اعتراضات سیاسی در ارمنستان؛ریشه ها و پیامدها
روابط ایروان- مسکو در دوره «پسا سرکیسیان»
بخش دوم و پایانی
 

بخش‌هایی از مقاله نوشته شده توسط ولی کوزه گر کالجی را که به مهمترین علل آغاز اعتراضات علیه دولت سرژ سرکیسیان اشاره کرده بود و سایت ایراس آن را منتشر کرده است،خواندیم.در این شماره بقیه این مطلب تحلیلی را از نظر می گذرانید:

انتخاب نیکول پاشینیان به عنوان نخست وزیر آینده ارمنستان، با توجه به حمایت و محبوبیت در افکار عمومی هرچند محتمل است، اما در عمل بسیار دشوار به نظر می رسد؛ چرا که سرژ سرکیسیان با وجود کناره گیری از نخست وزیری ارمنستان، همچنان رهبری حزب حاکم جمهوری خواه را برعهده دارد که حزب اکثریت و حاکم در پارلمان ارمنستان است و باید دید معادلات قدرت در ارمنستان تا چه میزان اجازه حضور نیکول پاشینیان را در راس قدرت سیاسی و اجرایی این کشور می دهد. به نظر می رسد در صورتی که اجماعی میان موافقان و مخالفان برای برگزاری انتخابات پیش از موعد پارلمانی در ارمنستان صورت گیرد و در فضای سیاسی جدید، ترکیب و آرایش احزاب و نیروهای سیاسی تغییرات بنیادینی را تجربه کند، می توان انتظار تغییر رهبری در ارمنستان را در هر دو مسئولیت نخست وزیری و ریاست جمهوری داشت. نیکول پاشینیان نیز هدف بعدی انقلاب را موفقیت مخالفان در انتخابات پیش از موعد پارلمانی نامیده است. صرف نظر از این که پاشینیان یا هر فرد دیگری به نخست وزیری دست یابد، باید این واقعیت را پذیرفت که کنار رفتن مسالمت سیاستمدار کهنه کاری مانند سرژ سرکیسیان از قدرت (آن هم در فاصله هفت روز یعنی ۱۷ تا ۲۳ آوریل ۲۰۱۸) گام مهمی در روند تثبیت دموکراسی در جامعه ارمنستان به شمار می رود و افزوده شدن این تجربه سیاسی به حافظه تاریخی مردم ارمنستان است .سرژ سرکیسیان از نظر خاستگاه سیاسی و جغرافیایی متعلق به جناحی است که در فرهنگ و فضای سیاسی ارمنستان به جناح آرتساخ (قره باغ) مشهور هستند و عمدتاً از طریق حزب جمهوریخواه وارد عرصه قدرت شدند. سرژ سرکیسیان ، وازگن سارگسیان (وزیر دفاع و نخست وزیر سابق ارمنستان که در حادثه حمله به پارلمان ارمنستان در سال ۱۹۹۹ ترور شد)، روبرت کوچاریان (دومین رئیس جمهوری ارمنستان) و کارن کاراپتیان (نخست وزیر قبل از سرژ سارگسان و کفیل کنونی نخست وزیری) همگی متولد استپانکرت (خان کندی) در قره باغ (آرتساخ) هستند که از زمان کنار رفتن لئون ترپطروسیان از قدرت در سال ۱۹۹۸ تاکنون، ارکان اصلی قدرت در ارمنستان را در اختیار دارند. در واقع معادلات میدانی و نظامی جنگ قره باغ در نیمه ابتدایی دهه ۱۹۹۰ میلادی تاثیر مستقیمی بر صعود طیف آرتساخ در ارمنستان و در مقابل افول و تضعیف طیف‌های باکو و قره باغی در جمهوری آذربایجان و قدرت گرفتن طیف نخجوانی (خانواده علی اف) در این کشور شد. آینده تحولات سیاسی ارمنستان نشان خواهد داد که آیا پس از حدود دو دهه حاکمیت جناح آرتساخ و حزب جمهوری خواه، اعتراضات سیاسی اخیر می تواند به تغییر این روند در فضای سیاسی ارمنستان منتهی شود؟

اما نکته بسیار مهم دیگر در تحلیل تحولات سیاسی اخیر ارمنستان، موضع فدراسیون روسیه است که بسیار شایان توجه و قابل تامل بود. در این واقعیت تردیدی نیست که روسیه بازیگر اصلی و تعیین کننده در تحولات سیاسی ارمنستان محسوب می شود و سرژ وازگن سارگسیان نیز دارای روابط بسیار نزدیکی با روس‌ها بود و این امر همواره مورد اعتراض جناح‌های مخالف در ارمنستان قرار داشت. در روند اعتراضات اخیر، روس‌ها با نگرانی فراوان تحولات سیاسی ارمنستان را دنبال می کردند و بیش از همه نگران تکرار تحولات موسوم به انقلاب رنگی گرجستان و اوکراین دو متحد نزدیک خود یعنی ارمنستان بودند. رویکرد کلی رسانه‌های اصلی روسیه نیز از همین موید همین امر بود. چنانچه روزنامه اینترنتی «وزگلیاد» روسیه در تحلیلی درباره اوضاع ارمنستان می نویسد: دولت یکی دیگر از کشورهای حوزه نفوذ شوروی سابق در نتیجه اعتراضات خیابانی سرنگون شد. صدها هزار نفر از مردم ارمنستان خواستار برکناری سرکیسیان از سمت نخست وزیری بودند و بالاخره به این خواسته خود رسیدند. البته تا همین اواخر مخالفان سیاسی در ارمنستان، اصلا وزنه سنگینی محسوب نمی شدند. کارشناسان به این مسئله پرداخته اند که علت سرنگونی سریع و تقریبا بدون دردسر سارکسیان چه بوده و تحولات اخیر در ارمنستان چه تاثیری بر روابط ایروان با مسکو خواهد داشت.

در نهایت با فراگیر شدن اعتراضات مردمی در ارمنستان، دولت روسیه ترجیح داد با تداوم حمایت از شخص سرکیسیان در مقابل افکار عمومی این کشور قرار نگیرد. در جریان اعتراضات مردمی به کشتار گیومری در ژانویه ۲۰۱۵ و نیز اعتراض به سیاست تسلیحاتی روسیه در قبال جمهوری آذربایجان پس از جنگ چهار روزه قره باغ در آوریل ۲۰۱۶ میلادی، روس‌ها به خوبی دریافته بودند که در بطن جامعه ارمنستان و لایه‌های مختلف اجتماعی این کشور ظرفیت و احساسات ضد روسی قابل توجهی وجود دارد و لذا ادامه حمایت از سارگسیان می تواند موجب فعال شدن مجدد این گسل‌ها و لایه‌ها شود. بی ثباتی سیاسی در ارمنستان و تضعیف این کشور که می تواند موجب برهم خوردن توازن قوا میان ارمنستان و جمهوری آذربایجان در عرصه میدانی قره باغ شود نیز یکی دیگر از نگرانی روس‌ها از تحولات اعتراضی در ارمنستان محسوب می شود. مجموع این تحولات موجب شد، سخنگوی وزارت خارجه روسیه پس از استعفای سرکیسیان ، با تبریک این پیروزی به مردم ارمنستان، اعلام کند که روسیه همواره در کنار مردم ارمنستان است. در واقع، روس‌ها نمی ‌خواهند با توجه به روابط نزدیک سرکیسیان با روسیه خود را در مقابل افکار عمومی ارمنستان قرار دهند و با تقویت جناح لیبرال و غرب گرا، ارمنستان از روسیه فاصله گرفته و به سمت غرب نزدیک شود.

در مجموع، با وجود تغییر و تحولات سیاسی اخیر در ارمنستان – حتی با فرض قرار گرفتن چهره‌هایی مانند نیکول پاشینیان در راس قدرت سیاسی- بسیار بعید به نظر می رسد که تغییر بنیادینی در سیاست خارجی این کشور روی دهد. مرزهای ارمنستان از دو طرف شرقی (جمهوری آذربایجان) و غربی (ترکیه) بیش از دو دهه است که مسدود است، روسیه دارای دو پایگاه نظامی در ارمنستان است که از نظر دفاعی برای حفظ توازن و تامین امنیت در مقابل جمهوری آذربایجان برای ارامنه بسیار حائز اهمیت است. ضمن این که ارمنستان وابستگی بسیار شدیدی به گاز و برق وارداتی از روسیه و نیز درآمد مهاجرین و نیروی کار ارمنی شاغل در این کشور دارد و تنها کشور منطقه قفقاز است که عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا و پیمان امنیت دسته جمعی است. لذا خروج از این شرایط برای ارمنستان حتی با وجود انتخاب نیکول پاشینیان بسیار دشوار به نظر می‌ رسد.

باید توجه داشت که سیاست تکمیل متقابل مبتنی بر ایجاد توازن در در رویکرد کلان سیاست خارجی ارمنستان از مهم ترین سیاست‌های کلان سیاست خارجی ارمنستان محسوب می شود که طی دو دهه گذشته در سطوح اعلانی و اعمالی از سوی دولت‌های مختلف ارمنستان از جمله دولت سرژ سارگسیان دنبال شده است. اما وابستگی ساختاری اقتصادی و دفاعی ارمنستان به روسیه و اعمال فشار شدید مسکو بر ایروان در مقاطع مختلف عملاً مانع از تحقق سیاست تکمیل متقابل از سوی دولت ارمنستان شده است. وضعیت دشوار ارمنستان در جریان جنگ پنج روزه گرجستان و روسیه در اوت ۲۰۰۸ (دفاع از تمامیت ارضی گرجستان، حفظ خطوط ارتباطی و انتقال انرژی به موازات حفظ روابط راهبردی ارمنستان و روسیه)، واکنش و انتقاد همیشگی روسیه به همکاری ارمنستان و ناتو (طرح مشارکت انفرادی و مانورهای مشترک ارتش ارمنستان با پیمان ناتو)، واکنش روسیه به همکاری ارمنستان با اتحادیه اروپا (سیاست جدید همسایگی، طرح مشارکت شرقی و توافقنامه تجارت آزاد)، اعمال فشار روسیه بر ارمنستان برای عضویت این کشور در اتحادیه اقتصادی اوراسیا از جمله تهدید به افزایش افزایش ناگهانی ۶۷ درصدی بهای گاز صادراتی روسیه به ارمنستان (از ???دلار به ???دلار برای هر هزار متر مکعب در سال ۲۰۱۴) و توقف مذاکرات ارمنستان با اتحادیه اروپا در زمینه تجارت آزاد، تحت فشار قرار دادن ارمنستان در بحران شبه جزیره کریمه اوکراین از سوی روسیه (رای منفی ارمنستان و بلاروس به عنوان تنها کشورهای حوزه سی. آی. اس به قطعنامه تمامیت ارضی گرجستان در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در ۲۷ مارس ۲۰۱۴)، از نمونه‌های بارزی است که نشان می دهد اتخاذ رویکرد متوازن بین روسیه و جهان غرب تا چه میزان برای ارمنستان در عرصه عملی دشوار و پرچالشی قرار دارد. لذا درصورت تغییر کادر رهبری ارمنستان، عبور از این وضعیت برای ارمنستان آسان نخواهد بود و نباید انتظار داشت روابط ارمنستان با اتحادیه اروپا و ایالات متحده آمریکا- حداقل در کوتاه مدت- جهش قابل توجهی را تجربه کند.

ارمنستان در کشاکش گردش نخبگان

اعتراضات خیابانی در ارمنستان که کمتر از دو هفته به طول انجامید سبب استعفای نخست وزیر این کشور شد. با این حال، مخالفان دولت از پا ننشسته و خواهان تغییراتی اساسی در هیات حاکمه این کشورند.به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش‌های خبری ایرنا، پس از اصلاح قانون اساسی ارمنستان در سال ۲۰۱۵ که منجر به تغیر نظام ریاستی این کشور به پارلمانی شد، سرکیسیان رییس جمهوری وقت اعلام کرد برای در دست گرفتن نخست وزیری اقدام نخواهد کرد. با این حال، وی پس از ۱۰ سال ریاست جمهوری و انقضای مهلت قانونی حضور در این سمت، از سوی حزب جمهوریخواه به نخست وزیری انتخاب شد.از دید تحلیلگران وی کوشید تا با توجه به اقتضائات قانونی از مدل «پوتین- مدودف» استفاده کرده و برای بازگشت به جایگاه ریاست کشور، چند سالی ریاست دولت را در دست گیرد. برخی نیز با توجه به تشریفاتی شدن پست ریاست جمهوری و قدرت گرفتن نخست وزیر در نظام پارلمانی، سرکیسیان را به تمامیت خواهی و قدرت طلبی متهم ساخته و حضور گسترده مخالفان در خیابان‌های این کشور را تلاشی برای جلوگیری از انحصارطلبی نخبگان سیاسی ارمنستان می دانند.گذشته از این، مخالفان می گویند ارمنستان با چالش‌هایی جدی چون فقر، بیکاری، نابرابری‌های اجتماعی و فساد روبرو است و همین باعث مهاجرت گسترده از این کشور شده است .از دید آنان بسیاری از مشکلات این کشور ناشی از حلقه بسته نخبگانی است که سال‌ها زمام قدرت را در ایروان به دست گرفته اند؛ بخشی از مخالفان نیز سرکیسیان و مقامات ارشد ارمنستان را به دلیل نزدیکی بسیار به مسکو مورد انتقاد و نکوهش قرار می دهند. سیاست‌های ایروان در قبال منازعه قره باغ با جمهوری آذربایجان و نحوه مدیریت اختلافات با همسایه ای چون ترکیه نیز از محورهای انتقادات از سرکیسیان به شمار می آید.

پیامدهای قدرتنمایی خیابانی مخالفان در ارمنستان

به نوشته برخی رسانه‌ها، رهبر مخالفان دولت تلاش بسیاری دارد تا رخدادهای اخیر را نوعی «انقلاب رنگی» نظیر تحولات اوکراین نشان دهد. حمایت‌های اتحادیه اروپا از مخالفان و اعلان ناخرسندی از دستگیری شماری از آنان نیز موجب شده این دیدگاه تقویت شود.با وجود اهمیت کمک‌های اتحادیه اروپا به ارمنستان، علاوه بر حمایت اروپایی‌ها از مخالفان عواملی دیگر نیز بر تصمیم سرکیسیان برای کناره گیری از قدرت اثرگذار بود.ارمنستان کشوری است که سکونتگاه حدود سه میلیون شهروند ارمنی است اما بیش از هشت میلیون ارمنی در خارج و کشورهایی چون آمریکا، روسیه، ایران، فرانسه و … سکونت دارند که مجموعه آنان تحت عنوان «جمعیت دیاسپورای ارمنی» شناخته می شود؛ جمعیتی که ارتباطات مالی آنان با ارمنستان تاثیر بسیار مهمی بر اقتصاد این کشور دارد .در اعتراضات اخیر، علاوه بر حمایت بخش‌هایی از دیاسپورای ارمنی از مخالفان، گروه‌هایی از نظامیان نیز به خیابان‌ها آمدند و خواستار کناره گیری سرکیسیان از نخست وزیری شدند.برخی ناظران تحولات ارمنستان در مورد پیامدهای داخلی کناره گیری سرکیسیان می گویند، تحقق خواسته مخالفان از طریق اعتراضات سیاسی و مدنی و حادث نشدن خشونت‌های مسبوق در بسیاری از جمهوری‌های سابق شوروی گامی مهم در تقویت مردمسالاری بوده و الگویی موفق را نمایان می سازد.در زمینه روابط خارجی نیز بسیاری بر این باورند روی کار آمدن چهره‌هایی چون پاشینیان می تواند به تقویت روابط با اتحادیه اروپا بیانجامد. البته این به معنای دگرگونی در روابط ایروان و مسکو نخواهد بود.

روسیه به عنوان متحد تاریخی و بزرگترین حامی ارمنستان، دارای روابط اقتصادی و سیاسی پیچیده و عمیقی با این کشور است. در کنار اهمیت حیاتی موضوع انتقال انرژی از روسیه، تحلیلگران از وابستگی ساختاری اقتصاد ارمنستان به روس‌ها سخن می گویند و بر عامل مهمی چون پیوندها و قراردادهای امنیتی و دفاعی دو کشور تاکید دارند. از این رو رهبران مسکو نیز بدون انعکاس نگرانی در روزهای اخیر اعلام داشته اند از نزدیک تحولات ارمنستان را دنبال می کنند اما اعتراضات را مساله داخلی این کشور می دانند.

Email this page

نسخه مناسب چاپ