سوریه امروز و سرنوشت نظام چند قطبی آینده
رؤیای آمریکا برای تجزیه سوریه
بخش دوم و پایانی
 

به نظر می رسد که ایالات متحده آمریکا برخلاف آنچه که وانمود می کند، نه تنها به دنبال خروج از سوریه نیست بلکه برای عملیاتی کردن طرح‌ها و برنامه‌های توطئه آمیز جدیدی نیز در این کشور، خود را آماده می سازد. رامین حسین‌آبادی در فارس نوشت:به نظر می‌رسد که ایالات متحده آمریکا برخلاف آنچه که وانمود می کند، نه تنها به دنبال خروج از سوریه نیست بلکه برای عملیاتی ساختن طرح‌ها و برنامه‌های توطئه آمیز جدیدی نیز در این کشور، خود را آماده می سازد. طی بیش از هفت سالی که از آغاز بحران سوریه سپری می‌شود، آمریکایی‌ها همواره با اتخاذ تصمیمات یک و چند جانبه درصدد سرنگونی دولت قانونی دمشق برآمده‌اند. ازجمله اقدامات دولت آمریکا در این زمینه می توان به تشکیل ائتلاف بین المللی و غیرقانونی به اصطلاح ضد داعش، حملات گاه و بی گاه به مواضع نظامی سوری، حمایت از شبه‌نظامیان کُرد به ویژه در شمال سوریه و همچنین تسلیح معارضان خارج نشین و افراد مسلح تحت امر آنها اشاره کرد. این‌ها تنها بخشی از توطئه‌هایی است که ایالات متحده آمریکا طی سالهای اخیر در سوریه ترتیب داده است.در آخرین گام نیز آمریکایی‌ها چندی پیش به همراه دو متحد خود یعنی فرانسه و انگلیس، مواضعی در حمص و دمشق را هدف حملات موشکی قرار دادند. اما با این حال، آنها در عملیاتی ساختن اهداف اصلی‌شان از رهگذر این حمله نیز ناکام ماندند. اکنون که بحران سوریه درحال ورود به هشتمین سال خود است و آمریکایی‌ها با تمامی توطئه‌هایی که ترتیب دادند به نتیجه مورد دلخواهشان در سوریه دست نیافتند، مسیر جدیدی را انتخاب کردند تا شاید از طریق آن بتوانند به حداقل اهدافشان در سوریه دست پیدا کنند. سناریوی جدیدی که آمریکایی‌ها برای ضربه زدن به دولت دمشق مد نظر قرار داده اند، سناریوی ایجاد «خودمختاری برای تروریستها» در محور جنوبی سوریه است. پر واضح است که اصلی و اساسی ترین هدف ایالات متحده آمریکا از این سناریوی جدید فراهم کردن زمینه‌های تجزیه خاک سوریه است؛ هدفی که واشنگتن هیچگاه حاضر نشد و حاضر هم نخواهد شد که از آن دست بکشد.

نکته قابل تأمل در خصوص تحرکات خصمانه و جدید ایالات متحده آمریکا در محور جنوبی سوریه این است که مقامات مسکو بیش از هر زمان دیگری نسبت به این تحرکات، هوشیار هستند و به واشنگتن نیز نشان داده اند که جزئیات این تحرکات از چشمان تیزبین روس‌ها پنهان نیست. همین هوشیاری مقامات روسی دربرابر همتایان آمریکایی‌شان می تواند به عنوان یک عامل بازدارنده در برابر تحرکات مشکوک و خصمانه ایالات متحده قلمداد شود؛ بدین ترتیب که آمریکایی‌ها با علم به اینکه تحرکاتشان توسط دستگاه‌های اطلاعاتی روسی به صورت دقیق رصد می شود، مجبورند برای اجرایی کردن اهدافشان بیش از پیش دست به عصا حرکت کنند.درهمین ارتباط، «ماریا زاخاروا» سخنگوی وزارت خارجه روسیه صراحتا اعلام کرده است که مسکو از تحرکات مشکوک آمریکا در جنوب سوریه مطلع بوده و می داند که واشنگتن به دنبال ایجاد خودمختاری برای تکفیری‌های جبهه النصره و گروه‌های مرتبط با آن در محور جنوبی است. منابع آگاه نیز در این خصوص تصریح کرده‌اند که قرار است تروریست‌های جبهه النصره و ارتش آزاد تحت نظارت ایالات متحده آمریکا در جنوب سوریه خودمختاری ایجاد کنند. درهرصورت آنچه که مشخص است، این است که آگاهی مسکو از تحرکات واشنگتن در جنوب سوریه و علنی ساختن بخشی از اطلاعات در این زمینه یک هشدار جدی به مقامات ایالات متحده محسوب می‌شود که همانطور که گفته شد، می‌تواند نوعی عامل بازدارنده دربرابر اقدامات و تصمیمات واشنگتن باشد.

استان‌های جنوبی؛ هدف اصلی ایالات متحده

اکنون که سخن از سناریوی جدید ایالات متحده آمریکا مبنی بر ایجاد خودمختاری برای تروریست‌ها تحت نظارت واشنگتن در جنوب سوریه به میان آمده، این سؤال به ذهن متبادر می شود که ایالات متحده چه نقشه ای را جهت تحقق این هدف طراحی کرده است؟ واقعیت این است که آمریکایی‌ها برای تحقق این هدف روی سه استان جنوبی و مهم سوریه حساب ویژه ای باز کرده اند. استان‌های «درعا»، «قنیطره» و «سویداء» در جنوب سوریه سه استانی هستند که در طرح جدید آمریکا جایگاه ویژه ای دارند.نکته قابل تأمل در این زمینه آن است که هر سه استان مذکور جزو مناطق کاهش تنش تلقی می شوند؛ بدان معنا که در آنجا آتش بس حاکم است. حال آخرین اخبار و گزارش‌ها حاکی از آن است که آمریکایی‌ها ارتشی متشکل از تروریست‌های جبهه النصره و ارتش آزاد را برای یورش به مواضع ارتش سوریه در استان‌های سه گانه فوق الذکر آماده کرده اند تا بدین سان، کنترل کامل هر سه استان جنوبی مهم سوریه به دست تروریست‌های تحت الحمایه واشنگتن درآید. البته آمریکایی‌ها برای آغاز این جنگ بزرگ در جنوب سوریه چاره ای جز متهم ساختن دمشق به نقض آتش بس در مناطق کاهش تنش ندارند. بنابراین، به نظر می رسد که پس از اتهام استفاده دمشق از تسلیحات شیمیایی در شهر دوما واقع در غوطه شرقی، باید طی روزها و هفته‌های آینده هم منتظر اتهام جدیدی از سوی واشنگتن به دمشق تحت عنوان نقض آتش بس در مناطق کاهش تنش در جنوب سوریه باشیم.

آمریکایی‌ها به دنبال آن هستند تا تجربه نیروهای دموکراتیک کُرد سوری موسوم به «قسد» در شمال سوریه را در محور جنوبی این کشور نیز پیاده سازی کنند. واشنگتن معتقد است همانطور که کُردها در شمال سوریه مناطق شبه خودمختار برای خود تشکیل داده اند، می توان از این الگو برای تشکیل خودمختاری برای تروریست‌های تکفیری در جنوب سوریه بهره برداری کرد. به همین دلیل است که آمریکایی‌ها برای فاز اول پیاده سازی طرح خود در محور جنوبی سوریه درحال سازماندهی حدود ۱۲ هزار نفر از اعضای جبهه النصره و ارتش آزاد هستند. هدف اصلی همانطور که پیشتر بدان اشاره شد، تشکیل خودمختاری برای تروریستها تحت نظارت مستقیم آمریکا به مرکزیت استان «درعا» است. با این حال، آمریکایی‌ها در این میان این مسأله را فراموش کرده‌اند که در حال حاضر دست برتر در عرصه میدانی با دولت دمشق بوده و زمام امور در دستان دولتمردان سوری است. لذا یک پاتک و ضد حمله توسط نیروهای سوری در جنوب سوریه می تواند تمامی خواب‌های دولتمردان آمریکایی برای محور جنوبی سوریه را به رؤیایی دست نیافتنی مبدل سازد.

اردن؛ مشکل اصلی واشنگتن

با وجود آنچه که گفته شد اما تمام مشکل آمریکایی‌ها برای ایجاد خودمختاری، در قدرت میدانی ارتش سوریه خلاصه نمی شود و مسائل دیگری را نیز در بر می‌گیرد. مسأله و مشکل آمریکایی‌ها اینجاست که اردن نیز به دلیل اشراف بر تبعات منفی استقرار تکفیری‌ها در جنوب سوریه که هم مرز با امان است، هیچگاه زیر بار چنین طرحی نخواهد رفت و برعکس، با آن مقابله هم خواهد کرد. مقامات امان نیک می‌دانند که عملیاتی شدن این سناریو تهدید جدی برای امنیت ملی آنها محسوب می شود و خاکشان را در تیررس تروریست‌های تکفیری قرار خواهد داد. مسئولان اردنی همچنین به این واقعیت نیز واقف هستند که ممکن است آمریکایی‌ها پس از مستقر ساختن تروریستهای تحت امر خود در مرزهای امان، از آنها به عنوان اهرم فشاری بر اردن جهت جامه عمل پوشاندن به اهدافشان در منطقه بهره برداری کنند. لذا اردنی‌ها تحت هیچ شرایطی حضور تروریست‌ها در مرزهای خود در جنوب سوریه را برنمی تابند. این نکته را نیز باید در نظر گرفت که چندی پیش مقامات اردنی با ارسال نامه‌ای به «بشار اسد» رئیس جمهوری سوریه خواستار هماهنگی‌های امنیتی میان دو کشور در جنوب سوریه شدند. مقامات امان از دولت دمشق درخواست کردند تا در صورت آغاز عملیات نظامی در جنوب سوریه یعنی مرزهای اردن، در این زمینه هماهنگی‌های امنیتی ـ اطلاعاتی میان دو طرف صورت پذیرد. این بدان معناست که مقامات اردن در مسأله امنیت ملی خود که تحرکات آنها در جنوب سوریه تهدید کننده اصلی آن است، با واشنگتن سر سازش ندارند. بنابراین، آمریکایی‌ها برای اجرایی ساختن طرح و سناریوی شوم و جدید خود در جنوب سوریه کار آسانی در پیش ندارند و خود نیز می دانند که دمشق دربرابر این تحرکات خصمانه و مشکوک دست بسته نخواهد نشست؛ به ویژه اینکه اکنون ابتکار عمل در زمینه میدانی را نیز در دست دارد.

هدف غرب از حمله موشکی به سوریه

آمریکا و غرب با حملات موشکی و فشار سیاسی به دولت سوریه و روسیه می‌خواهند تضمینی درخصوص در امان ماندن موجودیت اسراییل دریافت نمایند و همچنین با ایجاد ائتلاف جدیدی با محوریت عربستان در خاک‌ سوریه، قصد محدود نمودن دایره عمل ایران در این کشور را دارند. به گزارش ایسنا، افشین غلامی، خبرنگار جنگ و پژوهشگر مسائل خاورمیانه در یادداشتی درباره حمله جدید به سوریه نوشته است: بار دیگر آمریکا و همپیمانانش به مواضع ارتش سوریه در شمال و مرکز سوریه حمله موشکی کردند. تا اکنون آمریکا و اسراییل چندین حمله موشکی گسترده را به پایگاه‌های راهبردی ارتش سوریه در خاک این کشور انجام داده‌اند و دست بر قضا نقاطی را برای ضربه‌زنی انتخاب کرده‌اند که نیروهای مستشاری ایرانی هم در آن‌ها حضور داشته‌اند. این اقدامات چند هدف عمده دارد که به صورت خلاصه در سه سطح آن‌ها را تشریح می‌کنم: در سطح خرد، دنیای غرب به رهبری آمریکا قدرت گیری ایران در سوریه را نمی‌خواهد بپذیرد و با توجه به آن که حضور ایران در سوریه به دعوت رسمی دولت مرکزی این کشور بوده، سعی دارد تا آنجایی که می‌تواند مشروعیت ایران را با حملات موشکی و فشار به اذهان عمومی سوریه برای خارج کردن نظامیان ایرانی، تحت تاثیر قرار دهد. همچنین آمریکا می‌خواهد با این اقدام، جامعه جهانی را علیه ایران با این عنوان که ایران در امور سوریه دخالت می‌کند، بسیج کند. در حال حاضر آمریکا با حضور لجستیکی و نظامی و دایر کردن فرودگاه‌های نظامی و موشکی در شرق فرات و کُردستان سوریه و منطقه التنف واقع در مثلث مرزی سوریه- عراق- اردن که تحت تصرف گروه مغاویرالثوره وابسته به ارتش آزاد سوریه است و همچنین کمک‌ به ایجاد خطوط دفاعی به گروه‌های معارض دولت اسد در جنوب سوریه و استان درعا قصد دارد در وهله اول ایران را از رسیدن به مرزهای اسراییل دور نگه دارد و در مرحله بعدی توان رزمی و نفوذی ایران را در سوریه کاهش دهد و معادله را به نفع برتری نظامی رژیم صهیونیستی تغییر دهد؛ امری که برای اسراییل فوق‌العاده حیاتی است. در سطح میانه، آمریکا با اجماع منطقه‌ای علیه ایران و ایجاد هماهنگی میان مخالفان ایران و وارد کردن رسمی نیروهای نظامی آنان به قضیه سوریه، قصد دارد حلقه محاصره علیه دولت اسد و سپاه را تنگتر کند. در واقع اگر نیروهای نظامی دیگری تحت عناوین و ائتلاف‌های مختلف در سوریه به وجود آید، آمریکا بهانه بیشتری برای حضور در سوریه پیدا خواهد کرد و ورود نظامیان عربستانی و مصری و… تحت عنوان نبرد با داعش در شرق سوریه، می‌تواند این مسئله را قوت ببخشد. آمریکا در این مسئله به دو هدف عمده می‌رسد. ابتدا به منظور بازدارندگی نقش ایران در منطقه، جنگ نیابتی یمن را به سوریه کشانیده و به صورت مستقیم عربستان و ایران را در سوریه در برابر هم قرار می‌دهد و سپس هزینه‌های تقابل با ایران را بین همپیمانانش تقسیم می‌کند؛ کاری که ترامپ قول آن را داده بود و با ورود فرانسه به شمال سوریه بخشی از آن اجرایی شد.در سطح بالاتر، آمریکا قصد دارد با ائتلاف قویتر و ثروتمندتر، نقش روسیه در سوریه را کم رنگ نشان دهد؛ امری که با حملات چندباره موشکی به خاک سوریه تا حدی آن‌ را اجرایی نموده است. در واقع آمریکا می‌خواهد ائتلاف علیه منافع خود را به شکست بکشاند. بر همین‌ اساس، قصد دارد نتایج نشست‌های “آستانه” را تحت تاثیر قرار دهد. آمریکا می‌داند با این اقدامات، ترکیه به عنوان‌ عضوی از ناتو تا ابد شریک روسیه نخواهد ماند و ترک‌ها با برداشتن سهم‌ خود از شمال سوریه، هر آن‌ ممکن است دوباره به سمت غرب چرخش کنند، به همین دلیل سعی دارد اردوغان را با این قبیل اقدامات از روسیه جدا کند. در سوی دیگر آمریکا و کشورهای قدرتمند اروپایی می‌خواهند با تحریم‌های اقتصادی و گوشه گیر کردن روسیه در اقتصاد جهانی، زمین سوریه را از روسیه بستانند یا حداقل روسیه بپذیرد که خواسته‌های غرب هم در سوریه اجرایی شود؛ امری که پیشتر با تقسیم شرق و غرب فرات به عنوان حوزه استحفاظی دو طرف مشخص شده بود. در حال حاضر، مشکل اصلی غرب در سوریه دو چیز است، یکی حضور ایران در سوریه و مخاطره مرزی با اسراییل و دوم شکل گیری محور مقاومت که در غرب آسیا تبدیل به نقطه مقابل سیاست‌های کلان غرب در خاورمیانه شده است. در واقع برای غرب شکل گیری منسجم محور مقاومت، یعنی دسترسی به عمق استراتژیک آن‌ها و به خطر افتادن منافع بلند مدت آمریکا و همپیمانانش در منطقه که این خوشایند آنان نخواهد بود.

Email this page

نسخه مناسب چاپ