آمریکا و ۲ دهه جنگ های بی مجوز
جنایت و مکافات ترامپ در سوریه
بخش دوم و پایانی
 

«جنایتکار» توصیفی بود که رهبر انقلاب از اقدام رهبران واشنگتن، لندن و فرانسه برای حمله به سوریه ارائه داده و آن را ناشی از اهداف استعماری و دیکتاتوریِ بین‌المللی آنها دانستند؛ جنایتی که برای عاملان آن بدون مکافات نخواهد بود.به گزارش ایرنا، عملیات نظامی آمریکا و دو متحد اروپایی واشنگتن برای حمله به سوریه واکنش‌های بسیاری را به همراه داشت که از جمله قاطعانه ترین آن بیانات رهبر انقلاب بود. حضرت آیت الله خامنه‌ای در دیدار با جمعی از مسئولان کشور و سفرای برخی کشورهای اسلامی به مناسبت عید مبعث، اقدام تجاوزکارانه رئیس‌ جمهوری آمریکا و فرانسه و نخست‌ وزیر انگلیس را جنایتی خواندند که برای این کشورها سودی نخواهد داشت همچنان که در عراق و افغانستان نیز دستاوردی را برای غربی‌ها به بار نیاورد. رهبری ریشه یورش به خاک سوریه را اهداف استعماری و دیکتاتوری بین المللی عاملان آن دانسته و با اشاره به ناکامی گروه‌های تروریستی تحت حمایت آمریکا، سعودی و غربی‌ها تصریح داشتند «آمریکایی‌ها با پول سعودی و امثال آن، این موجودات خبیث را در عراق و سوریه به‌ وجود آوردند و هر جا که لازم بود از تروریست‌ها حمایت کردند. »در همین راستا، دکتر «حسن روحانی» رییس جمهوری شکست تروریست‌های تحت الحمایه متجاوزان در مناطقی چون غوطه شرقی را دلیل عصبانیت و تجاوزگری آنان اعلام داشت و اظهار کرد: تجاوزهای آمریکا در منطقه نتیجه ای جز نابودی و ویرانی به دنبال نخواهد داشت و آنها می‌خواهند با این تجاوز‌ها حضورشان در منطقه را توجیه کنند. اقدام اخیر آمریکا، فرانسه و انگلیس از سوی دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی نیز بی پاسخ نماند. وزارت امور خارجه در بیانیه ای این تجاوز را نقض آشکار قوانین و موازین بین المللی و نادیده گرفتن حق حاکمیت ملی و تمامیت ارضی سوریه دانست. بنابر این بیانیه، اقدام نظامی اخیر بدون وجود هیچ گونه سند و مدرک اثبات شده ای و پیش از اعلام نظر نهایی سازمان منع و گسترش سلاح‌های شیمیایی صورت گرفته است. از این رو آمریکا و متحدانش که خود را در جایگاه قاضی و پلیس جهانی فرض کرده اند، مسئول تبعات و عواقب منطقه ای و فرامنطقه ای این ماجراجویی هستند و باید پاسخگوی پیامدهای آن باشند.

«محمدجواد ظریف» وزیر امور خارجه نیز پس از حمله با همتای سوری خود گفت وگو کرد. وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی اقدام نظامی و یکجانبه علیه سوریه با هدف ادعایی کاربرد سلاح شیمیایی پیش از آغاز به کار و گزارش بازرسان سازمان منع سلاح‌های شیمیایی را نشانه بارزی از بهانه تراشی آمریکا و اخلال در روند صلح و کمک به تروریست‌ها توصیف و آن را محکوم کرد. یکی از مهمترین محورهایی که در تحلیل و نگاه مقامات جمهوری اسلامی ایران به رخدادهای اخیر برجستگی خاصی می یابد ارتباط حملات غربی‌ها با تحولات اراضی اشغالی است چنانکه حضرت آیت الله خامنه ای در بیانات خویش به موازات شکست‌های تروریست‌ها و حامیان آنان، عجز و ناتوانی رژیم صهیونیستی در برابر ایستادگی مردم فلسطین را از نمودهای اصلی شکست دشمنان اسلام و امت اسلامی خواندند. بیانیه وزارت امور خارجه نیز در تشریح شرایط تهاجم به سوریه، جلوگیری آمریکا از محکومیت رژیم اشغالگر قدس برای به خاک و خون کشیدن مردم غزه را یادآور شده است. به این ترتیب، حمایت و خرسندی رهبران تل آویو از یورش به سوریه و عبور آمریکا، فرانسه و انگلیس از خطوط قرمز را می توان نشانه ای از اهمیت فراوان این اقدام برای صهیونیست‌ها برشمرد. با توجه به روند منتهی به یورش اخیر، بسیاری از نگاه‌ها به تحولات آتی در سوریه و واکنش متحدان دمشق به ویژه روسیه دوخته شده است. به گفته سفیر این کشور در واشنگتن، آنچه انجام شد توهینی به رییس جمهوری روسیه تلقی شده و بی پاسخ نخواهد ماند. رییس جمهوری روسیه در بیانیه ای، خواستار برگزاری نشست شورای امنیت شد تا در گام نخست، پاسخی دیپلماتیک را روانه واشنگتن، لندن و پاریس سازد. از سوی دیگر، برخی تحلیلگران تسریع و تشدید فرایند پاکسازی گروه‌های تروریستی در سوریه و نافرجامی هدف اصلی حامیان این گروه‌ها و عاملان حملات امروز را در زمره یکی از پیامدهای عملی تجاوز غربی‌ها قلمداد می کنند.

انگیزه‌های پنهان یک تهاجم

تجاوز نظامی موشکی آمریکا با همدستی فرانسه و انگلستان به سوریه یک تجاوز آشکار علیه یک دولت مشروع و در حقیقت بیانگر واکنش آمریکا به چند موضوع است. نخست، واکنش به پیروزی‌های ارتش و دولت سوریه و جبهه مقاومت در جنگ‌های میدانی بویژه‌ در غوطه شرقی که یک پیروزی راهبردی و نقطه عطفی در تحولات سیاسی و میدانی این کشور است.

حسن کاظمی قمی در ایرنا نوشت:در واقع آزادی غوطه شرقی از دست جریان‌های تروریستی تحت حمایت آمریکا و رژیم صهیونیستی دستاوردی بزرگ در راستای دفع تهدیدهای دمشق، پایتخت سوریه بود.آمریکایی‌ها پس از آنکه نتوانستند مرزهای مشترک را در منطقه ابوکمال بگیرند طرح جدیدی را با عنوان الحاق تنف در قلمون به غوطه شرقی در دستور کار خود قرار دادند تا با این کار یک خط پدافندی برای اسرائیل ایجاد کنند اما بازپس‌گیری غوطه شرقی از دست تروریست‌ها توسط ارتش سوریه، این طرح را هم ناکام گذاشت و امریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها را خشمگین کرد. دوم، واکنش به ناکامی طرح امریکا در نگه داشتن تروریست‌ها در غوطه شرقی که برای عربستان هم شکست بزرگی بود. بعد از ۷ سال که آل سعود از تروریست‌ها حمایت کرد، غوطه شرقی، آخرین مقر جیش‌الاسلام و گروه‌های مشابه نیز از دست تروریست‌ها خارج شد و تحت کنترل دولت دمشق درآمد.سوم، استیصال آمریکا و افول قدرت و بازیگری این کشور در منطقه است که مختص تنها سوریه نیست و شامل عراق، لبنان و ایران نیز می‌شود. آمریکایی‌ها برای نشان دادن بغض و کینه خود به خاطر کمرنگ شدن نقش‌شان در منطقه دست به تجاوز نظامی موشکی در سوریه زدند. فارغ از این سه مورد، تجاوز نظامی آمریکا به سوریه نشان داد آمریکایی‌ها به هیچ موازنه، قواعد، نُرم و هنجار بین‌المللی پایبند نیستند و هر جا که تشخیص دهند، باید اقدام کنند، همه قوانین بین‌المللی را زیر پا می‌گذارند. در مورد سوریه، امریکا با ایجاد بهانه استفاده دمشق از سلاح شیمیایی در دوما کوشید به اقدام نظامی غیرقانونی خود، مشروعیت بخشد در حالی که وقوع حمله شیمیایی در دوما اصلاً امکان پذیر نیست و در مساحت کوچک ۱٫۵ در ۲ کیلومتری ادعایی آمریکایی‌ها نمی‌شود حمله شیمیایی انجام داد. علاوه بر این، در سال ۲۰۱۳ سوریه سلاح‌های شیمیایی خود را تحویل داده است.نکته حائز اهمیت دیگر در تجاوز نظامی امریکا، انگلیس و فرانسه به سوریه، ناکارآمدی جامعه بین‌الملل از جمله شورای امنیت سازمان ملل است که مسئولیت کمک به صلح و امنیت جهانی را دارد اما اتفاقات سوریه نشان داد که این شورا بازیچه دست قدرت‌های بزرگ است. بنا بر عقیده کارشناسان نظامی و سیاسی، مسأله‌ای را که نباید فراموش کرد این است که اقدام نظامی آمریکا علیه سوریه از سر قدرت نیست بلکه از روی اجبار است زیرا این کشور از سر استیصال مجبور شد عملیات‌هایی از دور دست انجام دهد و از فاصله دور اقدام به شلیک بکند و حتی وارد خاک سوریه هم نشود.نکته دیگر اینکه برخلاف همه تلاش‌های آمریکا برای همراه کردن جامعه جهانی با اقدام نظامی‌اش علیه سوریه، هیچ کشوری در شورای امنیت حاضر نشد عضو این ائتلاف امریکایی شود، بجز انگلیس که سابقه اقدام‌های خبیثانه‌اش در منطقه دیده شد و فرانسه. خود این اتفاق یک شکست برای آمریکا به حساب می‌آید. فرانسه نیز در این صحنه دچار خسارت‌های قابل توجهی خواهد شد زیرا پیروی پاریس از واشنگتن در حمله به سوریه کشورهای منطقه را بدبین خواهد کرد. بویژه اینکه امروز سوریه یک خط پدافندی قدرتمند در مقابل تروریسم است و اگر تروریسم در سوریه محدود نمی‌شد می‌توانست حتی امنیت اروپا را تحت شعاع قرار دهد.بنا براین می‌توان اینگونه جمع‌بندی کرد که پیشروی‌های جبهه مقاومت که فقط مختص سوریه نیست، بزرگترین انگیزه برای تجاوز نظامی آمریکا به سوریه است اما این نوع حملات نتیجه اثرگذاری نخواهد داشت الا اینکه با واکنش جدی مقاومت و واکنش روس‌ها مواجه خواهد شد. در حال حاضر در روابط آمریکا و روسیه تنش‌ها روز به روز در حال افزایش است مصلحت روسیه نیز ایجاب می‌کند همچنان با سرمایه‌گذاری جدی، از دولت سوریه و جبهه مقاومت حمایت کند. جمهوری اسلامی ایران در راستای منافع و مصالح امنیت ملی خود و منطقه به حمایت خود از جبهه مقاومت ادامه خواهد داد.

اکنون زمان برون رفت از سوریه است

اندیشکده «نشنال اینترست» در گزارشی با بررسی خروج آمریکا از سوریه، تاکید می کند مشکلات سوریه توسط آمریکا قابل حل نیستند و به نظر می رسد واشنگتن باید آینده سوریه را به دیگر بازیگران واگذار کند.«داج باندو» تحلیلگر نشنال اینترست در یادداشتی برای این اندیشکده، با بررسی امکانپذیری خروج نیروهای نظامی آمریکایی از سوریه، تاکید می کند که واشنگتن باید هزینه اقدامات نظامی خود را از متحدان منطقه ای بگیرد. این تحلیلگر می افزاید: «دونالد ترامپ» رییس جمهوری آمریکا پیشنهاد داد که عربستان سعودی «مجبور به پرداخت» هزینه ماندن آمریکا در سوریه است اما نکته این است که واشنگتن نباید نیروهای نظامی خود را به عنوان گماشتگان خاندان سعودی اجاره دهد. هیچ پول نقدی نمی‌تواند، ارزش جان «جاناتان دونبار»، نظامی آمریکایی را داشته باشد که حدود سه هفته پیش در سوریه جان باخت. زمانی که آمریکا، همه اقدامات را خود به تنهایی انجام دهد، متحدان آمریکا، زیر بار هیچ اقدامی نخواهند رفت. سالهاست که ترکیبی از تهدید و گدایی تحقیرآمیز، تاثیر اندکی بر متحدان آمریکا از آسیا تا اروپا و تا خاورمیانه داشته است. تنها راه وادار ساختن آنها به پذیرش نقش بیشتر، این است که آمریکا نقش خود را کاهش دهد،اما واشنگتن پُر است از سیاستمدارانی که می خواهند آمریکا نقش بیشتری در حوزه‌های ژئوپلتیکی بر عهده گیرد و در انتظارات بالای آنها، نیروی دو هزار نفره نظامی آمریکا باید نه تنها سوریه بلکه تمامی منطقه را تغییر دهد. اکنون باید دید که این انتظارات معجزه گونه از کجا ریشه می گیرد؟ دولت ترامپ و دستگاه سیاست خارجی آمریکا در عراق، لیبی، افغانستان، یمن و سوریه به طرز حیرت آوری ناکام بوده اند. اگر کمی تاریخ را مرور کنید خواهید دید که چگونه مداخله «رونالد ریگان» رییس جمهوری پیشین آمریکا در جنگ داخلی لبنان تا چه حدی فاجعه بار بود. اینکه فکر کنیم سوریه، متفاوت خواهد بود، چیزی بیش از یک خیال پردازی بر تجربه نیست.

از این گذشته، خاورمیانه دیگر برای آمریکا چندان اهمیتی ندارد. برخلاف دوران جنگ سرد، هیچ نیروی هژمونیکی خط تدارک نفت غرب را تهدید نمی‌کند. بازارهای انرژی به شکل فزاینده ای گسترش یافته‌اند؛ آمریکا به زودی به بزرگترین تولیدکننده نفت جهان تبدیل خواهد شد. واشنگتن نیازی ندارد که جان نیروهای نظامی خود را به خطر انداخته و سرمایه مالی را هدر دهد تا نقش پلیس این منطقه همیشه آشفته و بی ثبات را بر دوش کشد. دیگر هیچ ضرورتی ندارد که واشنگتن از آنچه غیرقابل دفاع است، دفاع کند. طبیعی است که متحدان آمریکا تلاش می کنند که واشنگتن در منطقه بماند. برای نمونه ولیعهد سعودی اعلام می کند که به نظر ما نیروهای آمریکایی باید دست کم در میان مدت- اگر نه بلندمدت- در منطقه بمانند. این در حالی است که، سعودی‌ها، سومین بودجه نظامی بزرگ جهان را دارند و تجهیزات نظامی آن، تنها به این کار آید که جنگ علیه داعش را رها کرده و وحشیانه به یمن حمله کنند. واشنگتن باید از حمایت کشورهایی که قادر به دفاع از خود هستند، دست بر دارد. در این چارچوب، این پرسش اساسی مطرح می شود که، آیا در سوریه، آمریکا هیچ منافع جدی دارد؟ امروز «عموسام» بر سر بکارگیری سلاح شیمیایی در سوریه، ابراز خشم می کند اما دستان خودش هم آلوده است: دولت ریگان به رژیم صدام حسین کمک کرد تا به تسلیحات شیمیایی دست یافته و آن را علیه ایران به کار گیرد. گزارش ادامه می دهد: برخلاف گروه تروریستی داعش، تهدید تروریستی بزرگ برای آمریکا، جنگ ابلهانه سعودی در یمن است که به رشد گروه القاعده در شبه جزیره عربستان- یعنی موثرترین بازوی عملیات بن لادن- یاری رسانده است. دیدگاهی که ادامه حضور آمریکا در سوریه را ترغیب می کند، این واقعیت را نادیده می گیرد که سوریه کشوری دارای حق حاکمیت ملی است. تنها یک نیروی نظامی می تواند دولت دمشق و متحدان آن را از عملیات در قلمروی این کشور باز دارد و اگر ارتش آمریکا بخواهد چنین کاری را انجام دهد، به یک متجاوز و مهاجم اعلام نشده تبدیل می شود. حتی اگر چنین تلاشی موفق هم شود، تنها بطور موقت اسد را ضعیف می کند و تاثیر آن تنها تا زمانی است که آمریکا در آنجا حضور دارد. کدام منافع هست که اشغال نظامی دایمی یک کشور دیگر را بدون مجوز کنگره و با شکستن قوانین بین المللی توجیه کند؟خاورمیانه و به ویژه متحدان آمریکا دارای حاکمانی اقتداگرا هستند. با این حساب، آمریکا باید حوزه‌های نفتی عربستان را اشغال کند- کاری که در سوریه کرده است- و سعودی‌ها را وادار کند تا از تامین مالی گروه‌های تروریستی، حمایت ازجنگ در سراسر خاورمیانه و سرکوب مردم خودشان دست بردارند. در واقع، اینکه چه کسی در سوریه حکومت کند، چندان اهمیتی برای آمریکا ندارد. در طول جنگ سرد، سوریه متحد اتحاد جماهیر شوروی بود اما از دید واشنگتن هیچ تهدیدی متوجه آمریکا نبود. واشنگتن با مداخله در جنگ داخلی سوریه، نه تنها این بحران را خاموش نکرده بلکه این جنگ را شعله ور و به آشوب دامن زده است. برخی ناظران سیاسی در واشنگتن، به دنبال یک ایران ضعیف و بدون نفوذ منطقه ای هستند. آنها بر این باورند که آمریکا باید سوریه را تکه تکه کند تا نفوذ تهران را دست کم در ناحیه تحت اشغال واشنگتن از میان ببرد. با این وجود، آمریکا توسط ایران تهدید نمی شود. تهران از دولت دمشق پشتیبانی می کند اما باید درک کرد که این حمایت‌ها را از پیش از جنگ داخلی نیز انجام می داده است. اتفاقا تلاش آمریکا برای تکه تکه کردن سوریه، تنها موجب می شود که اسد بیش از پیش بر دوستان خود از جمله ایران متکی شود.

Email this page

نسخه مناسب چاپ