یادداشت
مثل دوران دفاع مقدس
فتح الله آملی
وقتی صدام جنگ را بر ما تحمیل کرد، همه به اولویت مقابله با یک تهاجم خارجی و ضرورت اتحاد و وحدت کلمه و بسیج همه ظرفیت‌ها و امکانات برای دفع شر دشمن پی برده‌ بودیم. هر چه اختلاف داشتیم کنار گذاردیم و کسی در ضرورت حفظ انسجام در دفاع و مقابله تردید نکرد. در آن روزگار دولت و مجلس و دستگاه قضا و صنعت و تجارت و مردم عادی کوچه و بازار هم ارزش‌های مسلمی را پاس می‌داشتند و با شدت و ضعف پای کار می‌آمدند و می‌ماندند و به ویژه در دهه۶۰ با وجود آن همه سختی و تنگناها کار جنگ را پیش بردند و چون می‌دانستند که تفرقه و تشتّت چقدر ‌آسیب زننده است، سعی داشتند از خطر انشقاق مصون بمانند. دولت، مجلس، دادگاه، رسانه، اقتصاد و تجارت، (البته با شدت و ضعف) همراستا، اولویت دیگری تعریف نمی‌کردند و دستگاه دیپلماسی هم از حمایت همه جانبه برخوردار بود و خود را تنها نمی‌دید؛ دولت نیز… ضمن آنکه این همه دعوا هم نبود و همین انسجام و وحدت کلمه حماسه‌های ماندگاری را نیز رقم زد. گذشت و گذشت و ما چند دهه را پشت سرگذاشتیم و به حال رسیدیم. به دهه ۹۰ … اگر تصور کنیم که جنگ تمام شده دچار خطای استراتژیک شده‌ایم. شکل جنگ عوض شده وگرنه فشاری که امروز بر این مملکت و بر این نظام و بر این مردم هست اگر بیشتر از آن زمان نباشد کمتر نیست، اما ظاهراً ما عوض شده‌ایم و بیشتر از همه انگار رجال ما عوض شده‌اند وگرنه باید می‌دانستیم که حال هم در چه شرایطی قرار داریم و چه باید بکنیم.

حریف مهره‌هایش را حرکت داده و حال نوبت حرکت دادن مهره‌های ماست. نمی‌دانم چرا گمان می‌کنیم زمان و فرصت‌ مناسبی برای تسویه حساب سیاسی پیدا کرده‌ایم؟ مگر دوره دوره دعواهای انتخاباتی است؟ حال آیا نباید به این بیندیشیم که چرا شرایطی ایجاد کرده‌ایم که تصمیم یک رئیس جمهوری در آمریکا باید نه فقط بازار و فضای کسب و کار کشور بلکه بدنه اجتماعی را تحت تأثیر قرار دهد؟ این آسیب‌پذیری از کجا و چرا و چگونه به‌وجود آمد؟ از کدام جناح ضربه خورده‌ایم و چرا اندیشه نداریم که باید همه ظرفیت خویش را به‌کار گیریم تا حمله دشمن را خنثی کنیم؟ چرا به این فکر نمی‌کنیم که در میدان جنگ تازه قطعاً تنها نیرو و توان دولت کافی نیست و همه باید پای کار بیایند؟ و چرا خود دولت برای شرایط تازه و جدید و به ویژه کمک به مردمی که در معرض آسیب به خاطر فشار قرار گرفته‌اند و سرمایه اصلی کشور و نظام به حساب می‌آیند در تعیین اولویت‌بندی‌هایش در شرایط تازه غفلت می‌کند؟ و چرا همه در تعیین و تشخیص اولویت‌ها در شرایط تازه به اجماع لازم نمی‌رسیم؟

ما در دوران دفاع مقدس با پشتوانه سرمایه اجتماعی یعنی مردم توانستیم کشور را حفظ کنیم و حال هم بدون این پشتوانه از قدرت کافی برخوردار نیستیم. اما حال که به تعبیر رهبری می‌دانیم اتاق جنگ جدید وزارت خزانه‌داری آمریکاست، چرا اثرات آن را خنثی نمی‌کنیم؟

بگذارید چند کد بیاورم.

مقامی می‌گوید دولت باید به خاطر برجام عذرخواهی کند. دیگری پاسخ می‌دهد آنها که کشور را به این روز انداخته‌اند و موجب صدور آن همه قطعنامه تحریمی شورای امنیت و اتلاف صدها میلیارد دلار شدند، باید عذرخواهی کنند.

نمایندگانی در صحن علنی و پشت تریبون پرچم آمریکا و برجام را آتش می‌زنند، نمایندگان دیگری هم آن را سخیف می‌خوانند. یکی نماینده دیپلماسی کشور را خائن می‌داند و دیگری برایش خط و نشان می‌کشد که باید فلان و بهمان بخواهی و بکنی. در همین اوضاع هم دولت به فکر آن است که یک وقت حقوقهای بالا از افزایش کمتری برخوردار شوند و با اینکه می‌داند حال زمان توزیع سکه و ارز به این و آن نیست، با افتخار از پیش‌فروش هفت میلیون سکه و خرید بیست و پنج هزار سکه تنها توسط یک نفر آمار می‌دهد (یعنی سود بالای ۱۰میلیاردی در فاصله دو ماه). آن یکی از پرداخت پاداش پایان خدمت بالای ۴۰۰ میلیون تومان به حدود هزار مدیر دولتی و پاداش ۶۰۰ میلیونی به ۲۰۰ نفر از این عده و حتی پاداش یک میلیاردی پایان خدمت حرف می‌زند. رئیس بانک مرکزی از تثبیت قیمت ارز ۴۲۰۰ تومانی دم می‌زند و در عین حال در کوچه و پسکوچه‌های استانبول به راحتی دلار خرید و فروش می‌شود و حتی به هفت هزار تومان هم نمی‌فروشند. دعواهای جناحی و سیاسی و تسویه حساب‌های جناحی هم که برقرار است و برخی رسانه‌ها هم بر این آتش هیزم می‌ریزند. در این میان مردم خسته از تمام این دعواها و گاه بی‌تفاوتی‌ها نگران کوچکترشدن سفره‌‌هاشان و آینده خود و فرزندانشان هستند که مثلاً در همین آستانه جابجایی با بهای سر به فلک کشیده قیمت خانه و آپارتمان و رشد کمرشکن اجاره‌ها چه کنند؟ و بی‌تفاوتی و بی‌عملی مسئولین و مقامات ذیربط و تماشای جولان دلالان و سوداگران و فرصت طلبانی که هر روز از این آب گل آلود شده اقتصاد و سیاست ماهی‌های درشت‌تری صید می‌کنند و چاقتر می‌شوند، بیشتر و بیشتر آزارشان می‌دهد.

سروران و آقایان عزیز! مردم ما آنقدر صبر و شعور و مقاومت و غیرت و همیت دارند که زیر بار حرف زور رئیس جمهوری آمریکا و نخست وزیر کودک‌کش‌ اسرائیل نروند و در برابر توهین‌هایشان به ایران و ایرانی سکوت نکنند به شرطی که شما هم به اندازه آنها صبر و اتحاد و گذشت و دلسوزی داشته باشید و دست از اختلافاتتان بردارید و با تشخیص درست اولویت‌ها شرایط اداره صحیح کشور را با صیانت از حقوق و منافع آنان به ویژه منافع اکثریت آسیب‌پذیر جامعه در شرایط جنگ اقتصادی دشمن برنامه‌ریزی کنید و تنهایشان نگذارید و بیش از هر چیز و مهمتر از هر چیز درست مثل دوران جنگ بیش از گذشته سعی کنید مثل آنها زندگی کنید و اندکی از رنج‌هایشان را بر خود روا بدانید(که شوربختانه برخلاف دوران دفاع مقدس اکثرا مثل آنها زندگی نمی‌کنید و کمتر دردها و مشکلات آنها را دارید) و برای اداره بهتر کشور در شرایط دفاعی جدید، بهترین و دور اندیشانه‌ترین تصمیمات را بگیرید و با قاطعیت آن را اجرا کنید.

Email this page

نسخه مناسب چاپ