توافق اولیه آمریکا و کره شمالی تحولات به کدام سو می‌رود؟
 

روزنامه مشهور آمریکایی در مطلبی به بررسی این مساله پرداخته است که چرا رهبر کره شمالی حاضر خواهد شد تا تسلیحات هسته‌ای‌اش را تسلیم کند. به گزارش تسنیم، اسپنسر کیم رئیس شرکت هوافضای “سی بی او ال” مستقر در کالیفرنیا و از پایه گذاران موسسه غیر انتفاعی پاسیفیک سنچری در مطلبی در روزنامه واشنگتن پست نوشت: این را غالبا شنیده ام که مهمترین چیز برای رهبر کره شمالی، ادامه حیات این رژیم و مهمترین چیز برای او زرادخانه هسته ای است. ولی با دیدار تاریخی رهبران کره شمالی و کره‌جنوبی، پیونگ یانگ رسما نشان داده است که چه چیزی مهمترین است. تسلیحات هسته‌ای مهم است ولی همواره تابعی از حیات سیاسی رژیم کره شمالی بوده است.کیم جونگ اون رهبر کره شمالی به مردم این کشور چهار نکته را گفته است: یک؛ برنامه هسته ای به هدفش دست یافته است و فعلا کار بر روی آن را متوقف می کنیم. دو؛ همه تلاش‌های متمرکز بر ثروتمند کردن شما خواهد شد، مثل چینی‌ها و کره جنوبی‌ها. سه؛ من عصر جدیدی را در تاریخ کره آغاز کرده ام آن هم از طریق آشتی و صلح با کره جنوبی. چهار؛ برنامه هسته ای ما یانکی‌ها را مهار کرده و اکنون قصد دارم به خاطر امنیت دائمی بر سر تسلیحات هسته‌ای، معامله کنم و از آن به عنوان اهرمی برای ثروتمند کردن شما استفاده کنم. به نوشته واشنگتن پست دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا با دخالتش در مساله هسته ای کره شمالی قصد دارد نهایت فشار را بر پیونگ یانگ وارد کند. هدف اصلی از این کمپین کشاندن کره شمالی به یک گوشه است تا این رژیم بین ادامه حیات و تسلیحات هسته ای یکی را انتخاب کند و به نظر می رسد رهبر کره شمالی ادامه حیات رژیم را انتخاب کرده است.اعمال فشار بر کره شمالی از یک طرف نیز موجب کسب اعتبار توسط رئیس جمهوری کره جنوبی است، وی قصد دارد به متحدان سیاسی خود در کاخ سفید اثبات کند که او نیز حامی اعمال فشار شدید بر کره‌شمالی است و از سوی دیگر به رهبر کره شمالی نیز نشان داده است که اگر خواستار دستیابی به توافق است، اکنون وقت آن است. به نظر می رسد رهبر کره شمالی در این وضعیت، دست پایین تر و موضع ضعیف تر را دارد. کره شمالی کوچکترین و فقیرترین کشور در شمال شرق آسیا است. این کشور با چهار تهدید علیه موجودیت رژیمش روبرو است: از سوی آمریکا، کره جنوبی، تهدید داخلی ناشی از کودتای احتمالی و تهدید ناشی از چین.

ولی برای مقابله با این چهار تهدید علیه موجودیت کره شمالی چه اقداماتی باید انجام شود؟ برای شروع، یک معاهده صلح برای جلوگیری از هرگونه ماجراجویی آمریکا لازم است. دوم، رابطه با کره جنوبی تا زمینه‌ساز صلح و آشتی درازمدت بوده و موجب آغاز کمک‌های اقتصادی شود. سوم، اصلاحات اقتصادی شبیه چین که رهبر کره شمالی نسبت به کنترل رژیم مطمئن شده و به جای مقاومت در برابر آمریکا، رشد سریع را به عنوان منبع اصلی مشروعیت خود ایجاد کند. در نهایت و مهمتر از همه، پایان تحریم‌های بین المللی و آغاز تنوع اقتصادی، کاهش وابستگی به چین و جلوگیری از تبدیل شدن به یک استان چین.

- خلع سلاح هسته‌ای کره‌شمالی با مدل لیبی؟

به نظر می‌رسد ایالات متحده آمریکا در نظر دارد از نقشه راه استفاده شده در خلع سلاح هسته‌ای لیبی برای برنامه اتمی کره‌شمالی استفاده کند؛ روشی متمرکز بر خلع سلاح هسته‌ای سریع و تفتیش کامل که در بحبوحه نگرانی‌ها مبنی بر این که ممکن است این متد برای کره‌شمالی موفقیت‌آمیز نباشد، در کانون توجه قرار گرفته است. به گزارش ایسنا، خبرگزاری یونهاپ در گزارشی با اشاره به تحولات کره گزارش داد: جان بولتون، مشاور امنیت ملی آمریکا در مصاحبه با فاکس نیوز گفت واشنگتن «مدل‌لیبی» را برای تعامل با برنامه‌ هسته‌ای کره‌شمالی در نظر دارد. بولتون که به دیدگاه‌های جنگ‌طلبانه‌اش در مسائل امنیتی شناخته می‌شود، این اظهارات را در پاسخ به این پرسش داد که آیا پیونگ‌یانگ پیش از کنار گذاشتن تمام تسلیحات هسته‌ای خود نباید انتظار جایزه داشته باشد؟ سخنان او در مورد مدل لیبی در بحبوحه نشست تاریخی کره مطرح شد که مون جائه‌این، رئیس‌جمهوری کره‌جنوبی و کیم جونگ اون، رهبر کره‌شمالی موافقت خود را با «کامل‌شدن» خلع سلاح هسته‌ای در شبه جزیره کره اعلام کردند.

مدل لیبی به روش استفاده شده برای مجبور کردن طرابلس به عقب‌نشینی از برنامه تسلیحات هسته‌ای آن اشاره دارد که به عنوان یک داستان موفقیت‌آمیز شناخته شده است که ایالات متحده در آن طی یک دوره نسبتا کوتاه، توسعه سلاح‌های هسته‌ای را از بین برد. لیبی سعی در توسعه سلاح‌های هسته‌ای خود داشت تا اطمینان حاصل کند که امنیت آن در برابر روابط وخیم آن با ایالات متحده بر سر ایفای نقش آن در بمبگذاری پرواز پان آم ۱۰۳بر فراز اسکاتلند در دسامبر ۱۹۸۸حفظ می‌شود. لیبی در مواجهه با تحریم‌های فلج‌کننده و انزوای رو به رشد از سوی جامعه جهانی، همراه با تهدیدات امنیتی علیه خود پس از جنگ ایالات متحده در عراق، اعلام آمادگی کرد تا برنامه هسته‌ای خود را در سال ۲۰۰۳کنار بگذارد. صدور این اعلامیه رسمی بدون هیچ گونه وعده پاداش از جانب ایالات متحده آمریکا بود.به مورد لیبی به عنوان نمونه‌ای کاملا موفقیت‌آمیز نگاه می‌شود زیرا کمتر از دو سال فرایند تکمیل آن زمان برد و حیطه بازرسی، تأیید، انهدام تاسیسات هسته‌ای و انتقال اجزای برنامه هسته‌ای به ایالات متحده آمریکا را شامل ‌شد و این دستاورد سریع و روشن به نظر امری دست نیافتی برای پرونده کره‌شمالی به نظر می‌رسد. اشاره جان بولتون به مدل لیبی به نظر بیانگر تمایل واشنگتن برای جلوگیری از فرایند طولانی مدت و ناکامی باشد که آنها برای متقاعد کردن کره‌شمالی در کنار گذاشتن برنامه تسلیحات هسته‌ای خود پیمودند. پارک ون-گون، پروفسور دانشگاه هندونگ گلوبال گفت: به نظر می‌رسد آنچه بولتون قصد داشته توضیح دهد، درباره سرعت خلع سلاح بوده است. اجتناب‌ناپذیر است که روند خلع سلاح هسته‌ای روی پایه گام به گام برداشته شود اما به نظر می‌رسد آمریکا، کره‌شمالی را تحت فشار می‌گذارد تا تعهد واضحی به خلع سلاح هسته‌ای بدهد و اول از همه این مساله را رسما اعلام کند. مشخص نیست که واکنش کره‌شمالی به خلع‌ سلاح هسته‌ای به سبک لیبی چه خواهد بود.رابرت کینگ، نماینده ویژه سابق آمریکا در امور حقوق بشر کره‌شمالی اوایل ماه تاکید کرد معاون وزیر امور خارجه کنونی کره‌شمالی سال ۲۰۱۱به او گفته است که پیونگ‌یانگ از مدل لیبی پیروی نخواهد کرد. کینگ در یادداشتی برای مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌الملل نوشت: یک مساله واضح است؛ اگر ایالات متحده می‌خواهد پیشرفت در خلع سلاح هسته‌ای کره‌شمالی حاصل شود، نباید هیچگونه اشاره‌ای به لیبی داشته باشد.به نظر می‌رسد بسیاری از کارشناسان و مقامات دولتی در این باره اتفاق نظر دارند که تطبیق پرونده لیبی با کره‌شمالی دشوار است زیرا این دو کشور به لحاظ میزان توسعه برنامه‌های هسته‌ای بسیار متفاوت هستند. کارشناسان معتقدند بر خلاف برنامه هسته‌ای لیبی که در مراحل اولیه بود، کره‌شمالی چندین سلاح هسته‌ای دارد. بولتون هم شخصا اذعان کرد: قطعا تفاوت‌هایی وجود دارد. برنامه هسته‌ای لیبی بسیار کوچکتر بود .

در این حال، یک کارشناس ارشد مسائل استراتژیک پیامدها و چشم‌انداز آشتی دو کره را برای خبرگزاری خبرآنلاین تحلیل و بررسی کرده است.دو کره پای میز مذاکره نشستند و تفاهم‌نامه صلح با هم امضا کردند، دیداری که تبدیل به یک بمب خبری شد. ورود کیم جونگ اون به سئول، آن هم با پای پیاده، ورود نخستین مقام ارشد کره شمالی به کره جنوبی بعد از پایان جنگ دو کره در سال ۱۹۵۳ میلادی بود، اما برخی ناظران معتقدند که این صلح و این تفاهم نامه پایدار نیست. برای بررسی این مسئله خبرآنلاین با دیاکو حسینی، کارشناس ارشد روابط بین الملل گفتگو کرده که از نظر می گذرانید:

- پیامدهای امضای توافق نامه صلح میان دو کره را چگونه ارزیابی می کنید؟

* به نظر می رسد دو کشور توافق کردند تا پایان سال جاری میلادی، توافق صلح را که در عمل با عبور از آتش بس، به جنگ معروف کره در ۱۹۵۳ پایان می دهد، امضا کنند. این قدم بزرگی برای نشان دادن اراده دو کشور در خاتمه دادن به بیش از هفت دهه دشمنی است اما هنوز معلوم نیست که در واقعیت چقدر این وعده‌ها محقق شوند. قبل از این هم دو کره، تا سرحد پایان دادن به خصومت‌ها و ابراز همین میزان از امیدواری پیش رفته بودند. آخرین بار در سال ۲۰۰۷ بود که رهبران دو کره توافق کردند که به سوی صلح قدم بردارند اما یک سال بعد با ازسرگیری آزمایش‌های هسته ای کره شمالی، همه آن آرزوها بر باد رفت. اگر این بار دو کره در محقق کردن این وعده‌ها موفق شوند، باید منتظر تغییرات مهمی در شرق آسیا باشیم. توافق دو کره می تواند بدون در نظر گرفتن احتمال توافق بین آمریکا و کره شمالی اتفاق بیفتد اما در همان صورت هم تاثیرات بزرگی در سراسر منطقه خواهد گذاشت.حتی اگر پیونگ یانگ و واشنگتن نتوانند به توافقی برسند، کره شمالی می تواند به توافق و تضمین‌های متقابلی با کره‌جنوبی دست پیدا کند. در این صورت می‌تواند به کره جنوبی تضمین بدهد که هدف حملات احتمالی کره‌شمالی در جنگ با آمریکا نخواهد بود و در مقابل، از کره جنوبی اطمینان بگیرد که خاک آن کشور برای حمله آمریکا به کره شمالی مورد استفاده قرار نخواهد گرفت. با چنین توافقی، توپ در زمین کره جنوبی خواهد بود چون باید تصمیم بگیرد که حضور نظامی آمریکا در خاک خود را کاهش داده و مشروط کند. تردید دارم که کره‌جنوبی قادر به نشان دادن این حد از استقلال از ایالات متحده در اتخاذ تصمیم‌های استراتژیک باشد. اگر کره جنوبی به تبعیت از آمریکا نتواند در برابر سرباز زدن واشنگتن از انجام این درخواست‌ها، مقاومت کند، کره شمالی به لحاظ دیپلماتیک در نشان دادن این موضوع موفق خواهد شد که این آمریکا و کره‌جنوبی بودند که حاضر به پذیرش طرح صلح و غیراتمی شدن شبه جزیره نشده‌اند .

- آیا این تحول یعنی آشتی دو کره ارتباطی به ترامپ دارد؟

* همانطور که می دانیم این دور از مذاکرات جدید با ابتکار و انعطاف ناگهانی کره شمالی آغاز شد. ممکن است روش برخورد دونالد ترامپ، جرقه ای در ذهن کیم جونگ اون زده باشد اما از آنجایی که هیچ استراتژی روشنی از طرف آمریکای ترامپ در برابر کره شمالی هرگز وجود نداشته است، نمی توان با اطمینان گفت که این چرخش ناگهانی کره شمالی محصول آن استراتژی هوشمندانه بوده است. به اعتقاد من عمدتاً محصول فرصت طلبی رهبر کره شمالی با پی بردن به فرصت‌هایی است که دوره ترامپ آغاز کرده است.

- چه شد به یکباره کره شمالی به رغم آنهمه آزمایشات هسته‌ای و موشکی تصمیم گرفت پرچم سفید را بالا ببرد؟

*کسی نمی تواند پاسخ دقیق و کاملا درستی به این سوال داشته باشد. من حتی تردید دارم که استفاده از اصطلاح بالا بردن پرچم سفید، درست باشد. از یک طرف می دانیم که برنامه‌های اتمی کره شمالی به پیشرفت‌های چشمگیری رسیده است اما این پیشرفت کمترین کمکی به بهبود زندگی عمومی در این کشور و ارتقای شاخص‌های اقتصادی آن نکرده است.

شاید کره شمالی به این نتیجه رسیده که ادامه این وضعیت در شرایطی که تمایلی به آغاز جنگ با ایالات متحده ندارد، نمی تواند تا ابد ادامه داشته باشد و باید در جایی خاتمه بیابد. بنابراین ممکن است رهبر جوان کره شمالی تصمیم گرفته باشد که شانس خودش را درست مانند پدرش برای رسیدن به صلح و توافق فراگیر آزمایش کند.همینطور می دانیم که ریسک برخورد میان چین و ایالات متحده در دوره ریاست جمهوری ترامپ به بیشتر از هر دوره دیگری در دهه‌های اخیر رسیده است. یکی از نگرانی‌های چین، شعله ور شدن آتش جنگ در شبه جزیره کره و قرار گرفتن پکن در موقعیت بسیار دشوار تصمیم گیری است. بنابراین منطقی است که نتیجه بگیرم، چین در تشویق کره شمالی به رسیدن به توافقی با آمریکا نقش داشته است.

نهایتاً این احتمال هم وجود دارد که کره شمالی تصمیم گرفته باشد که با وارد شدن به گفتگوهای فشرده و وقت گیری با کره جنوبی و ایالات متحده، عدم آمادگی واقعی آن دو کشور را برای رسیدن به صلح با کره شمالی و تن دادن به خواسته‌های امنیتی آن اثبات کند و موقعیت دیپلماتیک خود را بهبود ببخشد. باید توجه داشته باشیم که کره شمالی هرچند یک کشور کاملا استبدادی است اما رهبر کره شمالی ناگزیر است که حمایت‌های مردمش را در پیگیری سیاست‌های کلی آن کشور به همراه داشته باشد. اعلام آمادگی به مذاکره و توافق از طرف پیونگ یانگ، فارغ از نتیجه ای که به‌دست خواهد آمد، نشانه‌ای از درایت رهبر کره در اداره امور ملت کره تلقی خواهد شد.

- آینده را چگونه پیش بینی می‌کنید؟

*با توجه به سابقه توافقات گذشته کره شمالی و آمریکا و چرخه باطل توافق و بازگشت به وضعیت پیش از توافق، بسیار بعید است که این دور از مذاکرات هم به نتیجه کاملا متفاوتی دست یابد. خواسته اصلی آمریکا خلع سلاح هسته‌ای کره شمالی است. این درخواست قابل دستیابی است مشروط به آنکه ایالات متحده نیروهای نظامی هسته‌ای و متعارف خود را از شبه‌جزیره بیرون بکشد و تضمین‌های امنیتی به کره شمالی بدهد. همینطور بسیار بعید است که ایالات متحده آماده این مقدار عقب نشینی در برابر خواسته‌های کره شمالی باشد. من می توانم احتمال بدهم که شکلی از توافق بین کره جنوبی و کره شمالی و همینطور بین کره شمالی و ایالات متحده بدست آید اما این توافقات بسیار کمتر از انتظاری است که امنیت متقابل را تامین کند و با سطح انتظاراتی که امروز در رسانه‌های جهان بازتاب داده می شود، هماهنگ و متناسب باشد.

Email this page

نسخه مناسب چاپ