هاشور
ره رستگاری همین است و بس
رضا بابایی
 

25 اردیبهشت، روز فردوسی گرامی باد

در میان سخنگویان بزرگ فارسی‌زبان، فردوسی مقامی بی‌همتا دارد؛ هم به دلیل خدمت بزرگ‌ و بی‌مانندی که به زبان فارسی و فرهنگ ایرانی کرده است و هم از آن رو که مهم‌ترین منظومۀ حماسی ایران را به خردستایی، خردمندی، ادب، میهن‌دوستی، راست‌گویی و درست‌کاری آراسته است. فردوسی شاهنامه را «به نام خداوند جان و خرد» آغاز می‌کند و از همان بیت نخست نشان می‌دهد که بقای ملک و آیین در گرو دلیری و خردمندی است. شاهنامۀ او بیش از آن که نامۀ شاهان باشد، خردنامه است و پیش از آن که دلیران را بستاید، خردمندان را بر صدر می‌نشاند. در شاهنامه خرد را کلید رستگاری دنیا و آخرت می‌خواند و مایۀ بهروزی و کامیابی:

خرد رهنمای و خرد دلگشای

خرد دست گیرد به هر دو سرای

کسی کو خرد را ندارد به پیش

دلش گردد از کرده‌ خویش ریش

ازویی به هر دو سرای ارجمند

گسسته‌خرد، پای دارد به بند

شاهنامه، هم شکوه حماسه را دارد و هم زیبایی احساس را. زبان فارسی را غنا و اعتلا بخشیده و فرهنگ و هنر ایران را ارتقا داده است. ادب فاخر از راه شاهنامه به میان مردم آمد و امید و غرور ملّی ایرانیان به دست توانمند فردوسی بازسازی شد. استمرار فرهنگی ایران، از عهد ساسانی تا قرون میانه و تا امروز سخت وامدار شاهنامه است و تا ایرانی و زبانی فارسی زنده است، این گرامی‌نامه نیز «از باد و باران نیابد گزند.»

شاهنامه، اگرچه تاریخ نیست، آیینۀ صفات تاریخی و فضیلت‌های ملی ما است. پدران خردمند و مادران دوراندیش ما در هیچ منظومۀ دیگری به اندازۀ شاهنامه رخسار تابناک خویش را آشکار نکرده‌اند و هیچ حماسه‌ای را نمی‌توان یافت که چونان شاهنامه، نیکی و نوع‌دوستی را بستاید.

به روز گذرکردن اندیشه کن

پرستیدن دادگر پیشه کن

به نیکی گرای و میازار کس

ره رستگاری همین است و بس

فردوسی، به خردستایی بسنده نمی‌کند و در جای‌جای شاهنامه نشانه‌های خردگرایی و پیامدهای نابخردی را می‌شمارد. در نظر او، خرد، بنیاد وسرچشمۀ ادب و دوراندیشی و فضیلت‌های اخلاقی است؛ فضیلت‌هایی همچون: دوری جستن از کردارهای ناشایست، بردباری و پرهیز از شتاب‌کاری، نرمی و مدارا، پرهیز از خودپسندی و غرور، احترام به دیگران، ادب، مناعت طبع، برنینگیختن کینه‌ها و دشمنی‌های کور، سخن سنجیده و به‌هنگام گفتن، با دوستان دانا نشستن و نادانان را به خرد رهنمون کردن، بخشندگی، فرمان‌برداری از خداوند، پایبندی به آیین جوانمردی و کیش مهربانی، راستگویی،پایداری در راه میهن، باور به ماندگاری نام نیک، انصاف در برابر دشمن، ستایش کوشش و دانش، مهر به همسر و فرزند، ستایش درنگ در کارها، نکوهش تنبلی و آز و دروغ و رشک و باور به ناپایداری جهان. (خالقی مطلق، «فردوسی»، دانشنامه‌ زبان، ص۸۲۵)

نخستین نشان خرد آن بوَد

که از بد همه ساله ترسان بود

بداند تن خویش را در نهان

به چشم خرد جُست راز جهان

خرد افسر شهریاران بود

همان زیور نامداران بود

بداند بد و نیک، مرد خرد

بکوشد ز داد و بپیچد ز بد

Email this page

نسخه مناسب چاپ