سوریه امروز و سرنوشت نظام چند قطبی آینده
بخش اول
 

سحرگاه شنبه ۲۵فرودین ۱۳۹۷آمریکا به همراه فرانسه و انگلیس به سوریه حمله موشکی کردند. خودشان می گویند به پایگاه‌های سلاح شیمیایی سوریه حمله کردند. اما برای افکار عمومی توضیح نمی دهند چند سال پیش کل سلاح‌های شیمیایی سوریه تحت نظارت سازمان منع تولید و تکثیر سلاح‌های شیمیایی سوار یک کشتی شد و برای نابود شدن به آمریکا تحویل دادند. حالا سوریه چگونه هم در سال گذشته در خان شیخون و امسال در شهر دوما، از سلاح شیمیایی استفاده کرده است؟ خدا می داند. اما آنچه که جالب تر است این هر سه کشور برای حمله به سوریه آنقدر عجله داشتند که منتظر نتیجه تحقیقات گروه اعزامی سازمان OPCW یا همان سازمان تخصصی که مقرش در لاهه هلند است و کارش مبارزه با تولید و بکارگیری سلاح‌های شیمیایی است، نشدند. حالا عجله آن‌ها برای چی بود لابد موضوع جالبی که برای سرنگون کردن دولت اسد به دست آمده بود، موضوعیت خود را بعد از گزارش این سازمان وابسته به سازمان ملل متحد از دست می‌داد. حسن بهشتی‌پور کارشناس مسائل بین الملل در دیپلماسی ایرانی نوشت:در دورانی که روابط بین‌الملل براساس حقوق تعریف شده از سوی قدرت‌ها تعیین تکلیف می شود، انتظار اینکه در کشوری مانند سوریه که هفت سال است سرنوشتش با بازی بازیگران جهانی و منطقه ای و محلی گره خورده است، قدرت‌های بازیگر بر اساس اصول انسانی رفتار کنند، منطقی نیست. هست؟حالا باید پرسید بالاخره راه حل چیست؟ دل کندن از قدرت برای اسد سخت است. از آن طرف قدرت‌های جهانی نمی‌توانند او و حکومتش را تحمل کنند. دراین میان مردم سوریه چه گناهی مرتکب شده‌اند؟ ازحدود ??میلیون نفر جمعیت این کشور حدود هفت میلیون نفر جابجا شده‌اند. پنج میلیون مجبور به مهاجرت شده اند. بیش از ???هزار نفر کشته شده‌اند. خسارت‌های مادی و معنوی دیگر بماند. آمریکا و متحدانشان در دو سال پیش متقاعد شده بودند اگر اسد سقوط کند داعش و متحدانش در سوریه به قدرت می‌رسند و ارتش آزاد طرفدار غرب در موقعیتی نیست که جانشین اسد شود. به همین دلیل با اسد کنار آمدند اما اکنون که تکلیف داعش و جبهه النصره (احرار شام) و جیش الاسلام در سوریه روشن شده است، به همین دلیل آن‌ها فرصت را غنیمت شمردند و برای سرنگونی دولت مشروع اسد در سوریه دور جدیدی را آغاز کردند.برای برون رفت از این بحران چه باید کرد؟ عقل سلیم می گوید گفتگو و مذاکره برای پیدا کردن یک راه حل جامع و قابل اجراء که بتواند مورد توافق همه بازیگران جهانی، منطقه‌ای و داخلی سوریه قرار گیرد، پیش شرط هر راه حلی خواهد بود. اما آیا اسد حاضر است برای نجات کشورش زمانی را برای سپردن قدرت به دست دیگران، اعلام کند؟ آیا قدرت‌های مداخله‌گر حاضر هستند تضمین‌های کافی بدهند که بستر مناسب را برای اینکه مردم سوریه تصمیم‌گیران واقعی سرنوشت کشورشان باشد، آماده سازند؟ چه کسی می تواند در سوریه امروز امنیت و ثبات لازم را برای اعمال حق تعیین سرنوشت توسط مردم سوریه فراهم کند؟به نظر می‌رسد تعیین تکلیف آینده سوریه در واقع روند تحولات آتی خاورمیانه را مشخص خواهد کرد. شاید حتی بتوان گفت همانطور که تعیین تکلیف شهر برلین آینده نظام دوقطبی را در دوران جنگ سرد مشخص کرد. تعیین تکلیف سوریه و قدرت در دمشق تکلیف نظام چند قطبی آینده را مشخص خواهد کرد.

دیپلماسی راه پایان دادن به بحران سوریه

به گزارش دیپلماسی ایرانی،جرمی کوربین در گاردین نوشت: دولت بریتانیا باید عنوان یک عامل مهارکننده در این بحران عمل کند نه اینکه در اردوگاه ایجاد بحران قرار داشته باشد.زمانه سختی است. پس از حملات موشکی به سوریه حالا وقت این است که برای برقراری صلح تلاش کنیم. بوریس جانسون روز یکشنبه اعلام کرد که اکنون درگیری در مسیر فعلی خود ادامه خواهد یافت و مذاکرات صلح یک بار اضافه است و این صحبت انکار غیرقابل قبول مسئولیت و اخلاق بود .تا اینجا این درگیری ویرانگر با هزینه جان بیش از ۵۰۰هزار نفر، مهاجرت ۵میلیون نفر از سوریه و آوارگی ۶ میلیون سوری در داخل خاک این کشور تمام شده است. ما باید سیاست‌های خود را براساس حل و فصل مسالمت آمیز و مذاکرات قرار دهیم نه اینکه بار دیگر به یک چرخه جدید واکنش نظامی و ضدواکنش وارد شویم.مداخله نظامی خارجی طولانی مدت در سوریه کوچکترین کمکی به مردم نخواهد کرد. سوریه تبدیل به زمینی برای رویارویی قدرت‌های منطقه‌ای و بین المللی شده است. ایالات متحده، بریتانیا، روسیه، فرانسه، ترکیه، ایران، عربستان سعودی، اسرائیل، قطر و امارات متحده عربی در میان این قدرت‌ها هستند. حمله اخیر به مکان‌هایی که گفته می‌شد با قابلیت استفاده از سلاح‌های شیمیایی در ارتباط بودند اشتباه و غلط بود. این امر صرفا نمادین با تخریب ساختمان‌های خالی که به عنوان یک عامل بازدارنده تعریف شد تنها زمینه گسترش عملیات نظامی را ایجاد کرد. این امر خطر ایجاد جنگی بی محابا و مرگ و میر بیشتر انسان‌ها و رویارویی مستقیم آمریکا و روسیه را بیشتر کرد. هیچ راهی برای پایان دادن به جنگ و رنج با ایجاد جنگ وجود ندارد بلکه راه درست دقیقا در جهت مخالف است. تشدید اقدام نظامی تنها باعث مرگ و میر بیشتر و افزوده شدن بر تعداد پناهندگان خواهد شد.هیچ شکی وجود ندارد که استفاده از سلاح‌های شیمیایی باید ممنوع شود. استفاده از این دست سلاح‌ها تنها ابعاد جنایت را افزایش می دهد. دولت اسد بر اساس توافقنامه سازمان ملل متحد در سال ۲۰۱۳ قرار بود که سلاح‌های شیمیایی و ذخایر مهمات خود را تحت نظارات سازمان ممنوعیت سلاح‌های شیمیایی، روسیه و ایالات متحده تحویل دهد. این توافق باید بار دیگر مورد استفاده قرار گیرد و طرف‌های درگیر باید این بار متعهد به انجام آن باشند. بازرسان باید دسترسی کامل برای جمع آوری شواهد و همچنین اختیارات لازم را داشته باشند. روس‌ها باید به تعهد خود در سال ۲۰۱۳ بازگردند و فشار را بر دولت اسد برای همکاری اعمال کنند.همین امر باید در مورد گروه‌های مخالف مسلح صورت پذیرد. بعضی از گروه‌های مورد حمایت سعودی‌ها یا غربی‌ها دسترسی استفاده از سلاح‌های شیمیایی را دارند. از طریق تحریم و در صورت لزوم دادگاه کیفری بین المللی فشار لازم برای کنار گذاشتن سلاح‌های شیمیایی را می توان اعمال کرد. پاسخگو بودن کامل به پایان دادن این تعارض کمک خواهد کرد. کارهای زیادی بدون اینکه بر آتش جنگ افزود در سوریه قابل انجام است. کسانی هستند که از دیپلماسی چندجانبه شکایت دارند اما برای بهبود اوضاع اصرار بر اجرای قانون و تحریم‌های سازمان ملل متحد ضروری است. همانطور که آنتونی گوترش، دبیر کل سازمان ملل هشدار داده است ما نمی توانیم بپذیریم که «جنگ سرد جدید» اجتناب ناپذیر است. پرهیز از جنگ‌های لفظی نیز می تواند به کاهش التهاب در منطقه کمک کند.اقدام نظامی صورت گرفته بسیار سوال برانگیز بود. توجیه دولت در اقدام به این کار و ارائه استدلال‌های بشردوستانه، حتی خود آنها را نیز راضی نکرد. این اقدامات بدون مجوز سازمان ملل انجام شد و حتی پروسه‌های مرسوم داخلی دولت‌های آمریکا و بریتانیا برای اقدامات نظامی انجام نپذیرفت. واقعیت این است که نخست وزیر مجوز اقدام نظامی را بدون اجازه پارلمان صادر کرد و این کار تنها به ضعف دولت متجر می شود. این تقلید از کاری است که رئیس جمهوری آمریکا انجام داده و دولتش را ناپایدار کرده است. به همین دلیل است که ما در اینجا همواره خواستار این بوده‌ایم که در برنامه ریزی برای اقدامی نظامی همیشه پارلمان نظر نهایی را ارائه دهد.اقدامات نظامی بیشتر به بی‌پروایی منجر خواهد شد و حتی می تواند اوضاع را از مداخلات نظامی فاجعه آمیز در عراق، لیبی و افغانستان وحشتناک تر کند. چرا که اوضاع شکننده در سوریه می‌تواند پای کشورهای دیگری مانند روسیه، ترکیه، ایران و اسرائیل را نیز به جنگ باز کند. متاسفانه هیچ طرح یا پیشنهاد سیاسی وجود ندارد. لیبی آخرین نمونه از عملیات نظامی است که بدون توجه به پیامدهای سیاسی صورت پذیرفت. در عین حال بمباران یمن از سوی عربستان سعودی نیز یک فاجعه بشری ایجاد کرد. دولت بریتانیا باید عنوان یک عامل مهارکننده در این بحران عمل کند نه اینکه در اردوگاه ایجاد بحران قرار داشته باشد. ما باید سلاح‌های شیمیایی را نابود کنیم اما باید از نفوذ خود در پایان بخشیدن به هرج و مرج بیشتر در جنگ سوریه استفاده کنیم. یک راه حل دیپلماتیک اجازه خواهد داد تا این کشور بازسازی شود، پناهندگان به خانه خود باز گردند و یک توافق سیاسی اجازه می دهد که مردم سوریه خود درباره آینده شان تصیمیم بگیرند. هیچ چیز برای آینده سوریه از این ضروری تر نیست.همه اینها با کمپین‌های بمباران به دست نمی آید و این چیزی است که مردم بریتانیا از دولتشان انتظار دارند. حالا وقت این است که رهبری سیاسی و اخلاقی خود را به رخ بکشیم نه اینکه به دنبال پاسخ‌های نظامی باشیم.

ورود ارتش عربی به سوریه جدی است؟

رحمان قهرمان‌پور کارشناس مسائل خاورمیانه در گفت‌وگو با خبرآنلاین به بررسی فضای سوریه پس از حمله امریکا به این کشور پرداخته است. پس از دور شدن از فضای ملتهب ناشی از حمله موشکی آمریکا و متحدانش به سوریه برخی ناظران این پرسش را مطرح می‌کنند که آیا ایالات متحده تنها به دنبال ضربه شست نشان دادن به بازیگران پیروز در صحنه سوریه بود یا در پس این جریان واشنگتن قصد دارد استراتژی جدیدی در این منطقه پیاده کند؟ آیا زمزمه‌های حضور ارتش عربی در سوریه جدی است؟ در این باره خبرآنلاین با رحمان قهرمانپور کارشناس مسائل خاورمیانه گفت‌وگو کرده‌ که در ادامه می‌خوانید :

- حمله موشکی آمریکا و متحدینش به سوریه را چگونه ارزیابی می کنید؟ مطرح شدن حضور ارتش عربی در سوریه از تبعات این روند بوده است؟

*همانطور که خیلی‌ها پیش‌بینی می‌کردند، این حمله یک حمله گسترده و فراگیری نبود و حتی پایگاه‌ها و نیروهای روسیه در سوریه هم هدف قرار نگرفتند. حالا این را می‌شود به شیوه‌های مختلفی تشریح کرد. هم می‌شود گفت که ناشی از اعتبار تهدیدات و بازدارندگی روسیه بود که قبل از حمله آمریکا و متحدان غربی‌اش هشدار داده بود که موشک‌هایی را که به سمت اهداف مطلوب آمریکایی‌ها حرکت کنند، رهگیری خواهد کرد. یا می‌شود اینطور گفت که در واقع آمریکایی‌ها برنامه‌ای برای تقابل با روسیه نداشتند، ولی در هر حال آن چیزی که اتفاق افتاد، کمتر از انتظاری بود که می‌رفت و کمتر از تهدیداتی بود که در دولت آمریکا یا حداقل نومحافظه‌کاران آمریکایی انجام می‌دادند. این نشان می‌دهد که وضعیت سوریه به گونه‌ای نیست که آمریکایی‌ها حاضر به پذیرش خطرات و ریسک حضور بلندمدت در سوریه باشند، اما بعد از حمله و در واقع با موضع‌گیری که ترکیه انجام داد و بعد بحث تشکیل ارتش عربی و دیدار بن سلمان از آمریکا پیش از حمله، به نظر می‌رسد که آمریکایی‌ها هنوز از تضعیف محور آستانه ناامید نشده‌اند و همچنان دنبال این هستند که به روش‌های مختلفی این محور آستانه را تضعیف کنند.

- دلیل حمایت ترکیه از این حمله چیست؟

* قبل از این حمله و به‌طور مشخص قبل از ورود ترکیه به عفرین، آمریکایی‌ها از حضور بلندمدت خودشان در مناطق کردنشین سوریه حرف می‌زدند و تلقی این بود که ممکن است آمریکایی‌ها با کردهای سوریه وارد یک ائتلاف بلندمدت شوند. بعد که موضوع ورود ارتش ترکیه به عفرین و شکست کردها پیش آمد و بعد ترامپ اعلام کرد در سوریه نخواهند ماند، حدس و گمان‌ها این بود که آمریکا از همکاری یا از امیدواری نسبت به موثربودن همکاری با کردهای سوریه تا حدی عقب‌نشینی کرده و دنبال یک راه‌حل دیگری ممکن است باشد.این موضع‌گیری ترکیه در ادامه موضع‌گیری قبلی‌اش بود که تاکید کرد اگر منجر به رفتن بشار اسد شود، خوب است و بر روی آن پافشاری کرد و از طرف دیگر سعی کرد که در چارچوب ناتو بگوید که این حمله پاسخی به اقدامات بشار اسد در غوطه شرقی بوده، اما فراتر از این به نظر می‌رسد که آمریکایی‌ها و متحدان آمریکا در منطقه و به‌طور مشخص عربستان همچنان امیدوار هستند که به موازات توافق آستانه خط دیگری را در سوریه باز کنند و این بار بحث تشکیل ارتش عربی مطرح شده که بتواند کنترل مناطق شمالی سوریه، یعنی مناطق عمدتا کردنشین را در اختیار بگیرد.خب قاعدتا اگر چنین ایده‌ای مطرح شده باشد، به نظر می‌رسد که در نگاه اول عربستان و آمریکا خیلی دنبال این هستند، اما ترکیه هم از این وضعیت ناراضی نیست، یعنی ترکیه در حال حاضر در هر دو محور بازی می‌کند که ببیند کدام یک در نهایت غالب می‌شوند، هم با محور آستانه با ایران و روسیه همکاری دارد و هم با محور غرب، یعنی آمریکا، اروپا و تا حدی کمتر عربستان همکاری دارد، اما چون فعلا محور آستانه دست برتر را دارد، ترکیه احساس می‌کند چاره‌ای جز هماهنگی با این محور ندارد، مخصوصا در بحث عفرین و ترکیه با موافقت روسیه و به نوعی می‌شود گفت با همکاری روسیه توانست وارد عفرین شود و آن‌جا را تحت کنترل خودش دربیاورد، لذا ترک‌ها احساس می‌کنند که الان عربستان و آمریکا در ایجاد محور موازی با توافق آستانه ممکن است جدی باشند و لذا به تعبیر ساده همه تخم مرغ‌هایشان را در سبد توافق آستانه نگذاشته است. البته این روند اگر ادامه پیدا کند، قاعدتا ممکن است باعث بی‌اعتمادی هر دو طرف شود، ولی به هر حال فعلا آن چیزی که مشخص است، این است که توافق آستانه دست برتر را دارد و ایران و روسیه، همکاری ترکیه را با اروپا و آمریکا و عربستان در سوریه خیلی جدی نمی‌بینند و به خاطر همین خیلی واکنش منفی نسبت به اظهارات اردوغان نداشتند.

ادامه دارد

Email this page

نسخه مناسب چاپ