یادداشت
جمع بندی
سیدمسعود رضوی
در واپسین ایام نمایش ارزشمندترین کالای مکتوب، یعنی نمایشگاه کتاب تهران، لازم است چند نکتة دیگر هم مطرح و برخی مسائل متنوع و همیشگی بازطرح و احیاناً نقد شود. زیرا نمایشگاه را می‌توان از یک منظر نماد کتاب و نمایندة دارایی و تولیدات کشورمان در عرصة نشر و فرهنگ و دانش قلمداد کرد. طی سالهای متوالی که از برگزاری همگون و همانند این همایش فرهنگی ـ سیاحتی ـ تجارتی می‌گذرد، هنوز جمع‌بندی و توافقی در باب جوانب مختلف آن پدید نیامده و حتی اضطراب در باب محل و مکان، و شتاب در جمع و جور کردن و برگزاری بهنگامِ این رویداد گسترده بر اساسِ زمانبندی اعلام شده، دیده می‌شود و الزاماً هم به انجام نرسیده و ‌ای بسا که گاهی به مشکلات و موانعی نیز برمی‌خورد.

طبیعت کارهای وسیع و بزرگ، پیچیده است و همواره دربرگیرندة این نوع موانع و مسائل بوده و هست، اما مدیریت جدید و علم و تجربه در جوامع پیشرفته نشان می‌دهد که می‌توان با دقّت و ظرافتی در حد توجّه به کوچکترین موارد و موضوعات، به هدایت و مدیریت پرداخت و محاسبه‌ای همه جانبه برای جلوگیری از اتلاف نیرو و اموال به کار گرفت.

برای مانند و مثال، در نمایشگاه کتاب پکن که از بزرگترین وقایع مربوطه در قارة آسیا بوده و هست، و بالاتر و مهمتر از آن، در نمایشگاه بین المللی کتاب فرانکفورت آلمان که زبدة نشر و اوج نمایش کتاب در کیفیت نهایی و دستاوردهای جهانی است، جملگی می‌تواند و می‌باید تجربه‌هایی مؤثر برای اعتلای نمایشگاه بین المللی کتاب سالانة ما، درتهران باشد. بنابر این چه اشکالی دارد اگر گروهی از مدیران جوان و صاحب نظر برای آشنایی با مدیریت و فنون و ریزه کاریهای برگزاری نمایشگاه کتاب در سطوح محلی و ملی و بین المللی روانه شوند و نزد مدیران کارآزموده و صاحب دانش و تجربه در نمایشگاه کتاب فرانکفورت، دوره ببینند؟

‏ ما که در این زمینه‌ها – گاهی بلادلیل و گاهی بادلیل – سوابقی داشته‌ایم و هزینه و فرصت‌هایی را مرتکب شده ایم!، ازجمله با ماجرای بورسیه‌های ناعادلانه که هنوز در ذهن نخبگان و نوابغ جوان دانشگاهی ما زخمی دردناک است و دولت نهم و دهم دانشگاهیان زبده را فرسود و آزرد. خلاصه آنکه گاه با سفرهای بلاتوجیه هم روبرو بوده‌ایم، حالا چه اشکالی خواهد داشت اگر واقعاً بر اساس قابلیت و زحمت و تراز رقابتی سالم، چند تن از جوانان میهن بروند و از تجربه مدیریت کتاب برای نمایشگاه سالانة تهران آموزش ببینند؟ البته با همکاری و مشاورت دانشگاهیان و بزرگان کتاب‌شناس و حتی ناشران برجسته و صاحب فکر و ابداع٫

از این موضوع که بگذریم باید به این پرسش هم پاسخ دهیم که آیا تمرکز تمام ناشران و اغلب نویسندگان و اهل قلم بر همین ایام و همین تجمیع زمانی و مکانی، امری مستحسن و صحیح است؟ یا لازم است از این تکاثر و فشردگی اجتناب کنیم و به سوی گشایش در سراسر ایام سال و سرتاسر کشور برای ترویج کتاب و کتابخوانی گام برداریم؟! به عبارت اُخری، آیا نمایشگاه اردیبهشت ماه در تهران موجب رونق کتاب و نشر و خوانش در کشور و افزایش سرانه تجاری و فرهنگی کتاب است یا موجب رکود و سد راه منافع ناپیدا و نهان در اعماق جامعه و مناسبات فرهنگی وطنمان؟

نمایشگاه، بی شک شور و شعفی در حول و حوش خود پدید می‌آورد و اجتماع ناشران و تجمیع کتب در یک مکان بزرگ و پهناور، موجب فخر است. ولی در پس لایه‌های زمانی و مکانی به مسائل دیگری برمی خوریم که ناقض هدف و آزمونی است که نمایشگاه کتاب و دستگاه نشر و وزارتخانه مربوطه داعیه دار آن هستند.

مثلاً یک نکتة مهم و مغفول دربارة کتاب این است که فی‌نفسه و لزوماً خوانش کتاب یک امر ارزشمند و نشان رشد و ارتقای فرهنگ و سواد نیست.‌ای بسا غالباً با ابتذال و به شکل گسترده از این بازار استفاده‌ای نامتناسب شده و منشاء رواج خرافه و بداندیشی باشد و برای مثال ترویج برخی اکاذیب و موهومات یا آثار فاقد مبنای اخلاقی چه اعتباری جز افزایش آمار کتاب دارد؟ آماری کاذب که از کتابهای شبه آموزشی و تب کنکوری تا معجزه نمایی و خرافه پروری تا ادبیات زنندة ضد تربیتی و کتابسازی‌های تبلیغاتی جهت مدیریت ثروت و پولدار شدن و

یک‌شبه همه چیزدان و همه چیز دار شدن را به خوانندة ساده لوح ابلاغ و تبلیغ کند؟

این چند نکته را در ذهن نگاه دارید تا یادداشت بعد. ‏

Email this page

نسخه مناسب چاپ