محک
همبستگی ملی
ابوالقاسم قاسم زاده
از نگاه گوناگون گرایش‌های سیاسی شرایط امروز کشور در داخل و در روابط خارجی نقد و ارزیابی می‌شود. برخی به صورت مستمر انگشت تأکید بر اخبار منفی و کمبودها و کاستی‌ها می‌گذارند و در این روش به خصوص مشکلات اقتصادی و سوء مدیریت‌ها علی‌الخصوص در مدیریت کلان کشور، مرکزیت و محور نقدهای آنها را در بر دارد. در این روش سوژه‌های بسیاری می‌توان یافت که به قول معروف اسب زبان و قلم را در آن حیطه چنان می‌تازند که پی‌آمد و نتیجه آن تشدید ناامیدی و یأس در جامعه است و دولت را بر سکوی اتهام‌های گوناگون ملامت و محاکمه قرار می‌دهند.

عادت بر این روش در تاریخ سیاسی ـ اجتماعی ایران، به‌خصوص از دورانی که مطبوعات و روزنامه‌نگاری تا رسانه‌های گوناگون دیداری و شنیداری محمل ارتباطات مردم با هم و با دولت شد، رواج داشته و همین فرهنگ تا امروز ادامه دارد. ضرب‌المثل، نمایش نیمه پرلیوان یا خالی آن، برآمده از عادت به همین روش و در یک کلام، منفی‌ بافی مستمر است. همواره در هر کشوری و در هر جامعه‌ای اخبار منفی و تخریبی در جریان است. اخبار هیچ کشوری را در این برهه از زمان نخواهید یافت که فارغ از حوادث و رویدادهای منفی، دلهره‌آور و دلسردکننده نباشد. تفاوت در این است که گسترش اخبار منفی چنان فراگیر و به فرهنگ عمومی مبدل شود که آرام آرام همبستگی ملی و اجتماعی را تضعیف‌ کند و بستر گسست‌های اجتماعی را فراهم آورد.

ما اکنون با واقعیتی مواجه هستیم که راضی یا ناراضی از شرایط کنونی کشور، آن را انکار نمی‌کند. آن واقعیت این است که ایران در جریان جنگ روانی شدیدی قرار داده شده است. می‌نویسم قرار داده شده است، زیرا این جنگ با استفاده از تمامی توان رسانه‌ای به‌خصوص در غرب علیه جمهوری اسلامی ایران کلید خورده است.

مثلث ترامپ، نتانیاهو و محمد‌بن‌سلمان سعودی هدایت سیاسی، مدیریت رسانه‌ای و مالی این جنگ را به‌عهده دارند. خط سیاسی، شکستن همبستگی ملی مردم ایران برای ایجاد شورش‌های اجتماعی است و متاسفانه در داخل کشور به گونه‌های مختلف به این طراحی (جنگ روانی) خوراک داده می‌شود. سوژه‌ها اغلب در داخل کشور ساخته می‌شوند یا رخ می‌دهند، آنگاه از طریق رسانه‌های فارسی‌زبان خارجی در صدر اخبار قرار می‌گیرند و جریان سیاسی ـ تبلیغاتی برای آن ساخته و پرداخته می‌شود.

این سوژه‌ها از مصاحبه‌ شخصیت‌های رسمی و غیررسمی از تضارب خصلتی و تشکیلاتی و نقدهای حذفی گرفته تا سخنرانی‌ها از تریبون‌های رسمی و مهم از داخل مجلس تا نماز جمعه‌ها و نوشته‌ها و نظرپردازی‌های روزنامه‌ها آن هم در فضای تقابل جریان‌های سیاسی، به دست می‌آید.

گوشه دیگر تهیه خوراک برای جنگ روانی علیه ایران، سوء‌مدیریت در داخل است که در چند روز گذشته دو نمونه آن را شاهد بودید؛ یکی موضوع طرح کولبران و اعتراض آنها، دیگری اعتراض در شهر کازرون برای طرح تقسیم ناحیه‌ای که اغلب مسئولان از «غیرضروری» بودن آن می‌گویند. جریانی که بخش‌های خبری و تفسیری رسانه‌های فارسی‌زبان با حک «شورش اجتماعی» از این دو سوژه خبری بهره‌گیری کردند. خط تحقق شورش اجتماعی در ایران از مسیر استمرار جنگ روانی عبور می‌کند که اکنون در جریان است و آتش تهیه این جنگ را سوژه‌سازی‌هایی در داخل کشور فراهم می‌آورد که ناشی از سوء‌مدیریت‌ها یا خصلت‌های کور سیاسی و جزمیت‌های تشکیلاتی و فردی اشخاص صاحب‌نام و دارای مسئولیت در استفاده از تریبون‌های رسمی و مهم است.

ماموریت رسانه‌های بیگانه، پژواک این سوژه‌ها با داعیه اطلاع‌رسانی برای بسترسازی شورش‌های اجتماعی است که در این مرحله از آن به جنگ روانی علیه جمهوری اسلامی ایران یاد می شود.

پادزهر اجرای جنگ روانی، همبستگی ملی است. برای همبستگی ملی نیاز مبرم به رشد آگاهی عمومی، دست ‌برداشتن از جریان سازی‌های حذفی، مثبت‌نگری، مسئولیت‌پذیری گفتارها و نوشتارها، درک حساسیت زمان و طرح‌های دشمنان خارج نشین، شناخت فنی و اطلاعاتی ابعاد پیچیده گفتمان صهیونیستی و سلطه رسانه‌ای صهیونیست‌ها در غرب و… است. اگر همبستگی ملی را باور داریم و آن را ضروری و لازم می‌دانیم، اولین قدم دست شستن از منافع باندی، تشکیلاتی و جزمیت‌اندیشی‌های فردی و خصلتی است. مخاطب جنگ روانی مردمند اما آتش تهیه آن از سوژه‌هایی بر می‌آید که اغلب مسئولان و شخصیت‌های صاحب‌نام فراهم می‌آورند.

Email this page

نسخه مناسب چاپ