اصلاحات اجتماعی و اقتصادی دست به اصلاحات سیاسی هم بزنند و اساساَ استراتژی و هدف بن‌سلمان از اصلاحات و سفرهای خارجی متعدد خود چه بوده است؟

همانطور که می‌دانیم عربستان سعودی سالهاست دارای جامعه سیاسی بسته سنتی است و مشروعیتش را از طبقه سنتی و مذهبی گرفته است. اما نهادها و رهبران دینی سعودی تنها اقلیتی از جمعیت این کشور را تشکیل می‌دهند و بخش عظیمی از جمعیت عربستان سعودی را همانطور که متذکر شدیم، جوانان تحصیلکرده مدرن و طبقه متوسط شهری تشکیل می‌دهند که دیدگاه مطلوبی نسبت به علمای افراطی وهابی ندارند و به دنبال اصلاحات اجتماعی و فضای باز سیاسی هستند از این‌رو ولیعهد جوان سعودی با اتکا بر طبقه متوسط شهری و دوری گزیدن رهبران مذهبی که نسبت به این اصلاحات اعتراض دارند، دو هدف عمده را پیش می‌گیرد: ۱) تثبیت ولیعهدی خود در داخل و زمینه‌سازی برای انتقال قدرت ۲) مقابله با سیاست‌های منطقه‌ای ایران.

ولیعهد جوان سعودی این نکته را در نظر دارد که باید برای آنچه مقابله با ایران می‌خواند، مشکلات موجود در داخل کشور را به حداقل برساند و پایه‌های رضایت و مشروعیت داخلی را محکم کند. اخیراً نیز او در مصاحبه با خبرگزاری‌ها و نشریات خارجی قدرت اقتصادی و نظامی ایران را ضعیف توصیف کرده و مدعی شده بود که عربستان ۹۵ درصد نفوذ ایران در آفریقا را قطع کرده است و در ادامه ادعاهای بی‌اساس خود ایران را تنها دلیل مشکلات خاورمیانه خواند! در واقع بن‌سلمان از اصلاحات و سفرهای متعدد به کشورهای غربی به دنبال نوعی استراتژی پنهانکاری است تا به دنبال آن بتواند اهداف اساسی را که در سر دارد، در پشت نقاب این اقدامات پنهان کند. ولیعهد سعودی به خوبی با جنایات خود در یمن و حمایت از رشد و گسترش افراط‌گرایی و تروریسم در منطقه آشناست، از این‌رو با سفرهای متعدد به کشورهای غربی و برجسته‌سازی ادعای نقش ایران در ایجاد مشکلات منطقه خاورمیانه، سعی در جلب حمایت این کشورها و سرپوش گذاشتن و جنایات خود در یمن دارد. بنابراین بن‌سلمان سعی دارد با جلوه دادن ایران به عنوان تهدیدی برای منطقه و دشمن مشترک جهان عرب، به اجماع‌سازی علیه ایران در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی بپردازد و در کنار فضای التهاب‌آلود منطقه‌ای و ایجاد ترس در داخل کشورش زمینه‌های انتقال قدرت خود را نیز تسهیل کند. در سطح داخلی استراتژی پنهانکاری بن‌سلمان نیز، وی با ایجاد اصلاحات اقتصادی و اجتماعی به دنبال آن است تا از زیر بار اصلاحات عمیق و پایه‌‌ای که خود را در تغییر ساختار سیاسی عربستان سعودی نشان می‌دهد، شانه خالی کند. با استراتژی پنهانکاری در واقع ولیعهد جوان به دنبال جلب افکار عمومی داخلی و خارجی است، زیرا اصلاحات انجام شده توسط او با نظام ارزشی طبقه متوسط شهری در داخل کشور مطابقت دارد و نظام ارزشی همپیمانان غربی‌اش نیز مهر تائید بر اینگونه اصلاحات می‌زند. بنابراین ولیعهد جوان سعودی با اتخاذ این استراتژی سعی در مخفی کردن حقایقی دارد که آشکارشدن آنها می‌تواند تهدیدی بزرگ برای نظام سیاسی عربستان سعودی محسوب شود و از رویارویی مستقیم مردم با آنها برحذر است. اما باید این نکته را در نظر گرفت که استراتژی پنهانکاری شاید برای کوتاه‌مدت کارساز باشد. اما در بلندمدت معضلات و تناقضاتی را برای نظام سیاسی یک کشور به وجود خواهد آورد زیرا احتمال آن می‌رود که اصلاحات اقتصادی و اجتماعی بدون فضای باز سیاسی شاید در آینده به اهرمی علیه خود بن‌سلمان تبدیل شود. اصلاحات سیاسی در عربستان سعودی باید به تدریج با اصلاحات اقتصادی و اجتماعی اجرا شود ولی با توجه به اقدامات اخیر ولیعهد سعودی مبنی بر زندانی کردن تعدادی از شاهزاده‌های رقیب خود و بلوکه کردن اموال و دارایی‌های آنها و همچنین زندانی کردن رهبران مذهبی که دیدگاه مثبتی به اصلاحات بن‌سلمان ندارند و نیز تسلط کامل ولیعهد جوان بر همه نهادهای امنیتی و نظامی، نمی‌توان در آینده نزدیک شاهد اصلاحات سیاسی که بتواند به بازشدن فضای سیاسی این کشور کمک کند، بود و بدین‌جهت تحلیلگران، این اصلاحات را پایه‌ای و عمیق نمی‌دانند و نخبگان سیاسی عربستان هم این نکته را در نظر گرفته‌اند، از این‌رو سعی خواهند کرد با برجسته‌سازی، تبلیغات گسترده و رسانه‌ای کردن اصلاحات اجتماعی و اقتصادی خود، اصلاحات سیاسی در این کشور را به تعویق بیندازند که این امر در آینده هیأت حاکمه عربستان سعودی را با بحرانهایی مواجه خواهد کرد.

Email this page

نسخه مناسب چاپ