یادداشت/به مناسبت وفات مؤمن قناعت، شاعر نامدار تاجیک
زیبا همچو لعل بدخشان
على اصغر شعردوست
 

استاد مؤمن قناعت که در بین تاجیکان به مؤمن شاه اشتهار داشت و در این ایام دار فانى را وداع گفت، در ۲۰ ماه مى سال ۱۹۳۲میلادى در ناحیه قلعه خُم ولایت خودمختار کوهستان بدخشان متولد شده بود. مؤمن قناعت به یقین جزء چند شاعر تراز اول تاجیکستان به شمار مى رود. در مقایسه میان سروده هاى شاعران تاجیک که در کشورمان منتشر شده اند، اشعار مؤمن قناعت بیش از دیگران به سنتهاى شعر پارسى، پایبندى نشان داده است و این ویژگى خاصى است که آن مرحوم را در میان همگنان متمایز مى کند. گرچه دلمشغولى این شاعر نامدار تاجیک امروزى بود، اما وى در جست‌و‌جوى صورت و شکل ارائه این دلمشغولیهاى امروزین به سنّت ادبى گذشته بود. این رویکرد در توجه به قواعد موسیقایى شعر پارسى و شعر عروضى به نحو برجسته اى نمودار است. به جرأت مى توان گفت که در میان شاعران معاصر تاجیک، هیچیک به انداره مؤمن قناعت به قواعد عروض شعر فارسى پایبند نیستند و در سروده هاى خویش بدان عنایت ندارند. این اهتمام ویژه به رعایت قواعد عروضى و مدنظر داشتن قواعد موسیقى عروض شعر پارسى موجب شده که شعر مؤمن از سلامت و سلاستى که لازم است برخوردار باشد. شیوه نگاه او به شعر، بى شباهت به استاد بى بدیل شعر فارسى، ملک الشعراى بهار نیست. بهار نیز در حیات شاعرى خود دلبستگى تمام به سنتهاى شعرى نشان داد. زبان شعر استاد مؤمن، امروزى بود و دایره واژگانى که در ساختمان شعر خویش به کار گرفته متنوع٫ منظومه هاى بلند وى نمایانگر توانایى و اقتدار شاعر در به کارگیرى قالبهاى شعرى کهن جهت خلق مضامین جدید بود.

در حقیقت شعر مومن قناعت، همانند شخصیت اوست: اصیل، با مهابت، آرام و عمیق و به هنگام ضرورت مملو از شور و شوق و حماسه. مومن قناعت همچون دیگر شاعران تاجیک درد هویت دارد و هویت خود را در تاریخ نیاکان جست و جو می کند.

مومن قناعت، زاده بدخشان تاجیکستان است، سرزمین لعل و شعر. دلبستگی مومن به ابن سیناست که سالها در احوال و اندیشه او مطالعه کرده و زندگینامه ای از این متفکر تهیه کرده است. داستان بلند منظوم گهواره ابن سینا نشان وابستگی اندیشه مومن به متفکران فرهنگ سترگ ماست.اما مومن در گذشته نمانده است و بر آن است که میراث آن بزرگان را به امروز پیوند زند تا دوباره شور و نشاط ادب کهن زبان پارسی را احیا کند .

آلژاس سلیمانوف، شاعر معروف و معاصر قزاق، بدرستی در مقدمه خود نوشته است که «گاهی به روستای دوردست کوهستان (بدخشان و پامیر) می روم و خود را معرفی می کنم: من دوست مومنم» چراکه این به معنای تذکره ورود به همه وطن مومن است که مردم آن دیار دلباخته دوست و خدمتگزار شاعر خود است.۱

شعر مومن، چون دیگر شاعران تاجیک، از مرثیه خالی نیست. مرثیه مومن به درگذشتگان نیست. مرثیه او مرثیه غریبی و غربت از دیار آشناست. مرثیه او برگسستن از پیوندهای دیرینه است. اما بعداز دیدار از ایران مومن دیگر مرثیه نمی خواند. او به آرزوهای خود رسیده بود. حافظیه را زیارت کرده، به خاکبوس سعدی رفته بود. پیشانی بر خاک حماسه سرای تاریخ ادب پارسی، فردوسی عظیم، سوده و بر قبر و خاکجای سراینده شاهنامه، فاتحه خوانده و در هر مناسبتى احساس خود را با سروده هاى فخیم بیان کرده بود.آن بزرگ از دست رفته بعد از دیدن تخت جمشید در شعر زیر از تخت جمشید تصاویری رویایی ارائه می کند:

چو بالا می شوم بر مسند خورشیدی جمشید

که دارد آشیان ایزد

که دارد خاکدان خورشید

در آن قصر خراباتی که دارا بود و دنیا بود

درفش کاویانی نیزه ای از ماه بالا بود

به هوادارى زبان تاجیکى- فارسى مى سراید:

فارسى گویى، درى گویى وَرا

هرچه مى گویى بگو

لفظ شعر و دلبرى گویى وَرا

هرچه مى گویى بگو

بهر من تنها زبان مادرى ست

همچو شیر مادر است

بهر او تشبیه دیگر نیست، نیست

چون که مهر مادر است ۲

مومن فرزند خلف ناصر خسرو قبادیانی، بعد از لایق شیرعلى دومین شاعر از فرارودان بود که در دهه هفتاد شمسى گزیده اشعارش در انتشارات بین المللى الهدى در ایران به الفباى فارسى توسط اینجانب منتشر شد، با اینکه مؤمن نیاز به شهرت نداشت که به حد کافى از آن برخوردار بود، اما بعداز نشر کتابش در ایران بر خود می بالید که گزیده اشعار او در ایران عزیز به الفباى فارسى چاپ شده است، و بدین ترتیب مردمان ایران و افغانستان و فارسى زبانان اقصى نقاط جهان مى توانند شعر او را بخوانند. مؤمن قناعت خاطرات فراوانى از دورانهاى مختلف زندگى خود را به من گفته است. او در خلال نقل یکى از خاطرات سفرش می گفت: «به یکی از کشورهای عربی حوزه خلیج فارس رفته بودم. میهمان امیر شدم و مرا معرفی کردند. امیر عرب گفت به کشور ما در خلیج خوش آمدی. شنیده ام شاعری، برای ما شعری بخوان. فی البداهه شعری سرودم که ردیف آن خلیج فارس بود. امیر تا آخر مجلس تلخ شدو دیگر چیزی نگفت.»۳

به راستی مومن جز فرزند خلف ناصرخسرو آن فرزانه شجاع نیست. حقیقت گویی در ذات اوست و شعر او تجلی چنین روحیه ای است. صمیمیت کم نظیرى بین من و آن مرد وارسته بود، الفتى که در سالهاى اولیه استقلال تاجیکستان شکل گرفت، و طى سالهاى جنگ داخلى تاجیکستان که مؤمن در تهران اقامت داشت با دیدارهاى متناوب تقویت شد و در سالهایى که سفیر ایران در تاجیکستان بودم به اوج خود رسید. مؤمن چند نوشته در مورد اینجانب دارد که سطورى از یک نوشته اش را نقل مى کنم: دوست گرامى قدر من على اصغر شعردوست را، از هر زاویه اى که بنگرى، همان یک چهره را مى بینى؛ اندیشه مند، طبیعى، صمیمى، گل تبسم در لب. از فعالیت‌هاى علمى، ادبى، فرهنگى، سیاسى و اقتصادى که در تاجیکستان انجام داده است، چهره او همچون چهره استاد سعید نفیسى و دکتر خانلرى سراوّل چهره دوست و آشناست. در شعر فارسى و تاجیکى چندان فرو رفته، که نمى دانید از کجا بیرون مى آید: از شیراز،تبریز، بلخ، بخارا، پنج رود یا ختلان و بدخشان؟ اصلاً براى او مهم نیست که از کجا بیرون مى آید، خواست او این است که شکوه و عظمت شعر فارسى-تاجیکى را در پیوند ناگسستنى، در کشف و واکنشهاى نو بدیعى ببیند. کتاب تدقیقاتى او «چشم انداز شعر امروز تاجیکستان» دلیل همین محبت است. از سال ۱۹۹۱ تاکنون ۱۴۰ عنوان کتاب شاعر و نویسنده ها و عالمان تاجیک با تشبث و پیشگفتار على اصغر شعردوست در جمهورى اسلامى ایران چاپ شده اند، که کس دیگر این کار را کرده نمى تواند. در همه کارش روشنى هست. راهش روشن باد!۴

مؤمن قناعت براى «موجهاى دنیپر» جایزه کامسومول لنینى جمهورى(۱۹۶۶م)، براى داستانهاى «سروش استالینگراد» و «تاجیکستان اسم من» جایزه دولتى اتحاد جماهیر شوروى سوسیالیستى(۱۹۷۷م) و براى داستان «گهواره سینا» جایزه دولتى رودکى جمهورى تاجیکستان را دریافت کرد.از دیگر آثار استاد مؤمن قناعت آثار زیر را مى توان نام برد که به زبان روسى در مسکو منتشر شده‌اند:

ستاره هاى زمین، داستان آتش، کاروان نور،سروش استالینگراد، من و شبهاى بى خوابى، گهواره سینا، آثار منتخب (در دو جلد)، کتابهاى زخمین، آتش عشق، راهها و بالها، موجها، نور در قلّه ها و …که در فاصله سال‌هاى ۱۹۶۳ تا ۱۹۸۴ میلادى در مسکو منتشر شده اند. کتابهاى استاد مؤمن قناعت همچنین در دیگر جمهوریهاى شوروى ترجمه و به طبع رسیده اند. بسیارى از آثار او به زبانهاى ازبکى ، اوکراینى، قزاقى، انگلیسى، آلمانى، هندى، عربى، اسپانیایى، فرانسوى و غیره ترجمه شده اند. وى از سال ۱۹۶۱ میلادى عضو اتحادیه نویسندگان اتحاد شوروى بود ۵

منابع:

۱- یادگار روزگار، جلد اول- على اصغر شعردوست- انتشارات سروش- تهران۱۳۷۷- ص۴۸۴

۲- ایران در شعر معاصر تاجیکستان – على اصغر شعردوست- شرکت انتشارات علمى و فرهنگى- ص۱۰۴

۳- گلچینى از اشعار مؤمن قناعت- به کوشش قهرمان سلیمانى- انتشارات بین المللى الهدى- ص ۱-۶

۴- پیکى از سرزمین فرهنگ- گردآورنده: بحرالدین میرزایف- چاپخانه بخارا، دوشنبه- ص۳۳۸

۵- تاریخ ادبیات نوین تاجیکستان- على اصغر شعردوست-انتشارات علمى فرهنگى تهران۱۳۹۰- ص۴۵۹

Email this page

نسخه مناسب چاپ