یادداشت سردبیر
ضرورت و الزامات انسجام ملی
علیرضا خانی
پس از خروج آمریکا از برجام و جدی‌تر شدن احتمال فروپاشی کامل این توافقنامه و نهایتاً بازگشت به شرایط تحریم‌ها، مسئولان مختلف و علما و خطبا، سخن از ضرورت افزایش انسجام اجتماعی در کشور راندند؛ همان‌طور که به درستی، پیش از این نیز در بزنگاه‌های مختلف، این ضرورت احساس شده بود.

انسجام یا همبستگی اجتماعی (social integration) یک مفهوم جامعه شناختی است. اگر بخواهیم انسجام اجتماعی را با مفهوم مخالف خود تعریف ‌کنیم، این پرسش را به طور ساده طرح می‌کنیم که چه‌چیز و چگونه باعث می‌شود که با وجود همه تنوع و تکثر فرهنگی و تعارض‌های ناشی از آن، تفاوت بینش‌ها، نگرش‌ها، خرده فرهنگ‌ها، رسوم، سنن، گویش، زبان و مذهب، نظم اجتماعی و انسجام جامعه حفظ شود؟ در واقع اگر انسجام اجتماعی نباشد، یک جامعه با وجود همه تعارض‌های فوق‌الذکر هر لحظه فرو می‌پاشد. بنابراین، انسجام اجتماعی را موقعیتی تعریف کرده‌اند که در آن همه افراد جامعه با تعهدات مشترک اجتماعی و فرهنگی با یکدیگر پیوند می‌خورند. این تعهدات مشترک اجتماعی در وهله نخست، حفظ مفهوم «ملت»، «منافع ملی» و «قلمرو ملی» است. انسجام اجتماعی، در واقع برپایه تمرکز و تغلیظ اشتراکات فرهنگی و ملی فراتر از زبان‌های محلی و رسوم قومی و حتی نژاد و مذهب و… به ‌وجود می‌آید.

به تعبیری دیگر، انسجام اجتماعی وقتی تحقق می‌یابد که اشتراکات ملی، بر همه اشتراکات محلی تفوق یابد،‌در عین حال که فرد فرد مردم، در مفهوم یک «ملت» به همه اشتراکات محلی بخش بخش سرزمین، عمیقاً و با درک و درایت احترام بگذارند. این ضرورت،‌آنگاه جدی‌تر و حساس‌تر می‌شود که مرزهای سیاسی، دقیقاً بر مرزهای قومی، زبانی، فرهنگی و مذهبی منطبق نباشد. به بیان دیگر، وقتی بیرون زدگی‌ها و فرورفتگی‌های فرهنگی و اجتماعی شامل قومیت، زبان، مذهب، رسوم و سنن در مرزهای رسمی و سیاسی، نمود داشته باشد، نیاز به عوامل انسجام بخش و همبستگی آفرین ملی، بیشتر محسوس و ضروری است.

اما زمینه‌ها و بسترهای زایش عوامل انسجام اجتماعی کجایند؟ انسجام اجتماعی در وهله نخست، درون نهاد خانواده حاصل می‌شود. این پدیده، درست مثل «جامعه‌پذیری» و «اجتماعی شدن» ـ که در مرحله نخست، کارکرد خانواده است ـ درون خانواده تولید می‌شود. کودک، درون خانواده باید احساس همبستگی با همه هم‌میهنان خود را بیاموزد و درونی کند. خانواده‌ای که خود، این احساس انسجام را نداشته باشد، هرگز نمی‌تواند پلی برای انتقال آن به فرزند باشد. بنابراین، در گام نخست، خانواده‌ها باید در این باب آگاهی و احساس مسئولیت داشته باشند و این آگاهی و احساس مسئولیت خود به خود به وجود نمی‌آید بلکه نیازمند احساس مسئولیت حکومت‌ها در آموزش آن است.

گام دوم برای ایجاد انسجام،‌ مجموعه نظام آموزشی از کودکستان تا دانشگاه است. نظام آموزشی باید، برنامه‌ای ساختارمند برای پررنگ کردن و برکشیدن «هویت ملی» در درون خود داشته باشد.

از عوامل اصلی انسجام اجتماعی، احساس تعلق است. احساس تعلق با شناخت و درونی شدن عناصر فرهنگی و تاریخی بوجود می‌آید. روند رشد و بالندگی ملی، احساس تعلق را در افراد جامعه بیشتر می‌کند. در کشوری که روبه پیشرفت و تعالی است، عناصر و اجزای جامعه، بیشتر احساس تعلق دارند و کشوری که به سوی عقب حرکت کند، احساس تعلق شهروندانش را به هویت ملی کمتر می‌کند و نهایتاً انسجام اجتماعی در آن تنزل می‌یابد و سست می‌شود.

اما مهمترین عواملی که موجب سست‌شدن انسجام اجتماعی می‌شود، یاس، ناامیدی از آینده، بی‌اعتمادی، احساس بی‌عدالتی، تبعیض و نابرابری است. کسی که در جامعه احساس تبعیض کند، خود را عنصری درجه دوم فرض خواهد کرد و در آن صورت، پیوندهایش با جامعه سست می‌شود. یاس و ناامیدی، بی‌اعتمادی و احساس نابرابری، به طریق اولی باعث سست شدن پیوند فرد و جامعه می‌شود. بنابراین تأکید دلسوزان و فرهیختگان جامعه بر ضرورت زدودن تبعیض، رابطه محوری، خویشاوند سالاری، رانت جویی و رانت خواری، آقازادگی و … از چهره جامعه، بر اساس احساس مسئولیت و نگرانی از سست شدن انسجام اجتماعی است. همان طور که ضعف عنصر «اعتماد» به عنوان اصلی ترین سرمایه اجتماعی، موجب فروریختن انسجام می‌شود. برخی مسئولان کشور از جمله آقای اسحاق جهانگیری، بارها به صراحت درباره خطر فروریختن اعتماد اجتماعی هشدار داده‌اند.

و اما در کنار «خانواده» و «نظام آموزشی» یکی دیگر از عوامل مؤثر و قوام‌بخش انسجام اجتماعی، رسانه‌ها هستند. رسانه‌ها، به عنوان قوی‌ترین ابزار اطلاعاتی و ارتباطاتی، بویژه در شرایط نوین و با استفاده از فناوری‌های پیشرفته، امکان انتقال عناصر، جاذبه‌ها، حساسیت‌های ملی و هویتی را فراهم می‌آورند که این امر به نوبه خود بر احساس تعلق به اجتماع و نهایتاً انسجام اجتماعی اثر می‌گذارد. به عقیده متفکران اجتماعی، یکی از وظایف اساسی رسانه‌ها، تأمین مشارکت بیشتر مردم در امور اقتصادی و ملی، افزایش دانش، مهارت و توان منسجم کردن عناصر اجتماع بر سر هویت ملی است. این امر، در رسانه‌های جدید که به نام شبکه‌های اجتماعی شهرت یافته‌اند، با سرعتی شتابان و تصاعدی رخ می‌دهد. در واقع، در شبکه‌های اجتماعی، برخلاف رسانه‌های کلاسیک سنتی، همه افراد جامعه عضو مؤثر و مؤلف رسانه محسوب می‌شوند. انتقال سریع داده،‌ تصویر، فیلم و صدا، می‌تواند در کوتاه زمانی یک ملت را از یک فرصت آگاه یا از یک خطر، برحذر کند. هرچند همین شبکه‌های اجتماعی، بالقوه می‌تواند عناصر مزاحم یا مضر با هویت ملی و انسجام اجتماعی را انتقال دهد، اما تجربه نشان داده است که این عناصر مزاحم، نه تنها اثری بر انسجام ملی نمی‌‌گذارد، بلکه برعکس روح جمعی و وجدان عاطفی جامعه را برای ابقاء، ابرام و تثبیت هویت ملی و انسجام اجتماعی، مصمم‌تر و متحدتر می‌کند.

Email this page

نسخه مناسب چاپ