یادداشت/درحاشیه نمایشگاه تهران (۲)
نمایشگاه، دانشگاه و مصلا
سید مسعود رضوی
در جریان تب و تابی که مسائل سیاسی روز به راه انداخته، نوشتن درباره موضوعات دیگر دشوار است ولی اگر به دقت اوضاع و احوال را رصد کنیم می‌بینیم که ارتباطی نهان در میان تمام مسائل وجود دارد. پروژه‌های ما غالباً نیمه تمام است و به مانند اهداف انقلاب اسلامی که همواره در خطابتِ خطیبان و کتابتِ علما و بزرگانمان در راه رسیدن هستیم، باید زیربنا و مقدمات لازم را فراهم کنیم تا به مقصود و مقصد برسیم. چینی‌ها ضرب‌المثل یا زبانزدی دارند که می‌گویند: «هر سفر و راهی با قدم اول آغاز می‌شود» بر این اساس ما قدم‌های اول زیادی برداشته‌ایم. اما آیا دلیل اجتماعی یا فرهنگی یا فلسفی خاصی وجود دارد که در ادامه دچار اعوجاج و مشکل می‌شویم؟

جریان نمایشگاه به لحاظ زمان برگزاری و مکان آن از جمله دلالت‌هایی است که ما را به اندیشه وامی دارد. می‌دانیم که در سال‌های اخیر در زمینی بسیار وسیع و چند هزار هکتار مرغوب در نزدیکی مرقد بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، محلی برای برگزاری نمایشگاه‌های مختلف، به ویژه نمایشگاه بین‌المللی سالانه کتابِ تهران(ایران) ساخته شد و اسم آن را هم شهر آفتاب گذاشتند.

در این محل یا شهرک نمایشگاهی، برای حل معضلی که هم مشکل ترافیک و تردد ایجاد می‌کرد و هم مناسب استقرار ناشران و غرفه‌های کتاب باشد و هم بازدید و خرید و فروش و حمل و نقل در آن به سهولت انجام شود، معماران و مهندسان متعددی فعالیت کردند و بودجه‌های عظیمی مصروف گردید. از پایانه‌های بانکی تا سرویس‌های مختلف برای آسایش و بهداشت و تردد مردم و…

این هزینه‌ها برای چه انجام و پرداخت شد و اگر دوردست و نامناسب است چرا در جای دیگری که دسترسی سهل‌تر باشد مکان‌یابی نشد؟ اگر شهر آفتاب مناسب است چرا دوباره نمایشگاه را در مصلای تهران مستقر کرده‌اند؟ چه دلایل و روابط و توجیهی برای این کار هست؟ آیا ناشران و اتحادیه در این تصمیم‌گیری مشارکت ورزیده‌اند؟ در قیاس با مصلا نمایشگاه بین‌المللی سابق در شمال بزرگراه چمران و تقاطع سئول چرا مورد استفاده قرار نمی‌گیرد؟ فضای سبز و محوطه‌های آنجا بسیار مطلوب و مناسب‌تر است از مصلا که معبد و مکانی دینی است و امیدواریم روزی شاهد برگزاری نماز جمعه‌ها و دیگر عبادات در این محل باشیم. البته با تحقق پایان ساخت و تکمیل آن که سال‌هاست محل پرسش و بلکه یک آرزوی ملی برای هموطنان ماست.

مصلا می‌تواند محل درخشش هنر قدسی و زیبایی‌های معماری ایرانی باشد. جایی که معماران بزرگ از هزار و چهارصد سال قبل تاکنون بناها و مساجد عالی و کاشی‌کاری‌های خیره‌کننده و سقف‌های گنبدی اعجاب‌انگیز ساخته‌اند. گنبد سلطانیه، مسجد جامع کاشان، مسجد امام اصفهان، مسجد شیخ لطف‌الله و… و امید بیهوده‌ای نیست اگر از مسئولین و متولیان این بنا در قلب پایتخت تقاضا کنیم این بنا را هم بالاخره به دارایی و تاریخ معماری ایران منضم کنند.

این مسئله را نباید دست کم گرفت. باید اجازه دهیم جامعه مدنی بر اساس تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری جمعی از سوی صنف و سندیکاهای مختلف دست به کار شوند و از متولی‌گری دولتی که هم پرهزینه است و هم سردرگم و با تغییر مدیران از مرکز نمایشگاه‌های بین‌المللی در شمال تهران به جنوبی‌ترین نقطه هجرت می‌کند و اندکی بعد باز هم به تجربه مصلا باز می‌گردد و تا سال بعد همان ایده‌ها بر اساس یک تصمیم تازه و تنها متکی به نظر چند تن از مدیران دولتی محقَّق می‌شود!

وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی جناب دکتر صالحی یکی از چهره‌های اهل فکر و تحقیق در دانشگاه و حوزه بوده و هست. مطمئنم که انتقاد را پاس خواهد داشت و از تجلیل و تقرب‌جویی و تظاهر تبری دارد. امیدوارم در دوران وزارتشان این اعوجاج و تزلزل‌ها کاهش یابد. از جمله این که روزی واقعاً نمایشگاه در «مکان نمایشگاه»، نمازجماعات و جمعه و عبادات و همایش‌های مذهبی و دینی در «مصلّا»، و سرانجام کلاس و درس و پژوهش و علم در «دانشگاه» مستقر شود، و چهره تازه‌ای از جامعه اسلامی و مدینه‌ای که قرار است برپا شود در ایران عزیز دیده شود. این امر به عزم و اندیشه نیاز دارد که الحمدلله در میان مدیران و مسئولان ما کم نیست.‏

Email this page

نسخه مناسب چاپ