یادداشت
بیشترین آسیب اینجاست
فتح الله آملی
ظاهرا همه درباره شرایط سخت و دشواری که در آن به سر می‌بریم صحبت می‌کنند و با شدت و ضعف از آن دم می‌زنند و به گمانه‌زنی‌های مختلف می‌پردازند اما مسئولان و مقامات کشور خودمان گویی هیچ نگرانی نسبت به آن ندارند. شاید هم داشته باشند اما رفتارها و سخنان و عملکردشان چنین چیزی را نشان نمی‌دهد. در سخنان و اظهارنظرهای مسئولان کشور از برنامه‌ریزی آنان برای مقابله با هر مشکل بیرونی و مدیریت بحران با قاطعیت سخن گفته می‌شود؛ درست مثل تصمیمات دولت در مورد مهار بحران ارزی و اعلام قیمت تک نرخی ارز و سیاست پیش‌فروش سکه برای رفع عطش تقاضا، اما در عمل و در بدنه اجتماع، برای دلار نرخ‌هایی تا مرز ۶۵۰۰تومان اعلام و خرید و فروش هم می‌شود و با وجود توزیع و پیش‌فروش صدها هزار سکه و ۹تن طلا، قیمت سکه از دومیلیون تومان هم فراتر می‌رود و مشخص نیست که دولت و مقامات چه چیزی راکنترل کرده‌اند.

در حرف گفته می‌شود که تصمیم رئیس جمهور بدقلق و تاجر مسلک آمریکا هیچ اثری بر ما ندارد اما در عمل می‌بینیم که متأسفانه و شوربختانه بسیاری چشم به دهان او دوخته‌اند که دوباره چه دسته گلی به آب می‌دهد و با وجود همه بدعهدی‌ها و بدقولی‌ها، آیا در برجام می‌ماند یا نه… و باز متأسفانه یا خوشبختانه خیلی‌ها دست به دعا برداشته‌اند که هر جوری هست مدتی دیگر هر چند محدود، به لغو تحریم‌ها راضی شود؛ آن هم در حالی که مخالفانی در همین کشور هم هستند که می‌گویند مگر چیزی از برجام مانده که حالا دیگر نگران بود و نبودش باشیم و ترس خروج از آن را داشته باشیم؟ بی‌آنکه پاسخ بگویند که اگر چنین است پس چرا جامعه و بازار و فضای کسب و کار چنین نمی‌اندیشد و نگران است؟ با این توضیحات و مقدمات اگر اجازه بدهید به چند نکته اشاره کنم:

۱ـ در اینکه نباید تسلیم باج‌خواهی شد و به خواست‌های رئیس جمهور آمریکا تن داد تردیدی نیست. به همین خاطر اجماعی که در رابطه با نپذیرفتن مذاکرات جدید بر سر برجام بین مقامات و مسئولان کشور در بالاترین سطوح حکومتی ایجاد شده است، دلگرم کننده و خوب است. توافقی امضا شده آن هم توسط وزرای خارجه اعضای اصلی شورای امنیت سازمان ملل به همراه آلمان و نیز نماینده اتحادیه اروپا که به تأیید سازمان ملل هم رسیده است. ایران تعهداتی داشته و طرف مقابل هم. ایران به همه تعهداتش عمل کرده و فقط یک کشور که خود را قدرت برتر جهان می‌داند بدعهدی کرده و زیر قولش زده و مرتب هم سنگ اندازی کرده، پس نباید به او جایزه داد یا نازش را خرید.

اما چرا چنین اجازه‌ای به خودش داده است؟ چرا نازش حتی می‌تواند بر اقتصاد کشور تأثیر بگذارد؟ بگذارید در اینجای بحث کمی به خودمان برگردیم. بخش مهمی از دلایل بروز چنین وضعیتی به کم کاری خودمان برمی‌گردد. این که انتظار داشته باشیم ساختار نظام بین‌المللی عوض شود و رویکرد عادلانه و منصفانه و انسانی و خدایی در پیش بگیرد، رویاپردازی و خیالبافی است. صبح تا شام هم از خوی استکباری آمریکا و رژیم غاصب و مناسبات ظالمانه بین‌المللی و تبلیغات جهان خواران صحبت کنیم و فریاد مرگ بر این و آن سردهیم چیزی عوض نمی‌شود بلکه بیش از همه باید خودمان را برای مقابله با شرایط بحرانی آماده کنیم. اینجاست که بی‌عملی و عدم برنامه‌ریزی برای درک شرایط بحرانی و به کارگیری بهترین راهکارها برای عبور سرفرازانه از بحران کار دستمان می‌دهد. اینجاست که تنها اعلام مواضع صریح و اجماع بر سر نحوه برخورد گرچه خوب و لازم بوده و هست اما کافی نیست. چرا که در کنار اعلام مواضع و مقابله کلامی، به اجماع دیگری نیز نیاز داریم و آن وحدت کلمه و هم‌افزایی و ایجاد قدرت داخلی است. توانمندسازی و ایجاد قدرت درونی بیش از همه به پشتوانه سرمایه اجتماعی نیازمند است. سرمایه اجتماعی هم فقط قدرت دفاعی یا نیروی نظامی کشور نیست بلکه جلب اعتماد عمومی است.

در کنار این مسأله وقتی با یک بحران خارجی روبرو هستیم و برای مقابله با آن به همه نیروها و ظرفیت‌های داخلی محتاجیم باید همه اختلاف‌هایمان را کنار بگذاریم و آسیب‌پذیری خود را به حداقل برسانیم و خود و جامعه را درگیر مسائل فرعی نکنیم و هرچیز که به اعتماد مردم لطمه می‌زند و نافی وحدت کلمه است را به کناری نهیم. دیگر اختلاف‌بین قوه قضائیه با مجلس یا مجلس با دولت، فلان امام جمعه با بهمان استاندار و اصلی کردن مسائل فرعی معنایی ندارد.

دیگر تماشای بازی سوداگران در بازار ارز و طلا و سفته‌بازی در بازار مسکن و به تماشای چپاول سرمایه‌های مردم توسط عده‌ای سودجو نشستن معنایی ندارد. دیگر زمان آزمون و خطا نیست. دیگر مشاجره بر سر فیلتر کردن یا نکردن تلگرام و نمایش اختلاف در سطوح بالای مملکتی بی‌وجه است. دیگر جایی برای قدرت‌نمایی و بگیر و ببند فلان قاضی یا بهمان دادستان و ایجاد بحران و اختلاف بیهوده نیست.

اینجاست که باید گفت ظاهراً همه بحران را می‌فهمند امّا برخی مقامات و مسئولان و متولیّان کشور فقط درباره آن حرف می‌زنند. چنین نقاط ضعفی است که دشمن را جری می‌‌کند و نشانی‌های خطرناک آسیب‌پذیری کشور و نظام را به غلط ارائه می‌دهد. اینکه در این میان، دولت را مقصّر بدانیم یا مجلس یا قوه قضائیه یا فلان امام جمعه و بهمان نهاد و فلان ارگان دردی را دوا نمی‌‌کند.

همه در این میان مقصّرند و چوب این بی عملی و اختلاف و عدم درک شرایط کشور و تبعات آن را مردم و کشور و نظام می‌خورند. بیشترین آسیب اینجاست.

Email this page

نسخه مناسب چاپ