یادداشت
سَرِ چشمه شاید گرفتن به بیل۱…
ملاحظاتی دربارة افزایش شتابان نرخ ارز در روزهای‌ اخیر/دکتر احمد کتابی
 

هر که ناموخت از گذشتِ روزگار

هیچ ناموزد ز هیچ آموزگار «رودکی»

این روزها،‌ افزایش بسیار شدید نرخ ارز که، در واقع، به معنای کاهش متناسب و همزمان ارزش خارجی واحد پول ملی ـ ریال ـ است موجبات نگرانی و دغدغة خاطر فزاینده قاطبة مردم را فراهم آورده است. به‌خصوص که این افزایش، اخیراً شتاب بسیار گرفته و به صورت روزانه و حتی ساعت به ساعت درآمده است. در این میان، اقتصاددانان که به مناسبت تخصصشان،‌آگاهی بیشتر و ژرف‌تری از علل و عواملِ این افزایشِ نرخ و توالیِ فاسد و خطرات سهمگین آن دارند، طبعاً احساس نگرانی و خطر زیادتری می‌کنند.

نگارنده این یادداشت که، سال‌ها پیش، چند کلمه‌ای درس اقتصاد خوانده و به‌ویژه در زمینة «تورم» مختصر مطالعه و پژوهشی داشته است،۲ بر خود روا ندانست که سکوت پیشه‌کند و دلهره‌ها و نگرانی‌های جدی خود را درباره وضعیت خطیر کشور با مسئولان و هموطنان عزیز درمیان نگذارد.

می‌گویند تاریخ و درس‌های عبرت‌انگیز آن،‌ بهترین و شایسته‌ترین معلم انسان‌هاست. از این‌رو، بی‌مناسبت نیست به تجربیات تاریخی بعضی از کشورها ـ از جمله آلمان در جریان «فوقِ تورم» یا

(« اَبَر تورم» Hyperinflation) سال‌‌های ۳۳ ـ ۱۹۲۹ ‌نظر بیفکنیم و مخصوصاً به نوسانات نرخ ارز در کشور مزبور طی سال‌های یاد شده توجه کنیم. بدیهی است که ما در وضعیت موجود، به‌هیچ وجه، با «اَبَرتورم» به مفهوم اقتصادی آن مواجه نیستیم. با وجود این،‌نباید خطرِ وقوع آن را یکسره منتفی بدانیم.

به گمان نگارنده، آمارهای مستند زیر می‌تواند تهدیدات بالقوه‌ای را که افزایش شتاب‌آمیز نرخ ارز عامل اصلی به‌وجود آورنده آنهاست آشکار کند.

البته، چنانکه گفته شد، ما هنوز تا آن مرحله فاصله زیادی داریم و احتمال رسیدن به چنان وضعیت هولناکی ضعیف است. افزون‌ بر این، دولت‌ها و بانک‌های مرکزی امروزه از امکانات و مکانیسم‌هایی برخوردارند، که در صورت داشتن ارادة جدی، می‌توانند نوسانات شدید نرخ ارز را، لااقل تا حدود زیادی، کنترل و مدیریت کنند. مهذا عقل و منطق و احتیاط اقتضا می‌کند که خطرات و تهدیدات را ـ هرچند که احتمال آنها زیاد نباشد ـ نادیده و یا دست‌کم نگیریم و تا دیر نشده است از پیش‌بینی‌ها و چاره‌جویی‌های لازم غفلت نکنیم و اما آمارهای مورد اشاره به شرح زیراند.

شایان توجه است که این افزایش نجومی قیمت دلار نسبت به مارک فقط در ظرف کمتر از ۴ سال پدید آمده است.

چنانکه ملاحظه می‌شود، طی کمتر از ۴ سال، ارزش مارک طلا نسبت به مارک کاغذی (اسکناس) بیش از ۵۰۰ میلیارد برابر! افزایش یافته است.

در ادامه بحث، به نکاتی چند در زمینه عوامل به وجود آورندة افزایش نرخ ارز در کشور و راه‌های مقابله با آن اشاره می‌شود:

۱ـ در اوضاع اقتصادی امروز ایران، افزایش فاحش نرخ ارز، پیش و بیش از آنکه مسأله‌ای اقتصادی باشد مساله‌ای سیاسی است که علت اساسی آن را باید در حالت بی‌ثباتی و روحیه عدم اطمینان و اعتمادی جست و جو کرد که مردم و کارگزاران اقتصادی، با توجه به متشنج بودن فضای داخلی کشور و نیز به دلیل کارشکنی‌های آمریکا در فرجام و احتمال برقراری دوباره تحریم‌ها و کمبود‌ ارز ناشی از آن احساس می‌کنند.

۲ـ ترقی شدید نرخ ارز در ماه‌های اخیر عمدتاً جنبه روانی دارد و معلول افزایش کاذب تقاضا به علت بروز و وضعیتی است که اقتصاددانان از آن، به عنوان «انتظارات تورمی»

(Inflation Expactations) تعبیر می‌کنند و مراد از ‌آن، پیش‌بینی ادامه افزایش نرخ مزبور و تشدید آن در آینده است. در واقع، مردم نه به علت نیاز واقعی به ارز، بلکه صرفاً به انگیزه جلوگیری از کم ارزش شدن سرمایه‌های مالی خود و یا به جهت سودجویی از افزایش آتی قیمت، به بازار ارز هجوم می‌آورند.

۳ـ باتوجه به توضیحات مذکور، مقابله واقعی و موثر با افزایش نرخ ارز تنها در صورتی امکان‌پذیر است که به جای مبارزه با معلول، با علت(یا علل) مقابله شود. از این رو، توسل به اقداماتی شتابزده نظیر اعلام نرخ رسمی برای ارز، بدون اینکه برای متقاضیان امکان دسترسی به آن فراهم شود، و قاچاق تلقی کردن آن، نه تنها مفید فایده‌ای نیست که به منزله پاک کردن صورت مساله است و غالباً مزید بر علت می‌شود کما (اینکه در روزهای اخیر شاهد) آن بودیم که اقدام مزبور، نه تنها موجب کاهش نرخ ارز نشد که به افزایش هر چه بیشتر آن منجر گردید.

در پایان، توصیه‌هایی چند را که به فکر نگارنده، با بضاعت مُزجاتش، می‌رسد، پایان بخشِ این یادداشت قرار می‌دهیم (امید است گوش شنوائی موجود باشد):

۱ـ اجتناب از هرگونه تشنج‌آفرینی در فضای داخلی کشور و احتراز از جوعِنادورزی، تهمت‌زنی و مچ‌گیری جناح‌ها از یکدیگر.

۲ـ احتراز از اشاعة روحیة بدبینی و تزریق حالت نومیدی و سرخوردگی در مردم.

۳ـ اجتناب از شعارزدگی و افراط‌گرایی در سیاست خارجی

۴ـ خودداری از کارشکنی در کار دولت با همه انتقادات و ایرادات اساسی که بر آن وارد است.

۵ـ ایجاد محیط توأم با آرامش، مسالمت، مدارا و وفاق ملی در کشور که صرف نظر از موضوع مبارزه با افزایش نرخ ارز، حتی برای مقابله موثر با مطامع و بدخواهی‌های ترامپ و رژیم صهیونیستی نیز شرط اولیه و لازم است.

یادداشت‌ها:

۱ـ مصراع اول بیتی از سعدی که مصراع دوم آن بدین شرح است:

چه پُر شد نشاید گذشتن به پیل.

۲ـ تألیف کتاب «تورم، علل، آثار و راه‌های مقابله با آن «چاپ سوم، انتشارات اقبال و نیز مقاله کالبدشکافی و تورم لجام گسیخته در جهان. نامه اطاق بازرگانی،‌شهریور و مهر ۱۳۹۳

۳ـ مأخذ: اقتصاد نوین، پروفسور بودوئن، جلد دوم، انتشارات اقبال، صفحات۲۱۷ـ۲۱۶

۴ـ مأخذ:

Statssystem umd weltpolitik: KHmenze1970

Email this page

نسخه مناسب چاپ