یادداشت
اعتماد متقابل
سیدمسعود رضوی
ماجرای برجام همچنان در صدر اخبار و موضوعاتی است که افکار عمومی در ایران و تحلیل‌های سیاسی در خبرگزاری‌های مهم را به خود متوجه کرده و اظهارنظر و نقدها را معطوف به خود ساخته است. آمریکایی‌ها با خدعه از خروج سخن گفته‌اند، ولی حقیقت آن است که مقاوله نامه را نقض کردند و این چیزی نیست که از چشم تیزبینان پنهان بماند. اما این مسئله آیا اهمیتی دارد؟ پاسخ مثبت است. زیرا اطمینان و اعتماد در چارچوب روابط و مناسبات و معاهدات دو یا چندجانبه در نظام بین‌الملل دچار خدشه خواهد شد.

نگرانیهای بیشتر منتقدان و مخالفان از رفتار یکجانبه و زورمدارانه دونالد ترامپ به همین امر باز می‌گردد. هم‌اکنون صدها قطعنامه و قرار و مدار بین‌المللی در حال اجراست و اگر این گونه بر اساس منافع و درخواست یک طرف، درخواست و تمایلی تحمیل شود، همه به دنبال تصمیم‌ها و تضمین‌های دیگری می‌روند و اعتمادها سلب خواهد شد.

اروپایی‌ها بیش از تمام نیروهای طرفدار یا مخالف ایران در مقابل خروج آمریکا از برجام واکنش نشان دادند. انگیزه و اهدافشان البته به منافع این مجموعه باز می‌گردد. اما سعی کردند همچنان و همعنان، امتیازهایی از آمریکا و ایران نیز بستانند. هم به ایران و کنش منطقه‌ای انتقاد می‌کردند و هم از آمریکا، که نباید یکجانبه در یک معاهده بین‌المللی اِعمال نظر کند و در آن تغییر ایجاد نماید.

نهایتاً آمریکا با رفتاری خارج از تمام قواعد متعارف و ضمانت‌های معمول، نظرات ترامپ و تندروان کاخ سفید را بر تمایل و درخواست عمومی ترجیح داد و با رفتاری هنجارشکنانه و اعلام خروج از برجام، درحقیقت نقض کامل آن از سوی آمریکا را اعلام کرد. آمریکا به موازات نقض و ضربه به معاهده، لطمه و زیان بزرگی هم به تشخّص و اعتبار ایالات متحده زد. به نظر می‌رسد نودولتان کاخ سفید از سرعت برخی تغییرات و تعدّد کنش‌های سیاسی به هیجان میدان داده‌اند، نظیر چرخش رفتار و مواضع کیم جونگ اون در کره شمالی، که آشکارا ترامپ و دوستانش را به وجد آورده و ظاهراً بخشی از دگرگونی در رفتار و وجد و سرعت در اظهار نظرات در خروج از برجام در این زمینه قابل درک و علت یابی است. هرچند مسایل متعدد دیگری هم بود که درباره هر یک جداگانه بحث و گفتگو شده است.

در اینجا با اشاره به همین مقدمات و رخدادها، باید بپذیریم که در وضع تازه و شرایط متفاوتی قرار گرفته‌ایم. متأسفانه انسجام و اتحاد شوم و ناخوشایندی میان نیروهای ضد ایران، هم در منطقه و هم فراتر از خاورمیانه شکل گرفته است. نه باید غفلت کنیم و نه می‌توانیم در برابر چنین تهدیدهایی سهل‌انگار باشیم. باید به رشد دوران بلوغ و قدرت رسیده باشیم و بدانیم که دوران شعارهای صرفاً تهییج‌کننده به سرآمده و همان‌طور که بالاترین مقام کشورمان گفت باید با درایت و اقتدار و هشیاری، تضمین‌های واقعی به دست آوریم.

منافع ملی و اقتصاد ایران در این مرحله از تاریخ، نیازمند مدیریت و معماری خردمندانه است. اتفاقاً فرصتی تاریخی به دست آمده تا بتوانیم آمریکایی‌ها را در مقابل عمل نابخردانه‌ای که مرتکب شدند تنبیه کنیم. اما نه با آتش زدن پرچمی که خشم یک ملت و جمعیت عظیم را برمی‌انگیزد و ای بسا اغلب مردم آنها خود زخم خورده و مخالف ترامپ باشند. این راه نیست، بیراهه‌ای در عواطف سطحی است. به جای آن باید دولت و دستگاه دیپلماسی را به صورت یکپارچه و قدرتمند حمایت کنیم تا بتوانند برای اخذ تضمین‌های واقعی و ایجاد یک بلوک قدرتمند در مقابل آمریکا موفق شوند.

امروز به دلیل خروج یکجانبه آمریکا از برجام، دست این دولت از پیشنهاد هر قطعنامه‌ای در شورای امنیت بر علیه کشورمان کوتاه‌تر از هر زمانی است. علاوه بر این قادریم از نگرانی‌های اروپا در رقابت با آمریکا، چین و توسعه گرایی روسیه در غرب این قاره، به خوبی بهره‌برداری کنیم. امروز اروپا متحد و جای پای قدرتمندی در خاورمیانه ندارد. ایران و امکانات و استعداد بی‌نظیر آن بهترین فرصت است و این نفع و بیع متقابل و زیربنای تضمین‌هایی است که قابلیت اقتصادی وسیعی داشته و می‌تواند اعتماد درازمدت را نیز به همراه آورد.

باری در عین حال لازم است توجه داشته باشیم که اقتصاد و تکنولوژی روسیه به صنایع ما سود زیادی نخواهد رساند. سنخیت و سوابق هم نداشته و این را تجربه بارها نشان داده است. تنها در چند عرصه غیر بنیادی و مواد خام و بازارهای مصرفی می‌توان وارد تجارت با روس‌ها شد. اما صنایع هوا فضا و خرید هواپیما و زیرساخت‌های راه آهن‌های مدرن و مترو و خودرو و آی‌تی و مدیریت و خدمات و افزایش کیفیت تولید در همه زمینه‌ها و مشارکت علمی و… اروپاست که می‌تواند شریک و همراه مناسب برای ایران در راه توسعه و رشد شتابان باشد.

در آسیا نیز به پیشرفته‌ترین اقتصادها باید رو کنیم. کره جنوبی و ژاپن می‌توانند به همراهی و مدل تجارت ما با اروپا در تقابل با یکجانبه‌گرایی آمریکای ترامپ متمایل شوند. اما تجربة چین غمبارتر از آن است که نیاز به تذکر داشته باشد، خاصه که در یکی دوسال گذشته بخش خصوصی و شهروندانِ تنها و مظلومِ ایران و اقتصاد تحت فشار ما را بیشتر تحت فشار نهاده و در پروژه‌های مشترک نفتی و راهسازی نیز چهره قابل اعتمادی از ایشان ندیده‌ایم.

این جریان و طرح سیاسی و اقتصادی البته فقط در یک صورت قابل تحقق است که در داخل از دولت، رئیس جمهور و وزیر خارجه و برنامه‌های اقتصادی و دیپلماتیک مثل یک تن واحد دفاع شود. اگر همین فردا دوباره غائله‌ها به پا شود، سفارتی آتش زده شود یا در یک قرار داد خارجی تهدید و توطئه و کشمکش پیش آید، آن وقت آمریکا به هدف غایی از این نقض عهد رسیده و ما را حتی از چند هواپیمای سالم و پیشرفته هم بی‌بهره خواهد کرد؛ چه رسد به یک اقتصاد پیشرفته و یک خزانه و پول قدرتمند!

در یک کلام، باید مراقب ساده‌اندیشانی بود که جاده صاف‌کن آمریکا و متحدانش در همین دور و بر هستند و لباس ریا و تظاهر به تن کرده و تندترین شعارهای جنگ‌طلبانه بر لب دارند. همان‌ها که هشت سال به آسیاب دشمن آب ریختند و حالا ذوق خود را از ضربه خوردن به پیکر برجام نمی‌توانند پنهان کنند. انگار آماده جنگ‌اند یا طرحهای جایگزین دارند که دنیا را متحیر خواهد کرد… این بازیگران به تنها چیزی که نمی‌اندیشند ایران است و ملت ایران، هرچند که البته بازیچه‌هایی بیش نبوده‌اند.

Email this page

نسخه مناسب چاپ