محک
از برداشت‌های متعادل تا نامتعادل!
ابوالقاسم قاسم زاده
بعد از خارج شدن ترامپ از معاهده برجام، نظر رسمی دولت جمهوری اسلامی که از سوی رئیس جمهوری اعلام شد این است تا آنجا که منافع ما از طریق اجرای برجام با همکاری دیگر کشورهای مخالف تصمیم‌گیری ترامپ و باقی‌مانده در معاهده برجام تأمین گردد، در برجام خواهیم ماند. در داخل و خارج از کشور همه محافل رسمی و غیررسمی سیاسی همچنین رسانه‌های مستقل غربی، این اعلام موضوع رئیس جمهوری اسلامی ایران را معقول‌ترین و بهترین تصمیم‌گیری در این شرایط و در برابر سیاست قلدرمآبانه ترامپ علیه برجام دانستند. اما در داخل کشور متأسفانه به جای همسویی با دولت در این شرایط حساس، افراد یا گروهی با برداشت‌های نامتعال و نقدهای اغلب تخیلی در برابر دولت موضع گرفته‌ا‌ند و خوراک مناسب به فضای «جنگ روانی» ایجاد شده از سوی آمریکا و اسرائیل می‌دهند. اجازه دهید یک بار دیگر صورت مسأله را درباره برجام بعد از خارج شدن ترامپ از آن بررسی کنیم، تا برداشت‌های متعادل و نامتعادل از چگونگی تقابل با این تصمیم‌گیری رئیس‌جمهور آمریکا معلوم شود.

۱ـ ترامپ باور دارد با دو بازو، یکی مالی (غارت دلارهای نفتی سعودی‌ها و دیگر شیوخ حاکم منطقه خلیج‌فارس که ذخیره‌های بزرگ دلارهای نفتی و گازی دارند) و دوم، حمایت سیاسی ـ تبلیغاتی یهودیان صهیونیست در اروپا و آمریکا و قدرت گفتمان صهیونیستی در جهان برای تشدید جنگ روانی علیه جمهوری اسلامی ایران از طریق شبکه‌های خبری ـ تبلیغاتی رسانه‌هایی که با نفوذ ایپک (سازمان مرکزی صهیونیست‌ها در نیویورک) اداره می‌شوند، قادر است جمهوری اسلامی ایران را در دایره تحریم‌های مالی ـ اقتصادی محاصره کند و مقدمات شورش‌های اجتماعی در داخل ایران را فراهم آورد. از سوی دیگر با استفاده از همین دو اهرم در داخل آمریکا گام به گام خود را به‌نام رئیس‌جمهوری قدرتمند و موفق در افکار عمومی تثبیت کند. در این نقشه راه ترامپ، دولت‌های اروپا (آلمان، فرانسه و انگلیس) همچنین روسیه و چین قدرت‌های فرعی‌اند که در حد لازم مجبور به تمکین می‌شوند. نقشه راه ترامپ از بهانه خارج شدن از معاهده برجام آغاز شده است و در مسیر خود بحران‌های جدید در روابط اقتصادی، تنظیم معاهده‌های تجاری و برهم زدن تعادل در روابط بین‌الملل را به همراه خواهد داشت.

۲ـ مخالفت با ترامپ در نقض معاهده برجام از سوی سه کشور انگلیس، آلمان و فرانسه اگرچه در به هم خوردن روابط تجاری آنها با ایران دیده می‌شود، اما این کشورها که خود در شرایط نامناسب اقتصادی به سر می‌برند، تصمیم یکجانبه ترامپ را فراتر از ضربه‌های تجاری ـ اقتصادی در راستای تحکم یکجانبه‌گرایی رئیس جمهوری آمریکا می‌شمارند که در ادامه، همه اصول چندجانبه‌گرایی در روابط بین‌المللی را به هم خواهد ریخت. چین و روسیه دو قدرت موازی آمریکا در صحنه بین‌المللی نیز مخالفت خود با ترامپ را از همین زاویه نگاه در به‌‌هم‌زدن چندجانبه‌گرایی برای حل بحران‌های بین‌المللی و تثبیت قلدری یکجانبه‌گرایی ارزیابی می‌کنند که به جای صلح، جهان را به‌سوی جنگ جدید سوق می‌دهد.

۳ـ ترامپ و همراهان او در کاخ سفید برطبل اجرایی سیاست‌‌ تحریم‌های همه جانبه و شدید علیه ایران تا شش ماه آینده می‌کوبند، در حالی‌که مشابه همین سیاست را «اوباما» در مقابله با جمهوری‌اسلامی ایران اجرا کرد و مدعی بود ۵۵ کشور در جهان با او همراه و متحدند. فشارهای تحریمی در سیاست تنظیمی اوباما تا سازمان ملل و شورای امنیت کشیده شد و قطعنامه‌های پی‌در‌پی حتی با بی‌تفاوتی و موافقت اروپا، چین و روسیه علیه جمهوری‌اسلامی ایران صادر شد. چرخش به سوی تنظیم معاهده برجام، مسیری بود که اوباما و دولت‌های اروپایی انتخاب کردند و چین و روسیه نیز همراهان این تغییر مسیر و روش شدند. برجام سندی بود که بجای قلدری یک‌جانبه‌گرا، تعامل بر اصل چند جانبه‌گرایی را در روابط کشورها و در صحنه بین‌الملل نشان داد.اکنون «ترامپ» که همه تصمیم‌گیری‌های خود را در لغو تصمیم‌گیری‌های «اوباما» استوار کرده است و به قول «وندی‌شرمن» قائم‌مقام سابق وزارت خارجه آمریکا (دوران اوباما) و رئیس تیم مذاکره‌کننده‌ آمریکا در مذاکرات هسته‌ای ایران و ۱+۵، «ترامپ برای نابودی میراث اوباما، از برجام خارج شد.» معادله روابط اتحادیه اروپا با آمریکا به‌هم ریخته است.

۴ـ بر بستر مواردی که نوشته شد برداشت‌های متعادل و نامتعادل از شرایط کنونی را می‌توان محک زد. کسانی که برداشت متعادل دارند، اولاً گفتگو با دولت‌های باقی‌مانده بر معاهده برجام (انگلیس، فرانسه، آلمان، چین و روسیه) را مفید فایده می‌شمارند، اما بر این باور نیستند که این گفتگوها باید (جدای اروپا از آمریکا) نتیجه دهد تا بخواهیم آن را موفق بشماریم. چنین باوری از جانب افرادی است که برداشت‌های نامتعادل از اصل گفتگوی ایران با این کشورها دارند. دریافت «تضمین» نیز تعریف و ماحصل جداشدن کشورهای اروپایی و حتی چین و روسیه از آمریکا و تقابل سیاسی، اقتصادی و نظامی با ترامپ را در بر ندارد. کسانی که این روزها برداشت‌های نامتعادل را رونق می‌دهند، ابتدا خود پرسشی مطرح می‌کنند که آیا دولت‌های انگلیس،‌ فرانسه و آلمان، ترامپ را رها و ایران را انتخاب می‌کنند؟ سپس خود پاسخ می‌دهند اتحادیه اروپا سالانه ۴۵۰ میلیارد دلار مبادله اقتصادی با آمریکا دارد و ۱۵ میلیارد دلار با ایران؛ به این ترتیب، معلوم است اروپا، آمریکا را انتخاب خواهد کرد، زیرا منافع عمده و اصلی آنها در روابط مالی‌ـ اقتصادی ۴۵۰ میلیارد دلاری در برابر ۱۵ میلیارد دلار مبادله تجاری، اقتصادی با ایران است! با چنین تفسیر نامتعادل، دولت روحانی بدون‌تردید محکوم است و آب در هاون می‌کوبد! بستر تفاسیر نامتعادل از گفتگو با اتحادیه اروپا درباره تصمیم‌گیری ترامپ، زمینه برای تخریب دولت از سوی رقبای راست‌افراطی داخلی او را فراهم آورده است!

ثانیاً، تا اینجای کار مشخص شده است که سه دولت بزرگ اروپایی،‌آلمان، فرانسه و انگلیس نه فقط به تصمیم‌گیری ترامپ تمکین نکرده‌اند، بلکه با رد آن، سیاست خارجی ترامپ را به چالش کشیده‌اند و برای مسدودسازی تحریم‌ها نقشه راه دارند. چنانکه پس از اتمام جلسه سران ۲۸ کشور اروپایی برای اتخاذ «رویکردی مشترک» به‌منظور حفظ برجام، اتحادیه اروپا بسته‌ای متشکل از چهار محور اصلی برای کاهش آثار بازگشت تحریم‌های آمریکا به اقتصاد ایران را پیشنهاد کرد. (شرح آن را در روزنامه‌های امروز بخوانید)

در این فضای خبرساز، می‌توان برداشت‌های متعادل یا نامتعادل داشت. برداشت متعادل نگاه به واقعیت‌ها دارد، اما نقدهای نامتعادل به‌جای ارزیابی واقعیت‌ها، ابتداء برای خود پرسش‌های آرمانی تهیه می‌کند تا پاسخ‌های منفی آنها جذاب شود. حاصل برداشت متعادل، روزنه امید است در حالی‌که برداشت‌های نامتعادل یأس و ناامیدی را فراتر از عاقبت برجام به شاکله دولت روحانی حواله می‌دهد و انفکاک مردم ـ دولت را بستر‌سازی می‌کند.

Email this page

نسخه مناسب چاپ